
نظـر فقـها دربـاره جلسات به اصطلاح عرفانی اما گمراه کننده
باسمه تعالی
سؤال:
مدتي است در برخي از شهرها فرزندان ما در جلساتي شرکت ميکنند که مباني درسهاي آنها مطالبي است که در ذيل ميآيد. لطفا بیان فرمایید که شرکت در این جلسات جایز است یا خیر؟
1- (وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حيوانات و انسانها است، يعني ما دو وجود نداريم، بلکه هرچههست يک وجود است که در قوالب و اندازههاي گوناگون ظهور کردهاست، نهاينکه وجود زمين غير از وجود آسمان و وجود آسمان غير از وجود حق متعال بوده باشد).
2- (از آنجا که حقايق هستي بيمنتها است پس فهم حقايق اشياء نيز بيمنتها بوده و همچنان ادامه دارد. يا نبايد الف را به زبان آورد همچون سوفسطائیها که اصلا قائل به موجود بودن خود نيستند، و يا اين که به محض اقرار نمودن بدان بايد آن را ادامه داد. و چه راحت است که از همان ابتدا سوفسطي بشويم و بگوييم اصلا الفي نداريم. و چه عجيب است که بالاخره همه ما در اين مسير بايد سوفسطي شويم و بگوييم نه ما هستيم و نه ديگران هستند. فقط خداست و خدا. حرف اول و آخر خدا است، و خدا است دارد خدايي ميکند. از آن به بعد ديگر انسان هيچ نگراني ندارد و راحت ميشود).
3- (نه تنها نميخواهيم از معلول به علت برسيم بلکه قصد نداريم از علت به معلول هم راه يابيم به دليل اين که ما اصلا معتقد به علت و معلول جدا نيستيم).
4- (مراد ما از وحدت وجود، عينيت وجود زمين و وجود آسمان با وجود حق متعال است).
5- (فيلسوف و عارف هر دو قائل به وحدت وجود هستند… تمام انبياء و ائمه و همه حجج و رسولان الهي فيلسوفند و اينان فلاسفه اصلياند). (انسان قابليت رسيدن تا مقام ذات را دارد، و چون ميبيند که نميتواند آن ذات را پايين بياورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا ميرود و او ميشود).
6- (جنات درجات دارد تا آن جا که ميفرمايد ((وادخلي جنتي))، که اين جنت، جنت ذات است).
1 تا 6- مدارک مطالب مورد سؤال به ترتيب: شرح نهاية الحکمة، داوود صمدی آملی، صفحات: (124؛ 15؛ 110 ـ 111؛ 115؛ 47؛ 86. 7) آداب سالک الی الله، داوود صمدی آملی، 79
پاسخ:
پاسخ رهبر معظم انقلاب :
بسمه تعالی
شرکت در جلسات مذکور که با عقاید انحرافی آمیخته و موجب ترویج باطل است، جایز نیست مگر برای کسانی که قدرت پاسخگویی به شبهات و ارشاد و راهنمایی و امر به معروف و نهی از منکرِ متصدیان جلسات مذکور را دارند.
حضرت آيت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپايگانی دامت برکاته :
بسم الله الرحمن الرحیم
شرکت در چنین جلساتی حرام و موجب گمراهی و غضب خدای متعال است و هر مکلّفی علاوه بر اینکه نباید خودش شرکت کند باید دیگران را نیز آگاه کند تا گمراه نشوند.
واالله العالم 29/11/1430 ق
حضرت آيت الله العظمی مکارم شيرازی دامت برکاته :
وحدت وجود گاه به معناي… وحدت مصداق وجود است به اين معنا که در عالم هستي وجودي جز خدا نيست و همه چيز عين ذات اوست. اين سخن مستلزم کفر است و هيچ يک از فقها آن را قبول نکرده اند.
حضرت آیت الله العظمی حکیم :
السلام علیكم و رحمة الله و بركاته
ج- شرکت در این جلسات حرام است و تمام این مطالب باطل است و اعتقاد به آن کفر روشن است و خروج از دین است و هرکس معتقد به وحدت وجود باری تعالی با ما سوی الله بشود از توحید خارج شده و لادین است و آنها ابا ندارند که به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و ائمهعلیه السلام تهمت بزنند … و هیچ انسانی حتی خاتم الانبیاء که اشرف مخلوقات است نمی تواند بذات حق تعالی برسد فضلاً از اینکه ذات پایین بیاید چون خلاف ضرورت است و از خداوند متعال دوری از این عقاید فاسده را خواستاریم.
حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ علی صافی گلپایگانی :
شرکت در این قبیل جلسات (با توجه به مراتب فوق الاشعار) که باعث اضلال مؤمنین و مؤمنات می گردد جائز نیست.
دهم ذی الحجة الحرام 1430
حضرت آیت الله العظمی بهجت :
بسمه تعالی: شرکت در این جلسات بالخصوص برای جوانان و مبتدی ها جائز نیست.
حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید محمد باقر شیرازی ـ مشهد
… اگر چه شکی در حرمت شرکت در مجالس مذکور برای عموم، خاصه جوانان عزیز نیست (مگر برای افراد معدودی که اولاً کاملا اطمینان ازاثبات ایمان خود داشته باشند و برای رفع شبهات و اثبات بطلان آنها باشد). لکن تنها فتوا به حرمت شرکت در مجالس مذکور و شرکت ننمودن افراد در آنها کافی نیست، بلکه بستن این مجالس، و ممنوع نمودن انعقاد آنها قانونا لازم است، و ممنوع نمودن انعقاد این مجالس قانونا و شرعاً اگر از ممنوع نمودن شراب خانه ها و مبارزه با بی حجابی یا بد حجابی و امثال آنها لازم تر نباشد کمتر نیست، خاصه آن که این گونه افکار خرافی و باطله باعث سوء استفاده دشمنان مکتب امامت و ولایت خاصه وهابیت، در نسبت دادن شیعه به کفر و نجاست می گردد
24/5/1389 مصادف با 4
رمضان المبارک 1431
محمد باقر بن عبدالله الشیرازی
حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی:
بسمه تعالی
وحدت وجود به آن معنی که در سؤال ها آمده سخیف ترین عقیده ی بعضی صوفی هاست که این قول را به جهله صوفیه نسبت داده اند، پس نباید در این جلسات شرکت نمود و باید دیگران را از رفتن به این گونه مجالس بازداشت.
30/8/89
حضرت آيت الله العظمی نوری همدانی دامت برکاته :
بسمه تعالی
سلام علیکم؛ در فرض سؤال اینگونه بیانات جزء افکار انحرافی است و حضور در اینگونه مجالس جایز نیست.
6/9/88
حضرت آيت الله العظمی سبحانی دامت برکاته :
بسمه تعالی
جلساتی که این نوع بحث ها مطرح می شود شرکت در آنها برای افراد ناوارد جائز نیست مگر فردی که بتواند پاسخ این نوع اندیشه ی باطل را بدهد و چنین فردی نادر است.
والله العالم 28 ذی قعدة الحرام 1430
پاسخ آیت الله مظاهری:
کلیه مطالبی که نوشته اید خلاف اسلام است.
اشکال مجله ی نورالصادق به جمله ی آخر آقای مظاهری:
مطالب فوق از کتب اهل فلسفه و عرفان انتخاب و مورد سؤال واقع شده و مدارک آن نیز ذکر شده است چنانچه محی الدین میگوید سبحان من اظهر الأشیاء و هو عینها و میگوید: إن العارف من یری الحق فی کل شیء بل یراه عین کل شیء و نیز ملاصدرا می گوید: بسیط الحقیقه کل الاشیاء و… و مطالب فراوان دیگر از همین قبیل، و آقای حسن زاده میگوید آنچه در دار وجود است وجوب است و بحث از امکان برای سرگرمی است و آقای جوادی میگوید لا جبر و لا تفویض از باب سالبه به انتفاء موضوع است و آقای محمد حسین طهرانی میگوید: من نمیگویم این سگ خداست من میگویم غیر از خدا چیزی نیست و هزاران مطالب دیگر از این قبیل پس با این وجود آیا باز هم می توان گفت مطالب مذکور در استفتاء از نظر فلسفه و عرفان خلاف واقع است؟
متن کامل پاسخ آیت الله العظمی سید محمد باقرشیرازی در مورد انحرافات صمدی آملی
حضرت آیت الله آقای حاج سید محمد باقر شیرازی ـ مشهد
جای تعجّب و تأثر است که در جامعه اسلامی خاصّه در مذهب شریف و پاک و حقّه اثناعشری این مسائل و افکار مطرح شود با آنکه بطلان و فساد و مخالفت آنها نه فقط با اسلام بلکه با تمام ادیان الهی بلکه با فطرت و عقل، واضح و آشکار، ((كالشمس فی رابعة النهار)) (1) می باشد و بطلان و واضح بودن فساد آنها کمتر از افکار کمونیستی (2) و الحاد و مادیت نیست.
اگر چه شکی در حرمت شرکت در مجالس مذکور برای عموم، خاصه جوانان عزیز نیست (مگر برای افراد معدودی که اولاً کاملاً اطمینان از ثبات ایمان خود داشته باشند و برای رفع شبهات و اثبات بطلان آنها باشد)
لکن تنها فتوا به حرمت شرکت در مجالس مذکور و شرکت ننمودن افراد در آنها کافی نیست بلکه بستن این مجالس و ممنوع نمودن انعقاد آنها قانوناً لازم است و ممنوع نمودن انعقاد این مجالس قانوناً و شرعاً اگر از ممنوع نمودن شرابخانه ها و مبارزه با بی حجابی یا بد حجابی و امثال آنها لازمتر نباشد کمتر نیست خاصه آنکه این گونه افکار خرافی و باطله باعث سوء استفاده دشمنان مکتب امامت و ولایت خاصّه وهابیت در نسبت دادن شیعه به کفر و نجاست می گردد و آنکه مذهب شیعه پدید آمده از مجوسیت و مسیحیت و مانند آنست کما اینکه احمد امین مصری در فجر الاسلام این معنی را ذکر کرده و می گوید شاهد بر این امر قول به اتحاد و یا حلول ذات مقدس الهی در پاره ای از اولیاء و افراد است.
لکن مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد حسین کاشف الغطاء در اصل الشیعه و اصولها او را ردّ می نمایند و می گویند آنانی که قائل به حلول یا اتحاد ذات باری تعالی در پاره ای از افراد و مخلوقین هستند مانند منصور حلاج و امثال او از ما نیستند و مورد طرد و بلکه لعن از طرف ائمهعلیه السلام وعلما ما می باشند.
با کمال تأسف هر دم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد، بنابر نقل بعضی روزنامه های رسمی، رحیم مشائی رئیس دفتر رئیس جمهور در یک سخنرانی گفته است انسان ظرفیت خدا شدن را دارد و آنکه مأموریت انسان بر روی زمین این است که جانشین خدا باشد، به جای خدا تصمیم بگیرد و به جای خدا اراده کند و آنکه خدا ظرفیت خدا شدن را در انسان قرار داده است که این مطلب مورد استنکار بسیاری از بزرگان و مراجع عظام واقع گردیده و آقای سرلشکر فیروزآبادی نسبت به اظهارات مشائی می گوید: چرا وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و قوه قضائیه مانع از این مسائل نمی شود.
اما مسئله ای که مطلب را خیلی مهمتر و مشکلتر نموده آنست که این گونه افکار باطله و فاسده که فساد و بطلان آنها واضح و مورد اتفاق می باشد مانند فصوص الحکم محی الدین عربی (که بدتر از اینگونه مطالب در آن است) با کمال تأسف اکنون یکی از کتابهای رسمی و درسی در حوزه علمیه قم واقع گردیده است.
فصوصی که گوساله پرستی را عین خداپرستی می داند و افتراء و نسبت دروغ علنی و مخالفت با قرآن به حضرت موسیعلیه السلام می دهد و آنکه آن پیغمبر عظیم الشأن با شدت ناراحتی و غضب به هارون گفت: چرا مانع از بت پرستی آنان گردیدی و ندانستی که گوساله پرستی عین خداپرستی است.
فصوصی که بر خلاف ادیان که برای منع از بت پرستی آمدند مع ذلک بت پرستی را عین خداپرستی می داند و بعضی از معاصرین این مطالب خلاف ضرورت دین را از اسرار ولایت می دانند.
محی الدینی که بر خلاف ضرورت دین بلکه تمام ادیان می گوید آتش برای اهل جهنم عذب و گوارا می شود و از آن لذت می برند و ملاصدرا نیز این مطلب باطل را از محی الدین می پذیرد.
محی الدینی که در فصوص می گوید فرعون با ایمان از دنیا رفت و ((ذهب طاهراً مطهّراً)) با وجود آن همه آیاتی که صریحاً در عدم قبول ایمان او نازل شده
((فَأخَذهُ الله نكالَ الْآخِرَة وَ الْأولی)) (3)
و اتفاق تمام ملل و ادیان بر ملعون و اهل جهنم بودن او.
و عجب آنست که ملاصدرای شیرازی در تفسیر قرآن پس از بیان نظر محی الدین نسبت به ایمان فرعون می گوید: و این نظر مخالف با اسلام و تمام ادیان آسمانی می باشد لکن مقتضی کشف شیخ است.
محی الدینی که انبیاء و مرسلین را مخطی و خطاکار می داند و می گوید قوم نوح و سایر کفار مانند فرعون عارفان والامقام می باشند.
محی الدینی که در فصوص به دروغ می گوید: پیغمبر به من دستور داد کتاب «فصوص» را به مردم برسانم و تعلیم نمایم با آنکه خود وی در فص داودی می گوید پیغمبر درگذشت و وصیتی برای احدی ننمود ((ذهب ولم یوص الی أحد)) و مرحوم امام(ره) در تعلیقه خود می فرمایند: ((هذا من اقبح القبائح))، این مطلب از قبیح ترین قبایح است که وصیتی که در آیه شریفه با تأکید بیان شده است و خود پیغمبر فرموده ((مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ وَصيَّةٍ ماتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة)) (4) آن وقت خود پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم که اعقل تمام افراد بشر می باشند آن هم در مسئله خلافت و امامت با آن اهمیت، در برابر آن ساکت بماند. (5)
واقعاً بسیار جای تأثر است پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلمکه به اتفاق تمام اهل سنت حتی بخاری امر کردند کاغذ و قلم بیاورید تا برای شما وصیت بنویسم که گمراه نشوید (علاوه بر مسئله غدیر و امثال آنها) و عمر با آن کلام بسیار قبیح امر پیغمبر را رد کرد و مانع شد از آوردن قلم و کاغذ، آن وقت بگویند: رسول خدا ((مات بلا وصیة))!!
محی الدینی که از پاره ای از هم کیشان و هم مسلکان خود به صورت یک داستان جعلی نقل می کند که آنها در مکاشفه خود شیعه را مانند خنزیر مشاهده نموده اند و مرحوم امام (ره) در تعلیقه مصباح الانس می فرمایند: چون شیعه به سبب ایمان و اعتقاد به امامت و ولایت سینه و قلب او مانند آیینه می باشد لذا این دسته از عرفای بنام چون خودشان به صورت خنزیر بوده در آیینه آنان واقع گردیده اند لذا خیال کرده اند که شیعه هستند.
محی الدینی که در فصوص می گوید پیغمبر فرمودند: ((لو كنت متخذا خليلا لاتخذت أبا بكر خليلا )) (6) با آنکه مرحوم آیت الله امینی (ره) در الغدیر بطلان آن را ثابت می نماید و خرافات و مسائل زیادی امثال آن که انصاف مطلب آنست که انقلاب اسلامی ایران فوائد و آثار برکات بسیاری داشته و دارد و در عین حال سوء استفاده هایی هم از آزادی آن شده و می شود.
24/5/1389 مصادف با 4 رمضان المبارک 1431
محمد باقر بن عبدالله الشیرازی