
«الهی! از گفتن نفی و اثبات شرم دارم که اثباتیم.
لا اله الا الله را دیگران بگویند، الله را حسن».
به مناسبت بزرگداشت حسن زاده آملی:
آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی(فقیه و فیلسوف):
آقای حسن زاده لا اله الا الله را شرم آور می داند
هانري كربن آمد و موج تصوف محي الدين و صدرائي را در ايران به حركت آورد. اينك چشممان به يك «الهي نامه» جديد از عارف نامدار روشن شد: الهي: حسن تویي و حسن حسن نما است.
از گفتن نفي و اثبات شرم دارم كه اثباتيم، «لا اله الا الله» را ديگران بگويند.
توضيح: اين آقا عنوان «جاروي بي مصرف» را برداشته و «لا اله الا الله» را «نفي و اثبات» نام گذاشته است، نفي آن «لا» است و اثبات آن «الاّ الله» و از گفتن آن عار دارد؟!! اي واي بر ما … طرف مستقيماً به جنگ با امام رضاعلیه السلام برخاسته است بلكه با خدا مي جنگد.
او «لا اله الاّ الله» را «شرم آور» مي نامد. كسي كه به «همه چيز خدایي» معتقد است و پيرو شعار «اعلم انّ واجب الوجود كلّ الاشياء» ملاصدرا، است، بايد از گفتن «لا اله الاّ الله» شرم داشته باشد. ميدانيم كه بت پرستان قريش به «الله» عقيده داشتند تنها به زير بار «لا اله الاّ الله» نميرفتند. خدا در قرآن همه جا «لا اله الاّ الله» گفته، «لا اله الاّ الله» نور چشم پيامبر و جان دين اوست كه ابوجهل از گفتن آن شرم كرد و ابوسفيان تا آخر عمر آن را با شرمساري منافقانه به زبان مي آورد…
و اين است معناي «تسخير قم» اين عُشّ آل محمدصلی الله علیه و آله و سلم و اين حرم اهل بيتعلیه السلام. آن سيد حيدر آملي اولين نفوذ دهنده تصوف به شيعه، اين هم آخرين آملي كه قم را به قونيه تبديل كرده است. (محی الدین در آیینه ی فصوص ج 2 فصل اول/مقالات مقدماتی)
فضیلت تراشی برای آقای حسن زاده
جوادی آملی می گوید: ایشان [حسن زاده] آنقدر کتاب شناس بودند که میگفتند: هنگامی که چشم خود را می بندم هر کتابی را که بیاورید روی آن دست میکشم و عنوان آن را میگویم. (هفته نامه افق حوزه- 10/1/1390، ش 134)
جلوگیری از رخ دادن یک فاجعه به دست حسن زاده ی آملی توسط علامه آقا عزیز طباطبایی
استاد علی اکبر مهدی پور(محقق و پژوهشگر): [در جواب این فضیلت تراشیها]
آقای حسن زاده و دو سال تحقیق برای اثبات تشیع فخر رازی
ناشی از بیگانگی محض در موضوع کتابشناسی
یکی از محققین پر طنطنه ی حوزه (آقای حسن زاده آملی) که در سطح کشور دلهایی را به سوی خود جذب کرده با یک نسخه ی خطی مواجه میشود که روی آن کلمه ی «فخر رازی» خوانده میشود، او به تصور این که این کتاب از فخر رازی معروف است، آن را بررسی کرده و بسیار پرمحتوا یافته بود. چون در این کتاب مطالب فراوانی راجع به اهل بیت عصمت و طهارتعلیه السلام بود، آن را دلیل تشیع فخر رازی پنداشته بود و به همین دلیل به تحقیق آن پرداخته، مدت مدیدی (بنا به نقل محقق بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین مهدی پور مدت 2 سال روی این کتاب تحقیق شد.) از وقت با ارزش خود را در این راه صرف کرده آن را مهیای چاپ نموده بود. یکی از فضلای حوزه گزارش این کار را به محقق طباطبایی (مراد، مرحوم علامه ی محقق آیت الله حاج سید عبدالعزیز طباطبایی است که در کتاب شناسی در سطح جهان بینظیر بود و شهرت جهانی داشت و آقای حسن زاده استفاده های فراوانی از آن مرحوم نموده و در بسیاری از تحقیقاتش در علوم مختلف وامدار مرحوم محقق طباطبایی است اما در عین حال این شخصیت بزرگ جهانی هرگز چنین ادعاهایی از او سر نزد و همیشه خضوع و خشوع و شکسته نفسی او گویای روح بلند و ملکوتیش بود.)داد، استاد بدون تأمل و مراجعه پرسید: «فخر رازی» یا «مظفر رازی»؟
هنگامی که این سخن در محضر آن محقق گرانمایه (آقای حسن زاده آملی) مطرح شده بود یکبار دیگر روی صفحهی اول نسخه اش دقیق شده بود و دیده بود که روی صفحه ی اول نوشته شده: «ابوالمحامد مظفر رازی» ولی چون صدها سال از تألیف آن گذشته بود، حروف کم رنگ و ناخوانا شده بود. (جناب استاد مهدی پور فرمودند بعد از روشن شدن مطلب برای آقای حسن زاده ایشان از چاپ این کتاب منصرف شدند.)
[مقایسه کنید با کلام آقای جوادی آملی و ببینید که تفاوت از زمین تا آسمان است. او ادعا می کند با چشم بسته دست روی هر کتابی بگویید می کشم و عنوان کتاب را به شما میگویم و آن دیگری میگوید ـ با سند و مدرک ـ با چشم باز و تیز و دقیق (یعنی چشم تیزبین یک محقق و مدقق) و دو سال کار تحقیقی روی یک کتاب معروف تا زمان رسیدن به مرحله ی نهایی چاپ در نام مؤلف کتاب وامانده بود. خداوند رحمت کند علامه ی نامدار محقق طباطبایی را که او را به اشتباهش آگاه کرد. وگرنه آقای حسن زاده کتاب مظفر رازی را به نام فخر رازی در اثبات تشیع او چاپ می کرد و مریدان چشم و گوش بسته که؛
((لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِه)) (اعراف: 179)
فخر رازی سنی ناصبی را از مفاخر علمای شیعه اعلام و مخالفین خود را جاهل، نفهم و نادان که حتی بدایه و نهایه را نخوانده اند معرفی می نمودند!!]