دروغ های شاخدار از ناحیه ی طرفداران فلسفه و عرفان و معارف بیگانگان
(آقایان غرویان و رمضانی)
مدتی است رسوائیهای پی در پی طرفداران مکتب یونان و فلسفه و تصوف در مباحث علمی و مناظرات با طرفداران مکتب امام صادق علیه السلام و معارف قرآن و عترت، قافیه ی آنها را به تنگ آورده و موجب شده که به جفنگ آیند.
مدتهاست که این طایفه ی بی تقوا و جبری مسلک ها و وحدت وجودیها چونان گرگ های در لباس میش به جان عقاید شیعه افتاده اند تا ایتام آل محمد را از مکتب معارفی اهل بیت عصمت و طهارت و علوم نورانی قرآن و عترت جدا سازند قرآن و عترتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنقدر سفارش آن را نمود که: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً (یعنی من دو گوهر گرانبها در میان شما می گذارم و می روم قرآن و عترتم را، مادامی که به این دو تمسک کرده باشید ـ و لا غیر، نه به معارف بیگانگان ـ هرگز گمراه نخواهید شد.)
آری مدتی است که این تحرکات مرموز شدت بیشتری گرفته و با طرفندهای جدیدقصد براندازی معارف اهل بیت از جامعه ی تشیع را دارند لذا با لحنی آرام و از روی ارادت و محبت و بسیار فریبنده ، شروع به نسبت های ناروا به مراجع تقلید شیعه و تحریف در مبانی اعتقادی آنها نموده تا شاید از این طریق توده های مردم متدین و پیروان مرجعیت مخصوصاً عوامهای عالم نما را به سوی خود و معارف بیگانگان جلب نمایند.
چندی پیش شخصی به نام محسن غرویان نسبت دروغی به آیت الله العظمی مکارم شیرازی داد و این بار در ادامه ی همان طرح و نقشه ی شوم شخصی به نام رمضانی نسبت دروغ به آیت الله العظمی سیستانی می دهد و بعد از این نوبت چه کسی است که مأموریت پیدا کند چنین اتهاماتی را به مرجعیت شیعه وارد کند خدا می داند.
اما نسبت دروغی که آقای محسن غرویان به آیت الله العظمی مکارم شیرازی داده است در ضمن استفتائی که در همین موضوع از ایشان شده است چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته
سؤال: برخی1 ادعا میکنند:
(حضرت آیت الله العظمی مکارم حکم کفر را برای قائلین به وحدت وجود در رسالهشان آورده بودند، وقتی آقای حسن زاده شنیدند و برای ایشان توضیح دادند آن مسأله را از رساله خود برداشتند، پس الان هم فقهایی هستند که بعد از تبیین و توجیه مسأله، دیگر فتوای به کفر نمیدهند)
ولی برخی از اساتید حوزه میفرمایند:
مطلب فوق نادرست است بلکه بحث فقها در مورد تشخیص معانی و احکام وحدت وجود بسیار دقیقتر و حساب شدهتر از آن است که بتوان این مطالب بیاساس را به ایشان نسبت داده لذا نظر آیت الله العظمی مکارم در مورد وحدت وجود، هم اکنون در سایت ایشان صریحاً موجود است. نظر شریف در مورد نسبت فوق چیست؟
جواب: بسمه تعالی. این مطلب صحیح نیست2 و آنچه ما در مورد حکم وحدت وجود گفتهایم نظر غالب فقهای شیعه است. نظر ما به شرح زیر است:
وحدت وجود معانی متعددی دارد آن چه به طور قطع باطل، و به عقیده همه فقها موجب خروج از اسلام است این است که کسی معتقد باشد: «خداوند عین موجودات این جهان است، و خالق و مخلوق، عابد و معبودی وجود ندارد، همان طور که بهشت و دوزخ نیز عین وجود اوست» و لازمه آن انکار بسیاری از مسلمات دین است. هرگاه کسی ملتزم به عین وجود اوست» و لازمه آن انکار بسیاری از مسلمات دین است. هرگاه کسی ملتزم لوازم آن بشود خارج از اسلام است، و غالب فقهای معاصر ـ اعم از احیا و اموات ـ این موضوع را پذیرفته، و در حواشی عروه به آن اشاره کردهاند.
همیشه موفق باشید
26/3/1390
پی نوشت:
1- آقای محسن غرویان در مجله ی سمات شماره اول صفحه 90
2- یعنی آقای محسن غرویان نسبت دروغ به حضرت آیت الله العظمی مکارم داده است.
و اما نسبت دروغی که آقای رمضانی به آیت الله العظمی سیستانی داده است و پاسخ آن مرجع عالیقدر چنین است:
حسن رمضانی می گوید: دوست عزیز … ما را به جناب آقای سیستانی به عنوان کسی که در حوزه ی علمیه قم به تدریس علوم عقلی و عرفانی و کتابهای اسفار، اشارات و مخصوصاً کتاب فصوص الحکم اشتغال دارد معرفی کرد.
اینکه عرض می کنم «مخصوصاً کتاب فصوص الحکم» به خاطر حساسیتی است که روی این کتاب وجود دارد متأسفانه در همین حوزه ی علمیه قم کتاب فصوص الحکم از منظر خیلی از افراد و حضرات [مراجع تقلید شیعه و علمای آگاه] از جمله کتب ضاله و بدنام است چون مؤلفش محی الدین ابن عربی است که وحدت وجودی و متهم به کفر و زندقه است لذا وقتی که پیش خیلی از این آقایان از فصوص نام برده می شود عکس العمل منفی از خود نشان می دهند اما برخورد حضرت آیت الله سیستانی با شنیدن این که من از کسانی هستم که در حوزه ی علمیه قم کتاب فصوص را تدریس می کنم بسیار دلنشین و جالب بود.
… [آیت الله العظمی سیستانی:] من بحمد الله تا حالا اطلاعاتم نسبت به عرفان و تصوف خوب، جامع و کامل است و از نظر جناب سیدحیدر آملی در مقدمه جامع الاسرار یا در مقدمه شرحش بر فصوص که به پیوند بین تشیع و تصوف قائل است کاملاً مطلع هستم.
توضیح رمضانی:
البته صرف اطلاع نبود، چون ایشان وقتی فرمودند مطلع هستند گرچه صریحاً نگفتند مطلب سیدحیدر را قبول دارم یا ندارم، اما طوری آن سخن را گفتند که کاملاً استنباط می شد که ایشان به این باور رسیده اند که بین تشیع و تصوف حقیقی ـ نه تصوف منحرف از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ـ پیوند برقرار است.
خلاصه: آقای رمضانی با چنین نسبت های تأیید نشده ای می خواهد بگوید روش آیت الله العظمی سیستانی در معارف همان روش محی الدین در فصوص است و کتاب فصوص الحکم و جامع الاسرار را تأیید نموده و پذیرفته اند.
نسبت های دروغ از ناحیه ی رمضانی به آیت الله العظمی سیستانی
آیت الله العظمی سیستانی جزئیات دیدار خود با حجت الاسلام رمضـانی را تکذیب کرد
چندی پیش حضرت آیت الله العظمی سیستانی آقای حسن رمضانی معلم کتاب مردود فصوص الحکم ابن عربی را در نجف اشرف به حضور پذیرفت در این دیدار عمومی چند دقیقه ای، جناب رمضانی خود را به عنوان استاد عرفان صاحب فصوصی معرفی نمود و در این زمینه (بنا به نقل رمضانی)گفتگوهایی صورت گرفت.
طبق مبانی اعتقادی آیت الله العظمی سیستانی برای همه معلوم و روشن بود که آن بزرگوار مانند سایر فقها که با عرفان صاحب فصوصی مخالف هستند علی القاعده بایددر این گفتگو اشکالات اصولی محی الدین را به رمضانی تذکر داده باشند و حکم شرعی تبلیغ وترویج از چنین کتاب باطلی را در این گفتگو به رمضانی تذکر داده باشند و یا کلیاتی از عرفان قرآن نه عرفان فصوص الحکم را بیان فرموده باشندو یا حداقل به عنوان اکرام میهمان (ولوکان کافرا) در این زمینه صحبتی نکرده باشند و مشغول گفتگوهای معمولی شده باشند چه رسد به این که تأیید عرفان ابن عربی را کرده باشند.
اما جناب رمضانی پس از بازگشت به ایران مسائل مهمی را درباره ی عرفان در سایت ها و جراید مطرح کرد و این که حضرت آیت الله العظمی سیستانی به آقای رمضانی به عنوان این که استاد عرفان صاحب فصوصی است احترام کرد، همین را دلیل بر این گرفتند که این مرجع عالیقدر طرفدار ابن عربی است و عرفان صاحب فصوصی را تأیید کردند و در سایت ها تلویحاً این نسبت را به این مرجع بزرگوار دادند.
چند روز بعد حضرت آیت الله مروارید که از شاگردان طراز اول آیت الله العظمی سیستانی هستند و هم چنین علامه ی محقق حضرت آیت الله سید جعفر سیدان که وکیل تام الاختیار آن مرجع عالیقدر می باشند، در نجف اشرف با ایشان دیدار کردند و در مورد مطالب مطرح شده با آقای رمضانی و نسبت هایی که او به معظم له داده است گفتگو نمودند.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی که از پرورش یافتگان مکتب معارف خراسان است در این دیدار از انتساب این گونه مطالب به خود ابراز ناراحتی کردند و جزئیات این دیدار را تأیید نکردند و نظر خویش را در پاسخ به سؤالی چنین بیان داشتند:
بسمه تعالی
محضر مبارک آیت الله العظمی آقای سیستانی دام ظله العالی
با اهد اء تحیات وافره به عرض عالی می رساند: با توجه به مطالب منسوب به حضرتعالی در بعضی از سایت ها مبنی بر تأیید (عرفان صاحب فصوصی) تقاضا می شود نظر شریف را د ر این رابطه اعلام فرمائید:
بسمه تعالی
این جانب د ر ارتباط با معارف اعتقـاد ی به روش اکابر علمای امامیه (قدس الله اسرارهم) که مطابق با آیات قرآن مجید و ر وایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می باشد معتقد بود ه و روش فوق الذ کر را تأیید نمی نمایم.
8 محرم الحرام 1433 ـ علی سیستانی
توضیح: این عبارت ظهور دارد در این که:
اولاً: معظم له در معارف اعتقادی روش اکابر علمای امامیه را پذیرفته اند نه روش ابن عربی را .
ثانیاً: آن چه که مطابق با آیات و روایات است روش اکابر علمای امامیه است نه روش ابن عربی و پیروان او.
ثالثاً: نه تنها ما بلکه اکابر علمای امامیه با عرفان صاحب فصوصی مخالفند و معلوم است که عرفان این چنینی باطل، مردود، غیر منطقی و محکوم است و کسانی که به مخالفین عرفان ابن عربی توهین می کنند در حقیقت به اکابر علمای امامیه توهین کرده اند.«والرادّ علیهم (علینا ردّ) رادّ علینا و الرّاد علینا رادّ علی الله و هو فی حدّ الشرک بالله».
پس از این جریان و نسبت هایی که آقای حسن رمضانی به آیت الله العظمی سیستانی داد، دفتر آیت الله العظمی سیستانی اعلامیه ای را که قبلاً در مورد این گونه افراد منتشر کرده بود، مجدداً به مناسبت گزارشات غلط آقای رمضانی از دیدار خودش با معظم له منتشر کرد و اعلام داشت مطالبی که به ایشان نسبت داده می شود تا به تأیید دفتر معظم له نرسیده باشد فاقد اعتبار است.
متن این بیانیه چنین است:
بسمه تعالی
در چند مورد مشاهده شده است که بعضی از زوار و هیئاتی که با حضرت آیت الله العظمی سیستانی مدظله دیدار نموده اند گفته ها و مطالبی را به معظم له نسبت داده اند که به کلی خلاف واقع بوده و یا از دقت لازم برخوردار نبوده است ، بدین وسیله به عموم برادران و خواهران ایمانی اعلام می نمائیم که هر گفته و مطلبی که در رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی به ایشان نسبت داده می شود اگر به تأیید دفتر معظم له نرسیده باشد فاقد اعتبار بوده و قابل اعتماد نیست.
2 محرم الحرام 1432 هـ
نورالصادق: ما از بررسی چند مورد از مطالب آیت الله العظمی سیستانی در گفتگو با رمضانی (البته به نقل خود حسن رمضانی) به این نتیجه می رسیم که معظم له چون روش جناب رمضانی را در عرفان صحیح نمی دانستند و برای او احساس خطر می کردند لذا در این جلسه به شدت به عرفانهای متداول فعلی اعتراض نموده و جناب رمضانی را از خارج شدن از مسیر شریعت مقدس اسلام در این راه بر حذر داشته و ابراز داشتند که «عرفان را برای رسیدن به مناصب و مطرح شدن در معرکه ها و محافل و خلاصه برای دکان داری دنبال نکنید» کما این که اساس عرفان و روش غالب عرفای زمان ما همین است.
اکنون آن نکاتی را که آقای حسن رمضانی از قول آیت الله العظمی سیستانی نقل کرده اند و دلالت دارد بر اعتراض معظم له به روش عرفان های متداول فعلی و انحرافات مذکور، ذیلاً نقل می کنیم:
آیتالله العظمی سیستانی «دام ظله» فرمودند: عرفان، تیغ دو لبه است، یعنی: اگر این علم در مسیر اصلی خود قرار بگیرد آثار و برکات فوق العادهای را به ارمغان میآورد ولی اگر خدای نکرده از مسیر اصلی منحرف شود و در اختیار افرادی قرار بگیرد که آن را وسیلهای برای دست اندازی به مناصب دنیوی قراردهند، موجب خسارتهای فراوان و جبران ناپذیری خواهد شد.
توضیح: این عبارت اخطار است به رمضانی که مواظب باش از عرفان قرآن و عترت خارج نشوی و جزو کسانی نباشی که عرفان را وسیله ای برای دست اندازی به مناصب دنیوی قرار می دهند کما این که پیروان عرفان ابن عربی چنین اند.والا اگر پیروان عرفان ابن عربی این چنین نبودند چنین تذکری از ناحیه ی معظم له معنا نداشت
حضرت آیت الله العظمی سیستانی فرمودند: خاطراتی که از آیت الله خمینی نقل میشود ـ از جمله خاطراتی که اخیرا از عروس ایشان چاپ شده ـ حکایت از این دارد که تقید ایشان به شرع مقدس، بسیار پر رنگ و شاخص بوده است، حتی نسبت به اعمال مستحبی و چیزهایی که در سنت اسلامی مکروه یا مستحب است خیلی حساس بودهاند.
شما که در قم متصدی تدریس عرفان هستید(نفرمودند شما که استاد عرفان هستید، و این نکته ی دقیقی است که تفاوت بین آنها از زمین تا آسمان است) به شاگردانتان ـ به خودتان نمیگویم ـ (البته معلوم است این عبارت برای رعایت ادب و حفظ احترام میهمان است وگرنه خطاب به خود رمضانی است) توصیه کنید عرفان را با اهتمام به شریعت دنبال کنند و این دو را با هم داشته باشند.
حضرت آیت الله سیستانی بر این مسئله خیلی تکیه و تاکید داشتند که عرفان باید اینطور باشد. مثل حضرت امام که عرفانش با شریعتش و شریعتش با عرفانش عجین شده بود.
توضیح: این مطلب نیز اخطار شدید آیت الله العظمی سیستانی به حسن رمضانی است که مواظب باش از مسیر عرفان حقیقی که ملازم با عمل به شریعت مقدس اسلام است خارج نشوی زیرا عرفان های متداول فعلی برای شریعت اهمیتی آن چنانی قائل نیستند و می گویند عبادت برای وصول است نه برای و اصل و عبادات را از عارف ساقط و ارتکاب مُحرمات را برای او جایز می دانند. و می گویند اذا ظهرت الحقایق بطلب الشرایع، فاعبد ربک حتی یأتیک الیقین را چنین تفسیر به رأی کرده اند که عبادت تا مرحله ی یقین است وقتی به این مرحله رسیدی عبادت ساقط است.
آیت الله العظمی سیستانی نگران کسانی هستند که به دام عرفان صاحب فصوصی می افتند و عاقبت کار آنها به آنجا می کشد که به کلی از مسیر قرآن و عترت جدا می شوند. بر همین اساس معظم له وقتی متوجه می شوند که رمضانی متصدی تدریس کتاب فصوص است، چنین تذکرات تندی را به او دادند و او را از واقع شدن در این مهلکه ی عام البلوی به شدت انذار کردند.
آیت الله العظمی سیستانی فرمودند: بعضیها عرفان را برای رسیدن به مناصب و مطرح شدن در معرکهها و محافل و در یک کلام برای دکان داری، دنبال میکنند و من به شما عرض میکنم: دنیا طلبی، اگر با عنوان دنیا طلبی باشد در همان اندازه که معلوم است محکوم است. شخص از طریق دنیا وارد میشود و همان طور که هست، خود را معرفی میکند و ارزیابی ما هم نسبت به قضیه در همان حد و همان قواره است. اما دنیا طلبی در قالب عرفان، در قالب دین و با تکیه بر مقدسات، محکومیتش صد چندان و مضاعف خواهد بود.
آیتالله العظمی سیستانی ادامه دادند: بدترین نوع دنیا طلبی، آن است که با حربه دین و عرفان صورت بگیرد. و باید عارف حقیقی از این آفت مبرا باشد.
توضیح : در این جا آیت الله العظمی سیستانی به آفت عظیمی که گریبان عرفای فعلی را گرفته و پیروان عرفان ابن عربی را سخت دچار آن کرده اشاره می فرمایند و به حسن رمضانی اظهار می دارند، مواظب باشید مانند امروزی ها عرفان را برای رسیدن به مناصب و مطرح شدن در معرکه ها و محافل و در یک کلام برای دکان داری دنبال نکنید، دنیا طلبی در قالب عرفان در قالب دین و با تکیه بر مقدسات محکومیتش صدچندان و مضاعف خواهد بود ]و عاقبت مانند شیخ داود صمدی که به مدح و ثنای قاتلین ائمه معصومین پرداخت، خسر الدنیا والاخره خواهد شد[ این عبارت تحذیر است از جانب آیت الله العظمی سیستانی به حسن رمضانی که مواظب باش گرفتار دنیا طلبی در قالب عرفان نشوی که این آفت بزرگ و شایع در عرفان های فعلی است و بدترین نوع دنیاطلبی است.
البته یکی از نشانه های دنیا طلبی در قالب عرفان همین نسبت های دروغی است که اهل فلسفه و عرفان برای جا انداختن عرفان های التقاطی به مراجع تقلید می دهند.
آقای حسن رمضانی اگر متوجه این نکات بسیار دقیق شده بود، با آن سرمستی که نسبت به معارف بیگانگان از خود نشان می دهد، هرگز حاضر نمی شد چنین مطالبی را اظهار کند و به طور کلی این گفتگوها را (بر فرض صحت) مخفی می کرد و الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء
تذکر: از همه ی این مطالب که بگذریم، شاهدی دیگر بر غیر واقعی بودن مطالب مطرح شده توسط آقای حسن رمضانی نامه ای است که حضرت آیت الله العظمی سیستانی برای اندیشمند بزرگ معاصر حضرت علامه آیت الله سید جعفر سیدان ارسال داشتند که در آن مرام و مسلک و روش این شخصیت برجسته ی شیعه را تأیید کرده اند که ما در این جا قسمتی از نامه ی آیت الله العظمی سیستانی را برای آقای رمضانی می آوریم تا امثال او دیگر در آینده بی گدار به آب نزنند:
بسمه تعالی
… این جانب مکرراً مستفسر حالات جنابعالی بوده و برای دوام صحت و سلامتی و مزید تأییدات شما دعا می نمایم، روش پسندیده ی آن جناب در مباحث علمی که از دو خصوصیت روشنی مطالب و رعایت ادب با بزرگان برخوردار است همواره مورد تقدیر و احترام بوده است، امید می رود که با ادامه ی این گونه مذاکرات مراکز علمی کشور بخصوص حوزه های علمیه بیش از پیش شکوفا گردد…
16 جمادی الاول 1428 ـ علی الحسینی سیستانی