پاسخ به شبهات

اسطوره ی تحقیق

در آستانه یکمین سالگرد رحلت جانگداز استوانه استوار تحقیق و تتبع، اسطوره بی همتای تلاش و پژوهش، روشنی بخش محافل علمی و تحقیقی، صفابخش مراکز پژوهشی معارف الهی، آرام بخش دلهای مضطرب ارباب قلم، تداوم بخش تلاش های روشنگر علامه ها، محقق ها، میرحامد حسین ها، امینی ها و شیخ آقابزرگ ها:
علامه بزرگ، پژوهشگر سترگ، آیة الله حاج سید عبدالعزیز طباطبایی که با رحلت خود جهان تشیع را بر سوگ نشاند و محافل علمی و تحقیقی را کم فروغ ساخت.

چکیده
در اینجا یک رؤیای صادقه که در بیداری نیز تحقق پیدا کرده بود به عنوان شاهدی برای بطلان سیر و سلوک های غیر شرعی و مسیرهای غیر اهل بیتعلیه السلام ذکر شده است و روش سیر و سلوک را منحصر در چهار مورد نموده است:
1. عمل به دستورات شرع مقدس تا آخرین لحظه ی زندگی
2. محبت به خدا و اولیاء خدا(پیامبر و اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم)
3. توسل به ذوات مقدسه ی معصومین علیه السلام
4. تسلیم مطلق و بی قید و شرط در برابر آن بزرگواران و لاغیر
در پایان به خطر راههای انحرافی و لزوم پیروی از فقها در مسیر سیر و سلوک شرعی اشاره شده است.

چکیده:
در این نوشتار ابتدا به ادعای وحدت وجودیها و عرفان شرق مبنی بر فانی بودن آنها در حق و رؤیت حضرت حق اشاره و پس از آوردن اشعاری از آنها و طرح سؤالاتی و بیان اقوال خودشان مبنی بر عاجز بودنشان و جاهل بودنشان به بسیاری از مطالب، ادعای خدایی آنها را با جهل آنها به مخلوقات ناسازگار معرفی می نماید.

نویسنده: آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی

چکیده:
نویسنده در این مقاله به توضیح و تبیین شعری که مرحوم آیت الله صافی در آخر شرح حال خود آورده اند پرداخته است این مقاله در جواب آن اشخاصی است که با علم مخالفت می کنند و علم را سدّ راه تکامل انسان می دانند و معتقدند که عارف باید جاهل باشد و از علم دوری گزیند و برای اثبات این عقیده از شخصیت مرحوم آیت الله صافی استفاده کرده و به وسیله ی همین شعر آن مرحوم را با خود هم عقیده می دانند و می گویند آیت الله صافی هم از تحصیل علم پشیمان شده بود. نویسنده به این نکته اشاره می کند که مراد مرحوم آیت الله صافی از این بیت شعر در محضر حق بودن و با اخلاص کار کردن است نه درس نخواندن و در جهل به سر بردن.

برخی از اشعار نامناسب و خلاف ادب مولوی که پرده از جنس عرفان او بر می دارد!!!!

مثنوی معنوی ، دفتر چهارم، صفحه ی 652

این دعا چون ورد بینی بود چون                         ورد بینی را تو آوردی بهک و ن

رایحهٔ جنت ز بینی یافت حر                              رایحهٔ جنت کم آید از دبر...

بوی گل بهر مشامست ای دلیر                           جای آن بو نیست این سوراخ زیر

…  نیست وقت مشورت هین راه کن                      چون علی تو آه اندر چاه کن

شیخ بهائی و تصوف

 

مرحوم شيخ علی اکبر نهاوندی مي نويسد:
روزی شیخ بهائی به یکی از شاگردان خود که تعداد آنها به چهارصد نفر می رسید گفت: امشب به منزل ما بیا، آن شخص می گوید:من امتثال کردم و رفتم، کم کم ارکان دولت صفوی آمدند و همه صوفی بودند پس شیخ بهائی کسوت خرقه درویشی پوشیده و سر حلقه اهل ذکر شد و آنها مشغول ذکر شدند به فاصله یک ساعت آنها را جذبه گرفت و از دهان آنها کف می ریخت و روی زمین افتادند. جز شیخ که در حال عادی باقی ماند. پس شیخ بهائی فرمود: تو را آوردم که ببینی من بیچاره در این زمان مبتلا شده ام که شاه و درباریان همه اهل تصوف هستند ناچار شدم از این راه وارد شوم شاید کم کم آنها را هدایت کنم.

 

جنتان مدهامتان، جنت1، ص 29

مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

سؤال : آیا نظر حضرت عالی درباره ی «حدیث عشق» که مرحوم محدّث نوری1 در کتاب «نفس الرحمان» آورده است، موافق نظر مرحوم محدّث است یا نه؟

جواب : بلی؛ اخبار مورد اشاره علاوه بر آنکه مرسل و بی سند است ومنتهی به ائمّه:نیست، از جهت متن غرابت دارد و بر شمردن آنها از احادیث قدسیّه جزاف و خلاف اعتبار است. مطالبی که محدّث نوری در اینجا افاده کرده و درنهایت استحکام است و حقیر نیز در جواب بعضی سؤالات درباره این موضوع توضیحاتی داده ام.

تشبیک اصابع در مصافحه

س‌ـ صوفیه در مصافحه با دو دست و بوسیدن دست‌ها پس از مصافحه اهمیت بسیار می‌دهند، و در این راستا به این حدیث از «عیون اخبار الرضاعلیه السلام» اشاره می‌کنند: «عقد البیعة‌ هو من أعلی الخنصر الی أعلی الإبهام و فسخها من أعلی الابهام الی أعلی الخنصر» و به روایت «سلیم بن قیس» از «سلمان فارسی» اشاره می‌کنند که در آن «سلمان» نقل می‌کند: «چون مردم با ابوبکر بیعت کردند،‌ خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آمدم در حالیکه آن حضــرت مشغول غسل دادن بود عرض کردم: ابوبکر بر منبر پیغمبرعلیه السلام قرار گرفته و مردم با او بیعت می‌کنند و راضی نیست که با یک دست بیعت کنند.» و غرض این است که بگوید در صدر اسلام، ‌مصافحه با دو دست بوده است و همچنین به حدیث «تشبیک اصابع» در هنگام مصافحه به این لفظ «شبک أصابعه فی أصابعه» اشاره کرده و می‌گویند: چون مقصود از «تشبیک»، ‌چنگ کردن همه انگشتان نیست و در هیچ تاریخ و خبری نرسیده است، ‌پس نزدیک‌تر به اخبار همان مصافحه‌ای فقری است؛ ‌و در مورد بوسیدن دست هم به خبر «ابی خالد قماط» از حضرت باقرعلیه السلام استشهاد می‌کند که فرمود: «انّ المؤمنین اذا التقیا و تصافحا ادخل الله یده ایدیهما فصافح اشد هما حباً لصاحبه.» که ظاهراً مقصودشان این است که چون خدا دست خود را میان دو دست آن‌ها می‌برد، ‌باید آن دست را که خدا با آن مصافحه کرده ببوسند.

صفحه3 از5

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز812
دیروز1483
این هفته9671
این ماه38074
جمع بازدیدها288361

1396-07-02
Top