
واکاوی فعالیت های خزنده فرقه کمیلیه
مقدمه :
در گستره تاریخ تشیع فقهاء و متکلمین شیعی با براهین محکم عقلی ، مبانی فرقه های انحرافی را رد و ابطال کرده و با بینش حکیمانه بدعت گذاران را رسوا نموده اند . بحمدالله روشنگری خالصانه آنها موجب آگاهی روزافزون شیعیان شده است .
سَران مزور فرقه های ضاله نیز تا حدی که امکان داشته سکوت نکرده و با تزویرهای گوناگون اهداف خبیثانه و فریبکارانه اربابان پشت پرده یا خودشان را دنبال کرده اند .
متکلم شیعی ، شیخ جواد خراسانی به بعضی از این تزویرها اشاره داشته اند :
(( اگر چه اصل بطلان تصوف مستغنی از بیان است اما همه گمراهی ها و اشتباه کاری های راهزنان در تشخیص و تعیین مصداق آنست . چنانچه می گویند صوفی مردود فلان فرقه اند یا می گویند ما صوفی نیستیم ما عارفیم . یا می گویند اصل صوفیت باطل نیست . یا می گویند عرفان حقیقی و عرفان حقه را نمی شود انکار کرد . بدینوسیله ساده گان را می فریبند ))1-
نکته مهمی که در فرمایش آن متکلم دقیق النظر قابل توجه است ، اشاره به ” تزویر نفاق ” برای تداوم یا تجدید حیات فرقه های ضاله می باشد .
این تزویر در فرقه های صوفیه با شعار ( صوفی مردود فلان فرقه اند ) یا ( ما صوفی نیستیم ، ما عارفیم ) یا ( اصل صوفیت باطل نیست ) یا ( عرفان حقیقی و عرفان حقه را نمی شود انکار کرد ) ، جلوه می کند و مبلغین کهنه کار این فرق به وسیله شعارهای مذکور از تیغ تیز براهین مخالفین می گریزند و عوام ساده لوح را می فریبند .
محمد باقر نحوی از اتباع فرقه کمیلیه کبرویه به تزویر نفاق در تصوف اعتراف کرده و می نویسد :
(( و اما منظور از پیران اهل نفاق که حسن بصری پیر و مقتدای آنان محسوب می شود2- و ما با واژه اهل نفاق آنها را تعریف کرده ایم ، به طور حتم و یقین عده ای از وابستگان به تصوف را رنجانده ، چه بسا دچار عصبیتی شده ، متدینین آنان لعن و نفرین ، و قشری که بیشتر تحت تأثیر تشکیلات صوفیانه اند ، مثل همیشه فحش و ناسزا نثار ما کنند ؛ که چرا به ساحت مشتی معرکه گیر به ظاهر متدین به دین جسارت کرده ایم ، مردمانی حتی با ارائه شواهدی دال بر نفاق به اصطلاح اقطاب ، کمتر حاضرند بپذیرند با ایشان منافقانه رفتار شده است . ولی متأسفانه برای آنانی که نمی خواهند قبول کنند بازی دست منافقان قرار گرفته اند و خوشبختانه آن عده که حاضر نیستند عمرشان به بطالت بگذرد ، باید این حقیقت را بپذیرند که مشتی منافق را بر مقتدائی خود پذیرفته اند ))3-
یا نوشته :
(( اهل نفاق منظور کسانی هستند که به لحاظ تعصبات خشک ، یا تزویرهای فریبکارانه ، یا منافع تأمین کننده مایحتاج زندگی روزانه ، یا دست یافتن به شهرت و آوازه ای که در آرزویش بوده لکن وسائلش را نداشتند ، در نقل و استفاده از دین و دینداری و آنچه در تصوف فرقه ای اصل است منافقانه عمل کرده و می کنند ))4-
البته تزویر نفاق هم توانایی جلوگیری از رسوایی این دونان را ندارد و بلکه بیشتر به رسوایی آنها دامن می زند .
یکی از فرقه های انحرافی که تا دیروز همچون دیگر فرق صوفیه ترویج می شد و این روزها منافقانه و فریبکارانه با پرچم عرفان ناب شیعی و به بهانه مبارزه با دیگر فرق صوفیه تبلیغ می شود ، فرقه کمیلیه کبرویه است .
در این نوشتار به گوشه کوچکی از فعالیت های خزنده این فرقه اشاره کرده و مبانی آن را با استناد به ادله و براهین خودشان رد و باطل می کنیم .
آیا فرقه کمیلیه کبرویه وجود خارجی دارد؟
به علت فعالیت های خزنده و مخفیانه فرقه کمیلیه که چرایی آن را توضیح می دهیم ، شاید عده ای به این باور غلط دچار شوند که فرقه کمیلیه هم مانند بسیاری از دیگر فرق صوفیه منقرض شده است و بر سر قبری که مرده در آن نیست نباید فاتحه خواند .
در این بخش به دیدگاه پژوهشگران فرقه پژوه و دو تن از بزرگان فرقه کمیلیه که در قید حیات می باشند ، اشاره می شود تا توهم باطل عده ای که منکر وجود این فرقه می شوند ، رفع شود .
و بعد از آنکه در وجود خارجی این فرقه تا زمان حاضر به اتفاق نظر رسیدیم ، به بررسی فعالیت های خزنده و اثبات بطلان مبنای آن می پردازیم .
1 . نورالدین مدرسی چهاردهی نوشته : “ سلسله کمیلیه که آقای شیخ محمد حسن مشکور ملقب به شهاب الدین رهبری این سلسله را در ایران به عهده دارند که خانقاه این سلسله در صفائیه است… آقای مشکور فرمودند سلسله نور بخشیه و شاذلیه و خلوتیه و سلسله نسب اقطاب که به نجم الدین کبری متصل می گردند از کمیلیه منشعب شده اند… آقای مشکور شرحی برای این ناچیز مرقوم فرمود که کمیل بن زیاد وسیله امام سجاد علیه السلام به ابراهیم ادهم و از امام صادق علیه السلام به بایزید و از حضرت رضا علیه السلام به معروف کرخی می رسد.سلسله کمیلیه از نجم الدین کبری به مولای متقیان می رسد و حاج پیرصفا سی و ششمین خلیفه کمیلیه است.محل صفائیه جنب چشمه علی و در نزدیکی شهر ری قرار گرفته است. بعد از صفا پیرزاده جانشین اوشد. و حکیم الهی و شیخ رضا تهرانی و هزار جریبی در صفائیه مدفون می باشند. آقای مشکور از بزرگان کمیلیه شبهای جمعه را در صفائیه برگزار می کنند، پیروان ایشان گرد آمده و آقای مشکور مثنوی را به سبکی خاص بدین نحو که متمسک به قرآن و حدیث است تفسیر می کنند… سلسله کمیلیه خود را نوربخشیه نیز نامند، سلسله خود را کمیلیه نوربخشیه دانند.
دو تن از بزرگان این سلسله در ایام سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از افراد بنام عصر خود بودند که یکی حاج پیرصفا و نفر دیگر پیرزاده می باشند که هر یک سفرنامه ای از خود به یادگار گذاشتند و پروفسور ادوارد براون مستشرق انگلیسی در ایام جوانی دست ارادت به حاج پیرصفا داد و با استاد خود باب مکاتبه مفتوح ساخت و لقب مظهرعلی گرفت و عکسی بالباس درویشی از وی دیده شد… حاج شیخ محمدعلی پیرزاده از نوادگان حاج عبدالوهاب نائینی و حاج محمد حسن کوزه کنانی بود که در شهر استانبول نزد حاج پیرصفا مشرف به فقر گردید و پس از طی سال ها به درجه ارشاد نائل شد. پیرزاده کسی را به جانشینی خود انتخاب ننمود. حاج پیرصفا تحت تربیت حاج محمدحسین نائینی بود و بدین سبب چون حاج شیخ محمدعلی پیرزاده چکیده فقر بود، لذا پیرزاده نامیده شد… حاج پیرصفا شاه قیاس الدین مشهدی کشمیری را به جانشینی خود منصوب فرمودند. بعد از فوت حاج پیرصفا پیرزاده در محوطه مزار مرشد خود که در صفائیه قرار گرفته بود اقامت ورزید… پیرزاده در تاریخ ماه ذیحجه سنه1321هـ .ق فوت نمود و در جوار مزار حاج پیرصفا در باغ صفائیه مدفون گردید. آقای شیخ محمد حسن شریف الدین مشکور که والدش خواهرزاده شریعت سنگلجی بود… با شیخ محمدعلی شیرازی ملقب به تاج العالم آشنا گشته و با دلالت ایشان دست ارادت به محمد حسن قطب الدین دهلوی مشهور به شاه ولی الله بداد و پس از طی سال ها از جانب ایشان اجازه ی ارشاد یافت و سال ها بعد در سنه1354هـ .ش به جانشینی شاه ولی الله منسوب گردیدند… جناب آقای مشکور قطب سلسله کمیلیه کبرویه نوربخشیه می باشند… افراد این سلسله… ذکر خفی نیز دارند . ” 5 –
2 – کاظم محمدی منصور علیشاه – ایشان مدعی جانشینی مشتاقعلی شاه ( قطب فعلی کمیلیه ) است 6 – – نوشته : ” این سلسله با وجود مشایخ بزرگی که دارد در هر دوره ای به نامی خوانده شده است و این نام ها در طول سلسله اند و نه در عرض آن. لذا چون خلافت و ارشاد طریقت جناب کمیل مستقیم و بلاواسطه از آن ذات مقدس است این طریقت را طریقت کمیلیه می نامند، در ادامه سلسله آن جناب چون شأن جناب نجم کبری از ویژگی خاصی برخوردار بوده است لذا این سلسله به کبرویه شهرت یافته، پس از آن جناب چون دور ارشاد و خلافت به جناب امیر سید علی همدانی رسیده است نام سلسله (همدانیه) شده و آنگاه که به جناب سید محمد نوربخش رسیده به (نوربخشیه) موسوم گشته است. لذا طریقت این سلسله از لحاظ نام به ترتیب کمیلیه کبرویه همدانیه نوربخشیه است که تا به امروز نیز این سلسله به نام های دیگری ادامه داشته و همچنین مریدان بسیاری هم دارد… بدین ترتیب جناب نجم کبری یازدهمین خلیفه طریقت از ناحیه کمیل بن زیاد است. ادامه این سلسله که تا به امروز نیز وجود دارد وشیخ سلسله حضور دارد بدین شرح است: …26ـ محمدحسن کوزه کنانی تاج بخش،27ـ میرزا رضاقلی صفا، 28ـ محمدحسن شاه قیاس الدین کشمیری مشهدی، 29ـ محمدحسن قطب الدین شاه ولی الله دهلوی،30ـ محمد علی شیرازی تاج عالم، 31ـ عبدالرحمن شریف الدین، 32ـ حسین بدرالدین مشتاقعلی شاه . ” 7 –
3 – حسین حیدرخانی – قطب فعلی کمیلیه – نوشته : ” از دست حضرت شیخ نجم الدین کبری عده کثیری شراب توبه و انابه نوشیدند و مشهور است که دوازده تن به مرتبه الهی خلافت حضرت ایشان رسیده اند که خلیفة الخلفاء شیخ رضی الدین علی لالا بوده اند و ادامه طریقت علیه علویه کمیلیه کبرویه از ایشان تا عصر حاضر جاری بوده که ترتیب آن چنین می باشد… مولانا شیخ محمدعلی شیرازی تاج عالم، مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور طهرانی دامت برکاته ـ . ” 8 –
4 – دکتر محمد جواد مشکور نوشته ” کمیلیه سلسله فقری خود را به کمیل بن زیاد ( درگذشته در 82 ه ) می رسانند . . . این سلسله بعدها معروف به نوربخشیه شدند که پیرو سید محمد نوربخش مرید و تربیت یافته خواجه اسحاق ختلانی بود . . . از قرن یازدهم هجری نام این سلسله شهرت بیشتر یافت و میرزا رضاقلی صفا جانشین حاج میرزا حسن کوزه کنانی به زعامت این سلسله رسید . . . در زمان معاصر توسط آقای شیخ محمد حسن شریف الدین مشکور این طریقه رونق تازه ای یافته است . خانقاه ایشان در باغ مقبره حاج میرزا صفا در شهر ری جنب چشمه علی می باشد ” 9 –
5 – علی سیدین نوشته : ” کمیلیه از ام السلاسل است و طریقه های صوفی بسیاری از جمله نوربخشیه ، شاذلیه ، خلوتیه و کبرویه خود را به آن منتسب می دارند . . . مدرسی چهاردهی نوشته اند که اکنون شیخ شریف الدین محمد حسن مشکور ملقب به شهاب الدین رهبری کمیلیه ایران را به عهده دارد و حاج پیر صفا سی و ششمین خلیفه کمیلیه است و هر شب جمعه در خانقاه صفائیه کنار مقبره حاج میرزا صفا جنب چشمه علی در شهر ری مجلس دارند . ” 10 –
غیبت مشکور :
محمد حسن شریف الدین مشکور – قطب فرقه کمیلیه – در تاریخ 15 / 8 / 67 به همراه امید نجف آبادی و حسین عرب و غیره اعدام می شود . همچنین طبق اظهار بازپرس همان دادگاه اقرار کرده و امضاء نموده که از تاریخ 63 تا 67 هم فاعل و هم مفعول واقع شده و هم با زن هایی که می خواستند درویش و سرسپرده شوند معیلا و مجردا زنا می کرده است . 11 –
این رسوایی بزرگ جناب قطب برای پایان تاریخ انقضاء فرقه کمیلیه کافی بود ، اما به شرحی که در مقدمه این نوشتار تقدیم شد ، ” تزویر صوفیانه نفاق ” در چنین لحظه هایی رخ می نمایاند .
در مرحله اول اعدام مشکور به علت جرایم سخیفی که ذکر شد را به ” غیبت حضرت آقا ! ” تعبیر می کنند .
حجت الاسلام شیخ محمد مردانی – فرقه پژوه – می فرمود : ” زمانی که در پیشوای ورامین بوده و به شدت با صوفیه مبارزه می کردم ، همراه با پسر ارشدم در جلسه ای که طباطبائی ـ مبلغ و مروج کمیلیه ـ هم حاضر بود وارد شدم . پرسید که : شنیده ام با ما مخالف هستی ؟
و این پرسش باب مباحثه را باز کرد و تا جایی پیش رفتم که پاسخی برای اشکالات بنده نداشت . گفت : باید قطب – منظورمرحوم مشکوراست – را بیاورم ! گفتم : در این جمع قول بده چه زمانی او را می آوری ؟ گفت : پس فردا ، گفتم : آقایان همه شاهد باشند و همه هم تشریف بیاورید در همین منزل . فردا تلفن ناشناس زنگ زد که مشکور را گرفتند . به طباطبائی فشار آوردیم که آقا را بیاورید ولی پاسخ نداد . تحقیق کردیم و متوجه شدیم که او را همراه با یک ساک هروئین دستگیر کرده اند . فشار را بر طباطبائی بیشتر کردیم ، او گفت : آقا غیبت اختیار کرده ! ” 12 –
و در مرحله دوم جانشین مرحوم مشکور طرحی نو در می اندازد .
حسین حیدرخانی کیست ؟
حسین حیدرخانی ملقب به مشتاقعلی شاه 13 – جانشین مشکور و قطب فعلی کمیلیه است 14 – .
حیدرخانی در حیات مشکور از او چنین یاد می کرد :
(( مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور طهرانی – دامت برکاته – )) 15 – ؛ (( حضرت مولانا مخدومی محمدحسن شریف الدین مشکور – روحی له الفداه – )) 16 – ؛ (( حضرت مخدومی پیر معظم و مکرم مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور – روحی له الفداه ، خلدالله خلافته – که در راه تربیت این ناتوان و حضرات سالکین کثرالله امثالهم تحمل فرموده اند )) 17 – ؛ (( جان تابناک انسان کامل خضر راه حضرت مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور خلدالله خلافته و هدایته پسر معظم )) 18 – .
اما بعد از مرگ مشکور در آثارش اشاره روشنی به او نمی کند و با ذکر : (( پیر و مراد و مرشد ما شریف الملة و الدین )) از او یاد می کند 19 – ، و حتی در تجدید چاپ آثاری که اسم مشکور در آنها ذکر شده بود ، با فریبکاری آن را حذف می کند 20 – .
حیدرخانی و طرحی نو در ترویج کمیلیه :
اولا ، از ذکر صریح “ فرقه کمیلیه ” دوری کرده و به کاربرد واژه های عرفان ناب شیعی و عرفان اسلامی متوسل شد .
حیدر خانی می نویسد : (( تفکیک عارف از صوفی بل عارف از درویش یا عرفان از تصوف که در حقیقت جدا دانستن غدیر از سقیفه می باشد به نزد آنکه جانش در تجلی است عیان تر از آنست که نیاز به بیان داشته باشد . . . شیخ ابوسعید – ابوالخیر – هم چنین اعتقاد داشته چنانکه خواجه مصعد پسر ، خواجه امام مظفر حمدان نوقانی می گوید : یک روز شیخ ابوسعید قدس روحه العزیز با پدرم نشسته بودند پدرم شیخ را گفت : صوفیت نگویم درویشت هم نگویم بلکه عارفیت گویم به کمال و شیخ بوسعید گفت آن بود که او گوید پس ابی سعید خویش را عارف می شناسد نه صوفی )) 21 –
یا نوشته : (( بدون تردید عرفان با تصوف که از اواخر یا اوائل قرن سوم هجری وارد اسلام شده است ، زهد افراطی زائیده فرهنگ سقیفه بنی ساعده است که همو را اقامتگاه خود قرار داده ، رشد کرده ، فرق داشته است . چنان که درباره تصوف به استناد روایات وارده از ناحیه معصوم علیه السلام جایگاهی در اسلام نشناخته اند و عالمان دینی آن را باطل دانسته اند ، لکن درباره عرفان ، شخصیت های اسلامی ، امثال علامه عارف ، حسن زاده آملی فرموده اند : دین الهی را جدای از عرفان و برهان داشتن و پنداشتن ستمی بس بزرگ است و معتقدند : آن که عرفان ندارد نه دنیا را دارد و نه آخرت را . خوشبختانه از جمله نو آوریهای محققان دوراندیش معاصر ما حرکت تحقیقی جالب و قابل تحسین جداسازی بین عرفان و تصوف می باشد و اگر چنین جهادی را که محققان آغاز کرده اند به ثمر برسد ، نتایج نهائی می تواند عارف و صوفی را دو کس شناسانده و در کنار سایر طبقات جامعه با دو شخصیت مستقل مطرح باشند )) 22 –
و نمونه های متعدد دیگر که از ذکر آن چشم می پوشیم .
به همین علت جناب محب علی لقب ” مبتکر طرح جداسازی عرفان اصیل اسلامی از تصوف ” را برای حیدرخانی استفاده می کند 23 – .
و تعجب اینکه جناب محب علی در جای دیگری نوشته است : (( فقط فهرست وار به چنین موضوع حساسی پرداخته با نقل آرائی منظورمان را می شناسانیم و خواننده را متوجه می سازیم از گذشته های دور نیز عرفان و تصوف دو جدا از هم بوده )) 24 –
به راستی اگر تصوف و عرفان دو جدا از هم بوده و عده ای نیز به آن تصریح کرده اند که جناب محب علی به نقل آراء آنان پرداخته ، ادعای مبتکر طرح جداسازی عرفان اصیل اسلامی از تصوف برای قطب فرقه کمیلیه کلاه گشادی نیست ؟
از این گذشته باید روشن شود ، که منظور از ” تصوف ” و ” عرفان اصیل اسلامی ” چیست ؟ که جناب حیدرخانی مبتکر جداسازی آن دو می باشد .
اگر فرقه کمیلیه هم جزء تصوف جدا شده از اسلام محسوب می شود و منظور از عرفان اصیل اسلامی همان معارف اهل بیت – علیهم السلام – است که همه متکلمین و فقهاء شیعی به آن اعتقاد دارند ، دلیل ترویج کمیلیه توسط حیدرخانی چیست ؟
و اگر منظور از تصوف همه فرقه های صوفیه جز کمیلیه است و عرفان اصیل اسلامی را همان کمیلیه می دانند ، ادعای تازه ای نیست و تغییر لفظ است که ما آن را تزویر کمیلیه و البته ادعایی پوچ و بی اساس می دانیم .
ثانیا ، به شدت همراه با مریدانش ، تخریب دیگر فرق انحرافی را شروع کرد تا آنها را مانند فرقه کمیلیه که با چالشی عمیق مواجه بود ، به چالش بکشد . و در این مسیر به نام های مستعار پناه برد تا از حساسیت و دشمنی دیگر فرقه داران کاسته شود . نام هایی همچون :
کوکب اعظم کاکوئی 25 – ، حسین بدرالدین 26 – ، حسین عبدالمهدی 27 – ، علی امیر مستوفیان 28 – ، حسین بن حسن 29 – ، حسین سمنانی 30 – و . . .
ثالثا ، بر خلاف مرحوم مشکور که به نقل دوست پژوهشگرم جناب علوی فخر – که در جلسات آنها شرکت داشته – با بنیانگذار انقلاب اسلامی مخالفت آشکار داشته و در زمان حکومت فعلی هم محکوم به اعدام شده است ، سعی می کند با القابی که به رهبر انقلاب می دهد در ظاهر خود و مریدانش را از صف مخالفان نظام جدا کند 31 – .
این سه تزویر اساس تحول در تبلیغات فرقه کمیلیه کبرویه را تشکیل می دهد که البته از چشم تیزبین تصوف شناسان بی ادعا پوشیده نبودند .
نشر راه نیکان یا پایگاه کمیلی مشربان ؟
حیدرخانی و اتباع او برای تخریب دیگر فرق انحرافی که چرایی آن توضیح داده شد ، نشر راه نیکان را تأسیس کردند ، تا : اولا ، ردیه هایی که بر علیه دیگر فرق می نویسند و کم تر نشری زیر بار چاپ آنها و به جان خریدن مشکلات آن می رود ، را به راحتی چاپ و منتشر کنند . ثانیا ، با انتشارات خاصی قرار داد نداشته باشند ، که ماهیت آنها افشاء شود . ثالثا ، پشتوانه مالی محکمی برای فرقه کمیلیه فراهم کرده باشند . رابعا ، دلسوزانی که در نقد تصوف می کوشند را گرد آورند و به بهانه تصوف آنها را به عامل اجریی اهداف خود در ترویج کمیلیه و تخریب رقبا تبدیل نمایند .
به گوشه ای از اسناد ما توجه کنید :
1 – فرهاد سلسبیلی مدیر نشر راه نیکان ( شناخت امام و جایگاه او در نظام هستی ، ص 7 ؛ اقرار به علی ؛ ص 24 ) از مریدان و افراد وابسته به قطب کمیلیه است ( محمد تصویر جمال خدا ، ج 2 ، ص 1371 ؛ آداب وادی خاموشان ، ص 77 ؛ فاطمه تجلی غیب ، ص 23 ) 32 – .
2 – عباس گودرزی از مسئولین اصلی نشر راه نیکان – که حساب بانکی انتشارات به نام او می باشد – مرید حیدرخانی بوده و شخص حیدرخانی به این مطلب اشاره کرده است ( قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، ص 13 ؛ گنجینه اسرار ، ص 363 ، محمد تصویر جمال خدا ، ج 2 ، ص 1537 ، از زمین کربلا تا عرش ، ص 59 ) .
نویسندگان اصلی نشر راه نیکان نیز از مریدان حیدرخانی هستند که حیدرخانی در آثارش به آنها اشاره کرده یا خود اعتراف نموده اند :
مهدی عمادی – محب علی – ( از زمین کربلا تا عرش ، ص 11 ؛ قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، ص 110 ) ؛ محمدرضا روستا – یارعلی – ( محمد تصویر جمال خدا ، ج 2 ، ص 1536 ؛ اسرارالتوحید ، ص 64 ؛ آداب وادی خاموشان ، ص 72 ) ؛ عبدالرضا بارفروش ( قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، ص 13 ؛ محمد تصویر جمال خدا ، ج 1 ، ص 4 و ج 2 ، ص 1537 ) ؛ محمدباقر نحوی ( فاطمه تجلی غیب ، ص 23 و 24 و 34 ) ؛ سید ملک محمد مرعشی ( قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، ص 352 ؛ محمد تصویر جمال خدا ، ج 2 ، ص 1537 ) ؛ محمد حیدرخانی ( پژوهشی پیرامون اتصال صوفیه به امامان ، ص 87 و 11 ) و . . .
در کتاب های نشر راه نیکان از فرقه کمیلیه دفاع علنی می شود . به عنوان نمونه یک مورد را نقل می کنیم :
در کتاب فرقه صوفیان ، نوشته : سید محمد محدث ، نشر راه نیکان ، بعد از آنکه نویسنده در چهره منتقد تصوف ، فرقه های رقیب را از دم تیغ نقد می گذراند ، زمانی که به فرقه کمیلیه می رسد ، در چهره صوفی متعصبی ظاهر شده و می نویسد :
(( کبروی مشربان به آن عده می گویند که با واسطه یابی مشایخی تحت تعلیمات شیخ نجم الدین کبری به تربیت مستعدان قیام نموده اند . قبل از پرداختن به مشهورترین گروه صوفی تاریخ آفرین که کمتر به بی تفاوتی و وظائف انسانی ، دینی گرفتار بوده اند باید به خصوصیت هاءی انحصاری درباره کبرویه پرداخت و این را تحت عنوان سه موضوع گوشزد می نمایم :
یکم : باید به این مهم توجه داد در بررسی تاریخ اجازات مرسوم در فرق متصوفه که قدیمی ترین سند اجازه را در دست دارند کبرویان می باشند . . .
دوم : توجه به تشیع مشایخ این گروه ، نشان دهنده حقیقتی است که کمتر به آن پرداخته اند . و همین خصوصیت ، تفهیم کننده این مهم می باشد ، این طبقه از مربیان تصوف علمی که کمتر تشکیلاتی عمل کرده اند به طور بسیار ظریف خواسته اند در مقابل تصوف فرقه ای که کوشیده است با روش های مختلف مخالفان ائمه طاهرین – علیهم السلام – نظیر حسن بصری یا غیر شیعه هائی را مانند معروف بن فیروزان کرخی و جنید بغدادی یا کسانی که زندگیشان با قصه های بی پایه و اساس دین خراب کن ، نظیر بایزید بسطامی و ابراهیم ادهم توام شده است با بود شخصیت هائی همچون سلمان ، اویس ، کمیل و دیگران ، بهترین اصحاب ، آن هم با عنوان صاحب اسرار امامان شیعه و یگانه مجازان ارشاد مرسوم در عرفان و تصوف معرفی کنند . . .
به این معنا حال که امویان فرقه ساز و عباسیان مروج و مؤید فرقه سازی ، با تصوف انسانی رشته ای شبیه به امامت را در کنار امامت آسمانی برای مقابله با آن قرار داده تا امام تراشی کرده ، از خطر توجه امت اسلامی به امام الهی در امان بمانند ، سران کبرویان که این شیطنت اموی و عباسی را فهم کرده بودند ، چون قادر به دفع شر فرقه های به ظاهر اسلامی مقابله کننده با اصل امامت ادامه دهنده نبودت نبودند ، مصمم شدند لااقل در مقابل رشته شکل گرفته با افراد مخالف امامان ، با نام اولیاء خدا ، طریقی را ارائه دهند که مقابله کننده با فرقه های صوفیه ی تأمین کننده ی منظور پدیده ی ولایت بدون امامت باشند . . .
آرای کبرویان که بیان کننده بیعت آنان با اسلام اهل بیت است ، این گروه را از تصوف فرقه ای که کرسی نامه خور را به جنید بغدادی غیر شیعی می رسانند جدا کرده ، به همین اعتبار اینان را عارفانی باید دانست که راه از صوفیان جدا نموده اند . نمی تواند کبرویان را مانند سایر فرق متصوفه پنداشت هر چند که در خیلی موارد اصطلاحی ، علمی ، سنتی و آدابی با دیگر صوفیان وجه اشتراک دارند . . .
به هر حال کبرویه . . . تا عصر حاضر ادامه یافته است ، و آخرین فرد آن – منظور حسین حیدر خانی است ! – همان تعالیم را با تفکیک تصوف از عرفان ترویج کرده ، به پیرایه زدائی از عرفانی که به تصوف آمیخته شده بود توجه بسزائی داشته است )) 33 – .
لازم به ذکر است که بعد از انتشار مقاله ( واکاوی فعالیت های خزنده فرقه کمیلیه ) ضعف صوفیان سلطان علی شاهی – مشهور به گنابادی – 34 – در دقت ورزی محققانه آشکار شد . زیرا آنها در فهم پشت پرده نشر راه نیکان فرومانده بودند . ابوالحسن پریشان زاده – از صوفیان قلم به دست سلطان علی شاهی – سعی داشته حرکت این نشر را در راستای بعضی از سیاست های حکومتی معرفی کند 35 – یا اکبر ثبوت آنها را به جریان انجمن حجتیه منتسب می کند 36 – . اما غافل بودند ، که نشر راه نیکان وابسته به حکومت و انجمن حجتیه نیست ، بلکه پایگاه فرقه رقیب است .
ضعف صوفیان در دقت ورزی محققانه عجیب نیست و توقعی جز این هم از آنها نمی رود . تعجب ما از مؤسسات وابسته به حوزه است که پرچم نقد تصوف را بر افراشته اند اما در شناخت فعالیت های خزنده سران فرق مزور صوفیه ناکام بوده اند . نه تنها تزویر کمیلیه را کشف نکردند بلکه عامل اجرایی اهداف آنها شدند .
صادقانه به این دوستان توصیه می کنم که پا پس بکشید و نقد تصوف را به اهل آن واگذارید که الحق با این شیوه تحلیل و دقت ، میدان نقد فرق که هیچ ، حتی چوپانی هم برای شما مناسب نیست .
نشر تصوف توسط سران فرقه کمیلیه :
در این بخش گوشه کوچک و مشتی از خروارها دفاعیه قطب و مشایخ کمیلیه از تصوف را نقل می کنیم :
الف – مرید و مرادی :
1 – مشتاقعلی شاه می نویسد : (( استفاده از دانش استاد مهذب را در این راه خطرناک لازم و ضروری دانسته اند و شفارش کرده اند . . . با انتخاب چنین استادی به حکم امیرالمومنین گردن نهاده ای که فرموده اند : به برتر از خود مطیع و فرمان پذیر باش )) 37 –
2 – مرعشی می نویسد : (( انکار نقش مربی نه کاری است که بتوان با اقامه دلیل و نقل شواهدی به اثبات رساند . . . انسان هر مقدار با مربی حرکت می کند به مطلوب نهائی خویش نزدیک تر می شود و هر قدمی که در اطاعت از تعلیمات مربی بر می دارد به همان مقدار به سمت مقصد و مقصود خود پیش می رود تا این که به قرب کمال مطلق برسد )) 38 –
3 – یارعلی می نویسد : (( نباید تردید داشت طالبان قرب حضرت ذوالجلال و متوجهان قبله اقبال ، سالکان طریق حق و جویندگان قرب محبوب مطلق از استادی کامل که راه دانی واصل و راهنمائی واقف آفات راه که نه مستفیض بل مست فیوضات قرآن و عترت باشد . چاره نیست )) 39 –
ب – ترویج مکاشفات بی اساس :
یار علی می نویسد : (( در این میان خوابم برد . . . ناگهان اخلاص را دیدم که با حربه آرامش سینه مرا شکافت ، قلبم را که نفس و شیطان بر آن آویخته بودند ، از آن ها گرفت در طشت رضا به محل قضاء افکند آن را به آب تو را بر بندگان من سلطه ای نیست شستشو داده به حکمت های توحید و ایمان پیچیدند ، به جایش گذاشتند . . . مناجاتیان عرشی سرود ما ز بالائیم و بالا می رویم خواندند . دست افشانی می نمودند و پایکوبی می کردند . . . به ایاک نعبد و ایاک نستعین که قصه توانائی حق و ناتوانی هستی است بر براق توفیق نشستم ، تا به دلالت عنایت سرمدی در آستان الهیت قدس مطلق در قاب قوسین به من تجلی کند ، بارز و شاخص گردم و از کیفیت و ماهیت محو شوم بر کلام مبارک پروردگار تو از تو به تو نزدیک تر است معنا شوم . . . از نفس شنیدم و مانند مولایم اباعبدالله الحسین با او برخورد کردم . . . به علم الیقین که رسیدم از خاک گذشته بودم و از عنصر آتش و هوا که گذشتم ، عقل را رها کردم در مقابل نفس مطمئنه عنصر آب را زیر پا گذاشتم . . . در آسمان اول عروج داده شدم ، آسمان اجسام را گشودم ، آدم را دیدم که میان گریه جلال و خنده جمال برای دیدن نقص و کمال رفت و آمد می کرد . مرا دید ، آنچه را با قلم در لوح قدم نوشته بود و تدریس می کرد به من تعلیم داد . . . مسیح را که از گنجینه جود و از فیض بخش روح الهی صادر شده بود دریافتم . . . آسمان جلال ( صفات لطیفه ) و معدن جلال ( صفات قهریه ) نمایان شد یوسف را دیدم . . . به آسمان چهارم جایگاه سر ادریس عروجم دادند ، سر از خیال و نیرنگ پاک شد . . . آسمان پنجم جایگاه سر روحانیت هارون ، بساط ما گردید ، عجائب دیدم و شنیدم و دانستم . . . به آسمان کلام که جایگاه سر روحانیت موسی کلیم الله است رسیدم . . . از افشاء راز عبودیت پرهیزم دادند . . . به جایگاه سر روحانیت ابراهیم خلیل خدا رسیدم . . . می باید می رفتم تا به نسیم حقیقت محمدیه مقدس شوم . . . به آن حریم قدس در قدس رسیدم . . . پرسش و پاسخ یکی شد ، نوشته و نوشتن زوال یافت ، جواب دهنده همان جواب شنونده بود . . . )) 40 –
پ – ترویج سماع :
حیدرخانی کتاب مفصلی درباره سماع نوشته که شانزده بخش دارد : (( بخش اول پیدایش سماع ، بخش دوم موسیقی در سماع ، بخش سوم شأن سماع در سلوک ، بخش چهارم چهره باطن سماع ، بخش پنجم ، اقسام سماع ، بخش ششم انواع سماع ، بخش هفتم ارکان سماع ، بخش هشتم ، درجات شنیدن سماع ، بخش نهم شرائط آداب احکام سماع ، بخش دهم آئین سماع ، بخش یازدهم نحوه سماع ، بخش دوازدهم سماع شیخ ، بخش سیزدهم اثر سماع ، بخش چهاردهم حالات سماع کننده در سماع ، بخش پانزدهم الطاف غیبی در سماع ، بخش شانزدهم شهرت طلبی از شماع )) ، و در مقدمه آن می نویسد : (( مدتها بود قوالان که نگین حلقه سماع فقرا و سبو بدوشان وجد و طرب می باشند نسبت به آنچه به نام سماع برگزار می گردد و هیچگونه شباهتی به سماع عارفان ندارد ، رنج می بردند . . . یک روز که سوز جانسوز را به جان حاضران زدند از این بی لیاقت درمانده و بی بضاعت وامانده خواستند ، فشرده ای پیرامون آداب و سنن ، شرائط و احکام سماع تدوین نمایم . . . )) 41 –
ت – دفاع تمام قد از سران صوفیه :
1 – مشتاقعلی شاه در مورد علاء الدوله سمنانی نوشته : (( به گفته عارف شیعی رکن الدین علاءالدوله سمنانی کمیلی مشرب باید . . . )) 42 –
2 – همو در مورد نسفی و حموی نوشته : (( نظر به عزیز الدین نسفی که مستفیض بل مست فیض از استادش عارف شیعی سعدالدین حموی دست پرورده نجم الدین کبری کمیلی مشرب است می تواند حلاوتی به آنچه تحریر شده بخشد )) 43 –
3 – همو در مورد محمد نوربخش نوشته : (( فخرالمحدثین ، شمس المفسرین ، اورع الفقاء و المجتهدین ، سلطان العارفین ، کهف الواصلین ، مربی السالکین ، سید المجاهدین ، غوث المتاخرین ، امیر سید محمد نوربخش که یگانه زمان و نادره دوران خویش بود )) 44 –
4 – در مورد عطار نیشابوری نوشته : (( بدون تردید ابوحامد محمد بن ابراهیم فریدالدین عطار نیشابوری شیعه و کبروی مشرب بوده است )) 45 –
5 – در مورد نورعلیشاه ثانی نوشته : (( عارفی وارسته از کویر خراسان که این مقام – لامسه دل – را دیده و به جان حقایق را چشیده می فرماید . . . )) 46 –
6 – در مورد زین العابدین شیروانی در تعلیقات ریاض الساحه می نویسد : (( این عرض ادب به ساحت اقدس حضرات مشایخ طریق علی الخصوص جناب شیروانی موجبات فتوحات معنوی گردد )) 47 –
و هم چنین او را قطب العارفین نامیده است 48 – !
ث – دفاع از سلسله سازی :
یار علی می نویسد : (( حضرت سر الاسرار و مشرق الانوار مولانا کمیل بن زیاد ، یار باوفا و محرم اسرار امیر المؤمنین – علیه السلام – چنان قرب به ولایت مطلقه ولویه علویه داشت و از خاص الخاص ها بود که حضرت علی امیرالمؤمنین – علیه السلام – را رسم بود چون علوم و اسرار در باطن او موج می زد و می خواست که گوهر عرفان را بیرون اندازد کمیل بن زیاد را پیش خود می نشاند و بر او جوهر اسرار می افشاند و کمیل مستفیض بل مست فیض می شد در همین رابطه خاص بود که کمیل روحی له الفداه به مقام خواص نائل آمده از ناحیه مقدسه مولی الموالی امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – اجازه ارشاد و دستگیری یافته و اصیل ترین اجازات عرفانی اسلامی شیعی به نام آن یار شهید امیرالمؤمنین – علیه السلام – تا عصر حاضر ادامه یافته است )) . 49 –
اثبات بطلان سلسله کمیلیه کبرویه :
برای اثبات بطلان سلسله کمیلیه نیازی نیست که ما ادله ای ذکر کنیم ، زیرا متکلمین شیعی در گذشته این امر را به نحو احسن انجام داده اند و ما به نقل اشکالات یکی از آن بزرگواران اکتفاء می کنیم و اطمینان داریم که حیدرخانی و مریدانش به همان صورت که از پاسخ به مقاله ما عاجز بودند ، در پاسخگویی به این اشکال نیز ناتوان و ذلیل خواهند بود .
شیخ جواد خراسانی نوشته :
(( در اصحاب امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – اشخاصی برتر و بالاتر از کمیل می باشند ، علماء شیعه در رجال چندان وصف زیادی از کمیل نکردند جز آنکه او را از اصحاب امیرالمؤمنین و حسن – علیه السلام – نوشتند و بعضی هم اضافه کرده اند که از خواص اصحاب امیرالمؤمنین – علیه السلام – بوده بعلاوه قلیل الروایة است بسیار کم حدیث نقل کرده ، دیگر آنکه امیرالمؤمنین – علیه السلام – مانند کمیل بسیار داشت و تصوف بزعم شما سبب کمال بشریت و نردبان ارتقاء است ، پس چرا امیرالمؤمنین تنها کمیل را مخصوص به این کرامت کند ، چرا همه را مشرف به این تشرف نگردانید ؟
عده ای دیگر که زیرک تر بودند چنین اندیشیدند که باید کسی را گرفت که در تصوف مشهور باشد نه مانند کمیل که نسبت تصوفش به جز ادعا نیست )) 50 –
در توضیح فرمایش آن مرحوم می گوییم :
1 – برتری کمیل بر همه اصحاب امیرالمؤمنین باید ثابت شود که به اشاره مستشکل اثبات نشده و نمی شود .
2 – نسبت تصوف به کمیل ادعای بدون دلیل است . زیرا هیچ گزارش معتبر تاریخی که ثابت کند ، امام علی – علیه السلام – کمیل را به عنوان پیر و شیخ معرفی فرموده یا کمیل ادعا کرده باشد که پیر و شیخ منصوب از جانب امام علی – علیه السلام – است ، وجود ندارد و اتباع کمیلیه اگر چنین ادعایی دارند باید سند آن را نیز همراه با ادعا منتشر کنند که نکرده و نخواهند کرد .
با این دو اشکال اساسی سلسله کمیلیه از ریشه به آتش کشیده شده و خاکستر می شود ، اما خرده گیری پایان نیافته و تداوم این امر را به عهده علیرضا علوی طباطبائی ، یکی از ارادت مندان حیدرخانی و نویسندگان پرکار نشر راه نیکان می گذاریم .
جناب علیرضا علوی طباطبائی در دفاع از حسین حیدرخانی نوشته است :
(( در جمعی بودم فردی به نام حسین سلیمانی ساکن اصفهان که سالیان دراز سنگ جواد نوربخش معلوم الحال را به سینه می زند و از علاقه و دلباختگی مردم نسبت به علی مرتضی – علیه السلام – سوء استفاده کرده ، خانقاه او را اداره می نمود نسبت به محققی که هم وزن او قلم زده – منظور مشتاقعلی شاه است – حقایق تحریف شده را از لا به لای آثار صوفیه استخراج نموده ، بی اعتباری بسیاری از اصول تصوف فرقه ای را به اثبات رسانده ، با تهمت اینکه ردیه ای بر حافظ نوشته است به باد حملات زشتی گرفته بود . در صورتی که کتاب راز موفقیت حافظ – نوشته مشتاقعلی شاه ، نشر مهتاب – او را خواندم الحق بی نظیر و نه تنها کوچک ترین رد و جسارتی به حافظ شیراز نشده بود ، بل به عالی ترین روش او را در مرتبت و مقام شایسته خودش مورد تجلیل قرار داده اند ))51 –
البته ایشان از اینکه جماعت عنقا مشایخ کمیلیه را به خودشان نسبت داده اند ، هم ابراز ناراحتی کرده اند :
(( این ها اصلا روزهای اولیه ، اویسیه را برای این انتخاب کردند که کمبود شجره و مشایخ ما قبل خود را جبران کرده ، بگویند ما مشرب اویسی داریم . یعنی بدون اینکه طومار شجره ای داشته باشیم ، از باطن بزرگان طریق ، بدون داشتن رشته ظاهری فیض گیر هستیم . . . از حاج میرزا حسن نائینی تا نجم الدین کبری بدون هیچ دردسری مشایخ طریقه کبرویه علاءالدولویه همدانیه نوربخشیه سدیریه را بدون ترس و واهمه ای به خود نسبت داده ، به عنوان مشایخ اویسیه خواندند )) 52 –
یا بدون واهمه ضعف سلسله های ذهبیه اغتشاشیه و اویسیه – دو رقیب فرقه حیدرخانی – و قوت سلسله او را چنین شرح می دهد :
(( در بحث پیرامون ادامه کبرویه طبق مدارک و دلائل صوفیانه عنوان نوربخشیه ادامه کبرویه در تصوف تشکیلاتی تائید تاریخی دارد زیرا بدون بریدگی به نجم کبری می پیوندد . . . اگر اویسیه سازان با تزویر و خدعه ی استفاده از تشابه اسمی روزبهان بقلی شیرازی استفاده کرده شجره اویسیه را سر و سامان داده اند ، نوربخشیه بدون این تزویرهای مرسوم در صوفیه ، نسبتش به کبرویه درست کرده است . . . ولی اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کرده باشیم و به هیچ غرضی محکوممان نکنند ، ارتداد مرسوم صوفیانه ذهبیه اغتشاشیه و اویسیه را نادیده گرفته ، در کنار آن دو انتساب نوربخشیه کبرویه را صحیح فرض می کنیم )) 53 –
از جناب علوی طباطبائی توقعی جز ارادت مندی به مشتاقعلی شاه نمی رود . برای اثبات گرایش عمیق و شدید ایشان به صوفیه همین اعتراف کفایت می کند که نوشته : (( من در رابطه با کتب صوفیه فقط افکار و آراء و عقاید آنها را می پذیرم بسیار اتفاق افتاده بهره معنوی هم برده ام ولی آنجا که یک صوفی خود را نایبی برای امام زمان می داند قبول ندارم ))54 –
اما جناب علوی طباطبائی که وظیفه داشته ، ادعای انتساب نشر راه نیکان به فرقه کمیلیه را با نقد کمیلیه بپوشاند ، به خوبی ثابت کرد که ارادت مندان حیدرخانی هم به بطلان عقائد پوسیده او آگاهی دارند . ولی در نقض آن ادعا ناکام بود ، زیرا ما آن را مدلل و مستند نمودیم و علوی طباطبائی نه به تنهایی که با یاری همه مریدان حیدرخانی در پاسخ گویی ناتوان و ذلیل شد .
اما اثبات بطلان کمیلیه به روایت ارادت مندان حیدرخانی را پی بگیریم .علوی طباطبائی نوشته است :
(( عده ای بر این عقیده اند که از کمیل بن زیاد نخعی ، محرم اسرار علی بن ابیطالب – علیه السلام – رشته ای کشیده است . و به این توجه دادیم ما دلیلی که اینگونه دعاوی صوفیانه را ثابت کند . . . در دست نداریم )) 55 –
و همو نوشته : (( بر سر اتصال شجره کبرویه که توسط هر کدام از پیامبران نجم کبری به مبدأ ، یعنی کمیل بن زیاد نخعی و حسن بصری به واسطه معروف بن فیروزان کرخی برسد ، دچار مشکل بزرگی خواهیم شد ؛ زیرا نه این سه شعبه کبرویه ، بلکه اصلانتساب کبرویه مانند نعمة اللهیه ، شاذلیه ، چشتیه ، قادریه ، خاکساریه و . . و . . . به ائمه معصومین – علیهم السلام – ثابت شدنی نیست . یعنی صوفیه دلیل و مدرکی که این ادعا را ثابت کند ، ارائه نداده اند . در این صورت نوربخشیه ادامه کبرویه اگر مشکل اتصال ذهبیه و اویسیه را ندارد ؛ لکن در زمره تمامی فرق صوفیه است که ادعای اتصال شجره آنان به ساحت مقدس معصوم – علیه السلام – ثابت نشده است . و عجیب در بی توجهی روسای فرقه های صوفیه نسبت به این مهم می باشد . مهمی که حکم بدعت فرقه سازی در اسلام را همراه دارد و تصوف را از اساس باطل می سازد )) 56 –
حیدرخانی و مریدان او که به حقیر پاسخی نمی دهند ، و ناتوانی آنان بر ما پوشیده نیست ، امید که اشکالات جناب علوی طباطبائی نیز بی پاسخ به تاریخ سپرده نشود .
———————————————————
پانوشت :
1 – البدعة و التحرف ، ص 6 .
2 – رندانه پیران فرقه کمیلیه را که حسن بصری در سلسله آنها وجود ندارد ، از جمع اهل نفاق خارج می کند !
3 – حسن بصری پیر پیران اهل نفاق ، ص 18 .
4 – همان ، ص 47 .
5 – سیری در تصوف ، ص 297 – 292 .
6 – نجم کبری ، ص 207 و 208 و 287 .
7 – نجم کبری ، ص 287 و 286 .
8 – دو رساله عرفانی ، ص 270 و 271 .
9 – فرهنگ فرق اسلامی ، ص 320 .
10 – پشمینه پوشان ( فرهنگ سلسله های صوفیه ) ، ص 280 .
جناب علوی طباطبائی هم به وجود خارجی فرقه کمیلیه تا زمان حاضر تصریح کرده است ( ر . ک : کبروی مسلکان ، ص 77 – 75 ) ، اما چون ایشان را فرقه پژوه نمی دانیم و بلکه مصداق این تعبیر مدیر نشر راه نیکان می دانیم که : ( این طیف قلم زن که جز دستبرد به آثار مؤلفان محقق تصوف شناس ، سرمایه ای ندارند تحریک شده های با واسطه ی فرقه های کهنه کار صوفیه اند ؛ کمیلی مشربان ، ص 6 ) ، از ذکر نام او در این بخش خودداری کردیم .
11 – سیری کوتاه در مرام صوفی گری ، ص 82 و 83 . همچنین این قضیه را آیت الله دکتر حسینی قزوینی – مدیر شبکه جهانی ولایت – نقل فرمودند ، که فایل صوتی آن موجود است .
12 – فایل صوتی موجود است .
13 – داستان عارفان ، ص 7 ؛ مناظر المحاضر للمناظر الحاضر ، ص 7 ؛ اوراد فتحیه ، ص 6 .
14 – نجم کبری ، 287 .
15 – دو رساله عرفانی ، ص 271 .
16 – همان ، ص 283 و 284 .
17 – همان ، ص 305 .
18 – همان ، ص 347 .
19 – قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، ص 104 .
20 – پژوهشی پیرامون اتصال صوفیه به امامان ، محمد حیدرخانی ، نشر راه نیکان ، ص 167 – 89 مقایسه شود با : دو رساله عرفانی ، حسین بدرالدین ، نشر صفا ، ص 271 – 12 .
21 – 52 و 54 .
22 – گنجینه اسرار ، ص 351 و 352 .
23 – حسن بصری چهره جنجالی تصوف ، ص 276 .
24 – دیدی که راز پنهان آخر شد آشکارا ، ص 106 .
25 – در ص 12 کتاب نخستین تجلی که توسط نشر نخل دانش به نام کوکب اعظم کاکوئی منتشر شده است و حیدرخانی مدعی است : نویسنده خاله ایشان می باشد ( مقتدای عارفان در نگاه خاتم پیامبران ، ص 134 ؛ علی فیض ازل ، ص 224 و 328 ) و او را با القاب : ( عارفه کامله واصله ) معرفی می کند ( علی فیض ازل ، ص 24 و ص 47 ) ؛ نوشته شده است : ( تحریر ساعت یک و نیم بعدازظهر روز جمعه 26 اسفند 1373 مطابق پانزدهم شوال المکرم سنه 1415 . خاک پای شیعیان ، کوکب اعظم کاکوئی ) ، در صورتی که همین کتاب وفات کوکب اعظم را 23 آبان 1372 ذکر می کند !
اینکه مرحوم کوکب اعظم چگونه یک سال بعد از وفات ، دست به قلم شده را هم اگر حمل بر کرامات این جماعت کنیم ، حیدرخانی در ص 262 همین کتاب اعتراف می کند که نویسنده کتاب کسی جز او نیست .
همچنین کتاب مقتدای عارفان در نگاه خاتم پیامبران به نام کوکب اعظم کاکوئی توسط نشر سنائی منتشر شده است .
اولا ، در ص 174 کتاب آمده : ( تحریر ساعت دو نیم ، نیمه شب دوشنبه 21 شعبان المعظم 1418 مطابق اول دیماه 1376 )
اما تذکر دادیم که تاریخ وفات مرحوم کوکب اعظم : ( صبح روز یک شنبه نوزدهم جمادی الاول سنه 1414 مطابق 23 آبانماه 1372 ) است ( ر . ک : نخستین تجلی ) .
ثانیا ، در ص 134 می نویسد : ثواب این عرض ادب ان شاءالله تعالی چاکرانه خالصانه را به روح مطهر . . . جده متقیه و زاهده ام مولود قلی بیک و مادرم معصومه کاکوئی و خاله هایم اعظم و فاطمه کاکوئی . . . و جدم کربلائی هادی . . . – هدیه – می نمایم ) .
این در حالی است ، که حیدرخانی تصریح می کند ، نام مادرش معصومه و جده او مولود قلی بیک و جد او هادی و خاله او اعظم است : ( برای مثال : علی فیض ازل ، ص 224 و 225 و 328 ؛ اوراد فتحیه ، ص 1 ) .
26 – از زمین کربلا تا عرش ، نشر مهتاب ؛ قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، نشر مهتاب ؛ غفلت ، نشر راه نیکان ؛ عبور از خود ، نشر راه نیکان ؛ مدعیان دروغین ، نشر راه نیکان ؛ چراغ راه کمال ، نشر راه نیکان و . . .
اولا ، جناب محب علی در ص 276 و 277 کتاب حسن بصری چهره جنجالی تصوف در معرفی آثار ” حسین بدرالدین ” از مواردی نام می برد که با نام حسین حیدرخانی منتشر شده است : ( برای مثال از تصحیح فیه ما فیه نام می برد که با نام حسین حیدرخانی منتشر شده است ؛ فیه ما فیه ، نشر سنایی ، ص 2 ) ، و با ظرافت اعتراف کرده که حسین بدرالدین همان حسین حیدرخانی است .
ثانیا ، حیدرخانی بارها اعتراف کرده که حسین بدرالدین همان حسین حیدرخانی است : ( برای مثال ، از زمین کربلا تا عرش چندان راه نیست ، ص 3 و 4 و 21 مقایسه شود با ، ص 59 ) .
27 – کتاب راه وصال امام زمان با نام حسین عبدالمهدی توسط نشر مهتاب منتشر شده است ، اما در ص 173 اعتراف می کند که نویسنده حسین حیدرخانی است .
28 – کتاب رهبران ضلالت با نام علی امیر مستوفیان توسط نشر راه نیکان منتشر شده است ، و نگارنده در ص 248 ( و ر . ک : ص 555 ) اعتراف کرده که حسین حیدرخانی می باشد .
29 – کتاب اوراد فتحیه با نام حسین بن حسن توسط نشر مروی منتشر شده است ، و مقدمه نویس همین کتاب – جناب منظورعلی ! – اعتراف کرده که نویسنده حسین حیدرخانی می باشد ( ر . ک : اوراد فتحیه ، ص 6 ) .
30 – آستان وصال حضرت دوست ، نشر نخل دانش ، ص 127 ؛ آداب عزاداری شهیدان کربلا ، نشر راه نیکان ، ص 70 .
31 – برای نمونه ، ر . ک : سماع عارفان ، ص 78 .
32 – این فرد بی ربط با فربد سلسبیلی که حیدرخانی بسیار از او یاد کرده ، نیست : ( آداب شهیدان کربلا ، ص 215 ؛ از زمین کربلا تا عرش ، ص 347 و 59 و 11 ) .
و البته فربد سلسبیلی هم بسیار از حیدرخانی و مشایخ او یاد می کند : ( پدر آیت عشق ، ص 87 و 89 و 104 و 107 و 125 ) .
33 – فرقه صوفیان ، ص 279 – 268 . همچنین : ر . ک ، نگرشی دیگر بر تصوف ، شهاب الدین کاکوئی ، نشر راه نیکان ، ص 81 – 68 .
34 – نگارنده در کتاب ” شناخت اجمالی فرقه سلطان علی شاهی ” مبنای این فرقه را نقد و بررسی کرده ام .
35 – گشایش راز ، ص 6 و 7 .
36 – حسن بصری گنجینه دار علم و عرفان ، ص 417 و 418 و 462 .
37 – چراغ راه کمال ، ص 36 و 39 .
38 – درچه نامرئی به عالم غیب ، ص 95 .
39 – ما به فلک می رویم ، ص 101 .
40 – مشرق معنوی ، ص 46 – 40 .
41 – سماع عارفان ، ص 16 .
42 – قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی ، ص 105 .
43 – مناظر المحاضر للمناظر الحاضر ، ص 9 .
44 – میراث عارفانه جاودانه ، ص 15 .
45 – لسان الغیب ، ص 85 .
46 – تجلی نور بیداری بر قلب سالک ، ص 79 .
47 – ریاض السیاحه ، ص 30 و 31 .
48 – ریاض السیاحه ، ص 30 .
49 – سجاده نشینان عشق ، ص 56 .
با نقل این بخش از نوشتار یارعلی علت مخالفت نشر راه نیکان با حسن بصری هم روشن شد . کتاب های : ( حسن بصری چهره جنجالی تصوف ، حسن بصری پیر پیران اهل نفاق ، حسن بصری از واقعیت تا افسانه ، سخن تلخ شیرین ) ، نزاع بر سر حلقه اتصال صوفیه به امام علی – علیه السلام – است .
50 – البدعة و التحرف ، ص 25 و 26 .
51 – فرقه اویسیه ، ص 70 و 71 .
52 – شبهای قونیه ، ص 146 و 147 .
در پاورقی همان صفحه مخاطب را به مقدمه کتب تصحیح شده توسط حیدرخانی ارجاع می دهد : ( به کتابهای فواتح الجمال و فواتح الجلال از نجم الدین کبری و تحفة البرره فی مسائل العشره از مجدالدین بغدادی در مقدمه و دو رساله عرفانی از نجم الدین کبری : ص 75 به بعد . حقیر این کتابها را از انتشارات مروی ناصرخسرو ، تهران تهیه کردم )
اینکه دقیقا فرمودند از کجا خریده اند دلیلی نداشت جز اینکه بفهمانند با جناب مشتاقعلیشاه رابطه ای ندارند .
البته رابطه دوستانه ایشان با اهل تصوف قابل انکار نیست ، زیرا نوشته اند : ( یک روز منزل مرحوم آقا هادی حائری فرزند شجاع و برومند مرحوم رحمت علیشاه حائری شیخ تهران گنابادیها بودم با دو سه نفر دیگر از محترمین عرفای پایتخت . . . ) ، شبهای قونیه ، ص 135 .
53 – کبروی مسلکان ، ص 78 و 79 .
54 – شبهای قونیه ، ص 82 و 83 .
55 – کمیلی مشربان ، ص 104 .
56 – کبروی مسلکان ، ص 79 .