سقوط تكاليف شرعيه از نظر صوفيه‏

سقوط تكاليف شرعيه از نظر صوفيه‏

ديگر آنكه مانند ديگران گفته است كه: چون كسى به رياضت دل خود را معالجه كند وصحّت يابد وبه حقيقت رسد،- كه امور عقائد بر او منكشف گردد، كه از براى او يقين به آنها حاصل شود- جميع تكاليف شرعيّه واحكام شريعت از وى ساقط گردد، وجميع محرّمات مثل زنا ولواط وشراب وبنگ وغير اينها بر او حلال شود. چنانكه در اوّل مجلد پنجم «مثنوى» گفته است به اين عبارت كه:

بدانيد وآگاه باشيد كه: شريعت همچون شمعى است كه راه مى‏نمايد، بى‏آنكه شمعى به دست آرى راه رفته نشود، وكارى كرده نگردد، وچون در راه آمدى اين رفتن تو طريقت است، وچون رسيدى به مقصود آن حقيقت است، جهت‏ آنكه فرموده‏اند: «لو ظهرت الحقائق بطلت الشرائع» همچنان كه مسى زر شود، يا خود از اصل زر بود، او را نه به علم كيميا حاجت است كه آن شريعت بود، ونه زر خود را در كيميا ماليدن كه آن طريقت است، طلب الدليل بعد الوصول إلى المدلول قبيح، وترك الدليل قبل الوصول الى المدلول مذموم. حاصل آنكه: شريعت همچون علم كيميا آموختن است؛ از استاد يا از كتاب، وطريقت استعمال كردن آن داروهاست ومس را در كيميا ماليدن، وحقيقت زر شدن مس است، كيميا دانان به علم كيميا شادند كه ما عمل به علم مى‏كنيم، وحقيقت يافتگان به حقيقت شادند كه ما زر شديم واز علم وعمل كيميا آزاد شديم وما عتقاء اللَّه‏ايم، (كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحونَ) «1» يا مثال شريعت همچون علم طب آموختن است، وطريقت پرهيز كردن، وبه موجب علم طب داروها خوردن، وحقيقت صحت يافتن ابدى واز هر دو فارغ شدن‏«2». گويند كه: انسان بر بساط شريعت رود تا به توحيد رسد، وچون به توحيد رسد شريعت از چشمش بيفتد. وشيخ عطّار در كتاب «جوهر ذات» گفته است:

خدا را يافتم ديدم حقيقت‏ برون رفتم من از عين شريعت‏«3»

واز احمد حوارى نقل نموده كه: كتابهاى خود را برداشت وبه دريا برد وگفت: (نيكو دليل وراهبرى بوديد ما را، اما بعد از رسيدن به مقصود مشغول‏ بودن به دليل محال بود، كه دليل تا آنگاه بايد كه مريد در راه بود، چون به پيشگاه رسيد درگاه وراهبر را چه قيمت؟ پس كتابها را به دريا انداخت) «4». وابو الحسن حُصرى كه عطّار او را بسيار مدح كرده گفته كه: خليفه از وى پرسيد كه چه مذهب دارى؟ گفت: مذهب بو حنفيه داشتم، به مذهب شافعى باز آمدم، واكنون خود به چيزى مشغولم كه از هيچ مذهبم خبر نيست، گفت: آن چيست؟ گفت: تصوّف‏ «5». واز ابو الحسن خرقانى نقل كرده كه گفت: هشتاد تكبير كردم، يكى بر دنيا، دوّم بر خلق، سوّم بر نفس، چهارم بر آخرت، پنجم بر طاعت‏ «6» .... ودر «نفحات» در ترجمه روزبهان گفته كه: در كتاب تحفه مذكور است كه شنيدم از شيخ ابوالجناب كه مى‏گفت: شنيدم از روزبهان در مصر كه مى‏گفت كه: گفته شد به من چندين مرتبه كه نماز را ترك كن، زيراكه تو احتياج به نماز ندارى، من گفتم: پروردگارا من طاقت ندارم اين تكليف را، ديگر به من كن‏ «7». شبسترى در «گلشن» در باب سقوط شريعت نزد وصول به حقيقت گفته:


تبه گردد سراسر مغز بادام‏
گرش از پوست بخراشى گه خام‏
ولى چون پخته شد بى‏پوست نيكوست‏
اگر مغزش برآرى بركنى پوست‏
شريعت پوست، مغز آمد حقيقت‏
ميان اين وآن باشد طريقت‏
خلل در راه سالك نقص مغز است‏
چو مغزش پخته شد بى‏پوست نغز است‏ «8»

***
چه برخيزد تو را اين پرده از پيش‏
نماند نيز حكم مذهب وكيش‏
من وتو چون نماند در ميانه‏
چه كعبه چه كنش، چه دير وخانه‏«9»


ومولوى در «مثنوى» گفته است:
چون كه بى‏رنگى اسير رنگ شد
موسئى با موسئى در جنگ شد
چون به بيرنگى رسى كآن داشتى‏
موسى وفرعون دارند آشتى‏«10»

***

زانكه عاشق در دم نقد است هست‏
لاجرم از كفر واز ايمان برست‏«11»

***
كفر وايمان هر دو چون دربان اوست‏
اوست مغز وكفر ودينِ او دو پوست‏
ملّت عشق از همه دينها جداست‏
عاشقان را مذهب وملت خداست‏«12»


وسيّد مرتضى در كتاب «تبصره» به اين مضمون فرموده كه: صوفيان مى‏گويند كه: ما واصليم به حق، ونماز وروزه وزكات وحج واحكام ديگر مقرّر شده كه سالك بدان مشغول شود، وتهذيب اخلاق حاصل نمايد، واو را معرفت حاصل گردد، يعنى به حق رسد، وچون واصل شد تكليف از وى برخاست، وهيچ از شرايع دين بر او واجب نيست، هرچه او كند نيكو كند، وطى مادر وخواهر ودختر وپسر وشرب خمر ومال مردم بر وى حلال باشد، وكسى را بر وى اعتراض نبود، واگر ديگرى با او مباشرت كند مباح باشد، واگر يكى از اين واصلان را شهوت حركت كند وخواهد كه با واصل ديگر كه به مرتبه كمال معرفت رسيده مباشرت نمايد، وآن واصل كامل ابا ومضايقه كند، از درجه كمال بيفتد، واز دايره اعتبار خارج گردد، بلكه كافر شود. واگر كودكى يا زنى كه در مرتبه نقص باشد، كامل واصلى به ايشان دخول كند، ايشان به مرتبه عاليه ولايت وكمال معرفت رسند، بى‏آنكه‏ مجاهده ورياضتى كشيده باشند، زيراكه راحتى به واصل كاملى رسانيده‏اند، بعد از آن گفته است كه: اين مذهب همه عارفان است كه در زمان مايند، وايشان اعتقاد ندارند به سؤال قبر وقيامت وحشر ونشر، وگويند كه عالم قديم است‏ «13». وعلّامه حلّى در كتاب «كشف الحق» بعد از آنكه ابطال مذهب حلول واتحاد نموده به طريقى كه انشاءاللَّه مذكور مى‏شود، كلامى به اين مضمون فرموده كه: عبادت صوفيان رقصيدن ودستك زدن وزمزمه وخوانندگى است، وحال آنكه حق سبحانه در قرآن عيب كرده است كفّار را به اين شعار وفرموده: (وَما كَانَ صَلاتَهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ الّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً) «2» وكدام غفلت است ابلغ از غفلت كسى كه بركت مى‏جويد از كسى كه عبادت مى‏كند به طريقى كه حق سبحانه عيب كرده است به آن كفّار را، پس به درستى كه چشمهاى سر ايشان كور نيست وليكن چشم دل ايشان كور است. ونيز فرموده كه: من مشاهده كردم جماعتى از صوفيه را در روضه حضرت امام حسين عليه السلام كه ايشان نماز شام كردند سواى يك شخص كه نشسته بود ونماز نكرد، بعد از آن يك ساعت كه گذشت نماز عشا كردند سواى آن شخص كه نشسته بود ونماز نكرد، پس از بعضى از ايشان پرسيدم از ترك نماز آن شخص، گفت كه: آن شخص چه حاجت به نماز دارد وحال آنكه واصل شد! آيا جايز است كه بگردانند در ميان خود وخدا حاجبى ومانعى؟ گفتم: نه، پس گفت: نماز حاجب ميان بنده وخداست.
بعد از آن علّامه فرمود كه: نظر كن اى عاقل! به اين جماعت واعتقادات ايشان در معرفت آنچنان كه گفته شد، وعبادتشان آنچنان كه مذكور شد، وعذر ايشان در باب ترك عبادت چنانكه گذشت‏ «14».
______________________________


(1) تذكرة الأولياء: 1/ 286 (با اندكى اختلاف)
(2) تذكرة الأولياء: 2/ 288 و 289
(3) تذكرة الاولياء: 2/ 288
(4) نفحات الانس: 418
(5) شرح گلشن راز: 740
(6) شرح گلشن راز: 737
(7) مثنوى: 1/ 68
(8) الرّوم (60): 32
(9) مثنوى: 5/ 1 (ديباچه)
(10) تحفة الاخيار: 173 (نقل از جوهر الذات عطار)
(11) مثنوى: 4/ 87 (با اندكى اختلاف)
(12) مثنوى: 2/ 46
(13) تبصرة العوام: 49، حديقة الشيعه: 577
(14) الانفال (8): 35

خيراتيه در ابطال طريقة صوفية، ج‏2، ص: 9

خواندن 84 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1347
دیروز1457
این هفته5963
این ماه34366
جمع بازدیدها284653

1396-06-30
Top