دلایل وحدت وجود

یکی از دلایلی که تقریباهمه فلاسفه وعرفا برای وحدت وجود و یکی بودن خالق و مخلوق می آورند نامحدود بودن وجود خداست

که این دلیل سست واعتقاد به آن موجب می شود که وجود خداوند را در همه مکانها وزمانها قراردهند وبا صراحت بگویند خداوند در هرمکان وزمانی است

این در حالی است که اهل بیت علیهم السلام بارها وبارها تاکید داشته اند که خداوند خالق زمان ومکان است وخالق در مخلوق وجودی ندارد

وروی أنه سئل علیه ‏السلام: أین کان ربنا قبل أن یخلق سماء وأرضا؟ فقال علیه‏ السلام: “أین” سؤل عن مکان، وکان اللّه‏ ولا مکان.[۱]

و روایت شده است که از آن حضرت امیرالمؤمنین علیه‏ السلام سؤال شد: پروردگار ما پیش از آنکه آسمان و زمین را بیافریند کجا بود؟ فرمودند:
“کجا” پرسش از مکان است و حال اینکه خداوند بود و مکان نبود.

عن زرارة قال قلت لأبی جعفر علیه ‏السلام: أکان اللّه‏ ولا شیء؟ قال: نعم، کان ولا شیء. قلت: فأین کان یکون؟ قال وکان متکئا فاستوى جالسا وقال: أحلت یا زرارة، وسألت عن المکان إذ لا مکان.[۲]

زراره گوید به امام صادق علیه‏ السلام عرض کردم: آیا خداوند بود و هیچ چیز دیگرى نبود؟ فرمودند: آرى، گفتم: پس در چه مکانى بود؟
در این هنگام آن حضرت که تکیه داده بودند راست نشستند و فرمودند: اى زراره، سخنى محال گفتى، زیرا از مکان پرسیدى در حالى که هیچ مکانى وجود نداشت.

آقای میرزا جواد ملکی تبریزی گویند:

ان الحق تعالی لا اشکال فی کون وجوده الخارجی غیر محدود بحدّ وغیر فاقد للکمال، وانّه موجود فی کل مکان وزمان وجوداً حقیقیاً خارجیاً…
ان معنی تصدیق موجود خارجی غیر محدود فی مرتبة من مراتب الوجود ملازم لتصدیق بانّه لا شریک له فی الوجود لان الشریک فی الوجود الخارجی….
لایلائم القول بموجود خارجی آخر غیر فاقد لمرتبة من مراتب الوجود الخارجی لان المفروض ان غیر المحدود جزئی حقیقی ووجوده الخارجی غیر محدود بحد ـای غیر فاقد لشیء من مراتب الوجود الخارجی…
بل یمکن ان یقال ان القول بان للاشیاء وجوداً حقیقیاً اقرب الی دعوی شرکة الممکن مع الواجب فی الوجوب وکون الممکن واجباً وهو کفر من حیث لایشعر.
(میرزا جواد ملکی تبریزی؛ رساله لقاء الله، ۱۶۹ـ۱۸۰)

«شکی نیست که وجود خارجی حق تعالی به هیچ حدی محدود نیست و دارنده هر کمالی بوده واودر هر مکان و زمانی وجود حقیقی خارجی دارد،…
و معنی تصدیق به موجود خارجی غیر محدود به مرتبه­ای از مراتب وجود، ملازم با این است که او را هیچ شریکی در وجود نیست،
چرا که شریک در وجود خارجی… با اعتقاد به موجود خارجی دیگری که دارای تمامی مراتب وجود خارجی باشد نمیسازد،
زیرا فرض بر این است که آن موجود نامتناهی و غیر محدود، جزئی حقیقی است و وجود خارجیش به هیچ حدی محدود نمیباشد ـ
یعنی فاقد هیچ یک از مراتب وجود خارجی نیستـ…
بلکه میتوان گفت که اعتقاد به این که اشیاء دارای وجود حقیقی باشند به شرک، و واجب دانستن ممکن نزدیکتر است و این خود نادانسته کفر میباشد».

بله ایشان مقدمات فوق را برای اثبات وحدت وجود آن قدر بدیهی شمرده اند که می گویند:

«گمان نمیکنم که هیچ مسلمانی با آن مخالف باشد و بدون شک همه شیعیان متفقاً آن را قبول دارند».[۳]

در عین حال ما به گوشه هایی از اشکالاتی که به این بیان ایشان وارد است اشارهای میکنیم تا ارزش مقدماتی که ایشان آن را مسلم و بدیهی و مورد اتفاق همه مسلمانان! شمرده ا ند روشن شود. و تفصیل مطلب خود نوشتهای مستقل میطلبد.[۴]

دلایل فلاسفه وعرفا وردی برآنها:

۱ـ «شکی نیست که خداوند در وجود خارجی خود نامحدود است».

پاسخ:

تناهی و عدم تناهی، ملکه و عدم برای ذات مقداری و متجزی است و به خداوند متعال که موجودی مبائن با مقدار و متعالی از اجزاء است نسبت داده نمیشود مگر برای بیان نفی قابلیّت ذاتی موضوع، و تعالی او از تجزی و مقدار، گذشته از این که نامتناهی فی نفسه از اوهام بوده و وجود آن از مُحالات ذاتی است.

گفتند:

۲ـ «حق تعالی فاقد هیچ کمالی نیست».

پاسخ:

خداوند به ذات متعالی از مقدار و اجزاء خود، به وجدان و فقدان نسبت داده نمیشود، و الا موجودی که به ذات خود قابل وجدان و فقدان فرض شود، متجزی و مخلوق بوده و تصور کمال مطلق و صرف برای آن نیز مُحال است.

گفتند:

۳ـ «خداوند به وجود حقیقی خارجی خود در همه زمانها و مکانها موجود است».

پاسخ:

زمان و مکان نیز ملکه و عدم برای موجود مقداری و متجزی بوده و وجوداً و عدماً به خداوند نسبت داده نمیشود، بلکه او تبارک و تعالی خالق و آفریننده زمان و مکان است، و او بود و زمان و مکان نبود، پس چگونه ممکن است خود در آفریده خود تحقق یابد؟!

کیف یجری علیه ما هو اجراه ویحدث فیه ما هو احدثه؟![۵]

«چگونه بر او جریان یابد آنچه خود جاری میسازد، و در خود او موجود شود آنچه خود ایجاد می­فرماید»؟!

علاوه بر این که وجود داشتن او به ذات خود در گستره زمان و مکان ملازم با مقداری و متجزی و مخلوق بودن اوست.

گفتند:

۴ـ «وجود خارجی خداوند محدود به مرتبه ای از مراتب وجود نیست»

پاسخ:

اولا: خداوند، متعالی از نسبت به وجود مرتبه ای است.

ثانیاً: نفس تصور مراتب برای وجود مُحال است.

ثالثاً: آنچه دارای مراتب فرض شود موجودی عددی بوده و فرض عدم تناهی برای آن موضوعاً مُحال می باشد.

گفتند:

۵ـ «نتیجه این که در وجود خارجی هیچ چیز شریک با او نبوده و جدای از او نیست».

پاسخ:

تصور نسبت ذاتی بین دو موجود مبائن در ذات و حقیقت که یکی دارای مقدار و اجزاء است و دیگری برخلاف آن، از حیث وجدان و فقدان از اساس باطل بوده، و به مراتب بدتر از این است که کسی مثلا در مورد وزن یک تکه سنگ بگوید:

«وزن این سنگ دو کیلو و یک متر است»!!

که بدیهةً چنین سخنی ناشی از جهل به حقیقت آن دو واحد سرچشمه گرفته است.

لذا باید دانست که ذات متعالی از مقدار و اجزاء را با مقادیر مخلوق نه نسبت دوری است و نه نزدیکی، و نه دخول و نه خروج و نه وجدان و نه فقدان و نه غیبت و نه تعاصر؛ بلکه تمامی این نسبتها به ذات متعالی خداوند، از نسبت دادن ملکات مقادیر و مخلوقات به خالق مبائن با آنها نشأت گرفته است.

گفتند:

۶ـ «اعتقاد به وجود حقیقی برای ممکنات، از وحدت وجود به شرک و کفر نزدیکتر است»

پاسخ:

بطلان این ادعا هیچ گونه نیازی به توضیح ندارد، چه این که صحتِ اعتقاد به وجود اشیای مخلوق خداوند و مبائن با ذات او که مسخر ایجاد و اعدام و مشیّت و اراده او میباشند بدیهی، بلکه عین توحید، و حقیقت تنزیه ساحت جلال و عظمت الهی است، و برعکس نفی حقیقی اشیاء مستلزم:

۱ـ تجزی و دگرگونی در ذات متعالی خالق،

۲ـ مخلوق بدون او.

۳ـ نفی قدرت او بر ایجاد و اعدام حقیقی اشیاء.

۴ـ جبر و نسبت دادن تمامی فواحش و معاصی به ساحت جلال او.

۵ـ اسیر بودن حقیقت هستی او در چنگ ماهیّات و حدود.

۶ـ جریان ذات او در مجرای جبر علت و معلول، در معنای تأویلی مناسب با وحدت وجود.

۷ـ تساوی حیثی خاتم الانبیاء و ابلیس که آن مظهر رحمت باشد و این مظهر اضلال، بلکه بر اهل تحقیق روشن است که مفاسد اعتقاد به وحدت وجود و یکی بودن خالق و مخلوق قابل احصاء نبوده و تمامی ابواب شریعت را از توحید و عدل و نبوت و امامت گرفته تا دعا و بداء و عمل و جزاء همه را باطل میکند.

[۱] . بحار الأنوار، ۳ / ۳۲۶؛ از التوحید.
[۲] . کافى، ۱ / ۹۰٫
[۳]. همان، ۱۶۹٫
[۴]. رجوع شود به کتاب “فراتر از عرفان” و “وحدت یا توحید” تألیف: حس میلانی..
[۵]. بحار الانوار، ۵۴/۲۸۵٫

خواندن 468 دفعه
برچسب‌ها
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز773
دیروز814
این هفته5177
این ماه14264
جمع بازدیدها892578

1397-09-24
Top