نظرها و اعترافها

مطهري و ارسطوئيان:
بسي خوشوقتم كه در اين جا درباره دانشمند بزرگ و شيعه انديشمندي كه مكتب اهل‌بيت‌عليهم السلام را با بهترين وجه درك كرده بحث مي‌كنم. مردي استثنائي با سبك و روش استثنائي.
شخصيت علمي او را از نظرگاه‌هاي مختلف در رديف‌هاي زير مي‌توان آورد:
1 ـ كمونيست‌ها او را يك ارسطوئي معرفي مي‌كردند و مي‌كنند.
2 ـ پوپريست‌ها ـ بل همه وبريست‌ها ـ او را يك ارسطوئي‌اي كه عناصري از انديشه اسلامي شيعه را در فلسفه‌اش جاي مي‌دهد، مي‌شناختند و مي‌شناسند و اين چنين نيز تبليغ كردند.
3 ـ برخي از متحجّرين او را يك روحاني روشنفكري كه روشنفكريش و پاي‌بنديش به فلسفه عقايدش را تحت تاثير قرار داده، مي‌دانستند.

ليبراليسم و فلسفه ارسطويي:

فلسفه ارسطويي بنابر سيستم و سازمان خاص خود نمي‌تواند به "شخصيت جامعه" معتقد باشد. ارسطو گفته است: "انسان مدني بالطبع" است امّا سخني در مورد شخصيت جامعه نگفته است. پيروان يوناني، غربي و نيز پيروان مسلمان اين فلسفه اهميتي به اين موضوع نداده‌اند.
اين موضوع با پيدايش دانش "جامعه شناسي" كه از علوم جوان به شمار مي‌آيد در محافل علمي دنيا مطرح شده است.
من براي طلبه‌ها و دانشجويان در جهت توضيح اين مسأله، جامعه ايران در دهه اول پيروزي انقلاب را مثال مي‌آوردم: مشاهده مي‌كنيم مردم در صف اجناس كوپني، داخل اتوبوس، تاكسي در ملاقات‌هاي فردي و... همه و همه بر عليه حاكميت نق مي‌زنند همه‌جا اظهار نارضايتي است از جانب ديگر با رسيدن روز قدس سيل مردم از هر سوي به طرف دانشگاه روان مي‌شود.

اشتباهات مبنايي فلسفه ارسطويي:
1ـ حدود عقل:
همان‌طور كه در مباحث قبلي گذشت فلسفه و فلاسفه ارسطويي در مورد عقل به اطلاق‌گرايي دچار گشته‌اند و عقل را كه در نظرشان پديده‌اي بيش نيست بر واجب الوجود بي‌نهايت، شمول داده‌اند يعني متناهي را غير متناهي و غير متناهي را متناهي شمرده‌اند و همين تناقض در مبناي اين فلسفه باعث اشتباهات ديگر شده است.
در مبحث عقل بيان گرديد كه: «خداوند عاقل نيست بل خالق عقل است» و در قرآن و لسان اهل‌بيت‌عليهم السلام هرگز به خداوند عاقل گفته نشده و در نتيجه ذات خداوند «معقول» هم نيست.

چرا اهل‌بيت عليهم السلام منطق ارسطويي را انتخاب نكردند؟
با توجه به آنچه گذشت جواب سوال فوق در موارد زير ارائه مي‌گردد:
1 ـ منطق ارسطويي منطق ذهن است.
2 ـ منطق ارسطويي از تبيين طبيعيات عاجز است. حتي در مقايسه با هگليسم، ماركسيسم و... و اين عجز در صورت تسرّي دادن احكام ذهن به عين تشديد مي‌شود.
3 ـ منطق ارسطويي تنها در مقام فونكوسيوناليسم، به درد مي‌خورد.
4 ـ منطق ارسطويي منطق يك علم است؛ نه يك مكتب و نه يك فلسفه.

نقد مبانی حکمت متعاليه

ارسطوئيان سنّي و ارسطوئيان شيعه:
گفته شد اطلاق‌گرايي در مورد عقل، در يك نگاه از فلسفه‌هاي مختلف غربي سه قرن اخير قابل قبول‌تر است تا فلسفه ارسطوئي اسلامي شده، همان‌طور هم بايد گفت: از يك ديدگاه ارسطوئيان سني مانند ابن‌رشد معذورترند تا ارسطوئيان شيعي؛ زيرا سنيان در مورد فلسفه و كلام آن تبيينات وافر و كافي را (كه شيعه از امامان خود مي‌گيرد) فاقد هستند. امامان شيعه در همه مسائل فلسفه ابراز نظر كرده‌اند و در حدي مسائل را توضيح داده‌اند كه جايي براي توجيه و تأويل باقي نمانده است.
شگفت اين كه در اين بين، فلاسفه شيعي بيش از فلاسفه سني در پرورش فلسفه ارسطوئي و اسلامي كردن آن سعي و كوشش كرده‌اند در حدي كه بايد گفت: فلسفه ارسطوئي اسلامي امروز در حقيقت يك فلسفه «ارسطوئي اسلامي شيعي» است. دليل اين واقعيت، ماهيت «فلسفي و فكري بودنِ» تشيع است كه متأسفانه اين ويژگي ماهوي به جاي اين كه موجب پديد آمدن يك سازمان فلسفي ماهيتاً شيعي گردد، موجب شدت ارسطوئي‌گرايي گشته است.

نقد مبانی حکمت متعاليه

تشكيك و سنخيت در وجود:
چيزي به نام «تشكيك» فقط يك برداشت ذهني است. در كائنات و جهان هستي هيچ وجودي با وجود ديگر رابطه تشكيكي ندارد. آن چه در عينيت هستي هست موجودات متعدد با وجودهاي متعدد است.
مثال معروف ـ كه يادگار فهلويون است ـ نور نيز چنين است؛ زيرا اين ذهن است كه از نورهاي مختلف و متعدد الوجود يك مفهوم تشكيكي برداشت مي‌كند.
همان‌طور كه در مبحث «تطابق» گذشت گاهي قضيه‌اي در ذهن صحيح است و در خارج از ذهن مصداق ندارد. تشكيك از اين قبيل است كه مي‌توان آن را در ذهن يك «حقيقت» ناميد؛ امّا چنين حقيقتي در خارج وجود ندارد. درست مانند تفكيك وجود از ماهيت كه در ذهن يك «حقيقت» است؛ امّا در خارج چنين حقيقتي وجود ندارد.

حکمت متعالیه دراسفار: اگر به اعتدال خمر نوشیده شود نورانیت می آورد

حضرت رضا علیه السلام فرمود، هرگز خدا پیغمبرى مبعوث نفرمود مگر با حکم حرمت شراب و اقرار به بدا براى خدا.
عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا بِتَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَ أَنْ یُقِرَّ لِلَّهِ بِالْبَدَاءِ.
الکافی (ط – الإسلامیة)، ج‏۱، ص: ۱۴۹

حکمت متعالیه برهانی نیست، ادعای برهان است

اشاره:
متنی که از نظر می گذرانید، حاصل گفتگوی ما با دکتر یحیی یثربی استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی است. دکتر یثربی آثار متعددی را در نقد فلسفه و عرفان نگاشته است که از جمله آنها کتاب نقد حکمت متعالیه ملاصدرا است. وی در گفتگو با سمات بسیار صریح به نقد فلسفه اسلامی و بويژه حکمت متعالیه ملاصدرا می پردازد. امیدواریم مطالعه این گفتگو برای خوانندگان ارجمند سمات مفید باشد.
سمات: بسم الله الرحمن الرحیم. خیلی لطف فرمودید که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید؛ خوب است حضرتعالی مختصری از زندگی نامه علمی تان را برای آشنایی خوانندگان ما بفرمایید تا بعد وارد اصل بحث شویم.

صفحه6 از7

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز306
دیروز1049
این هفته6909
این ماه25660
جمع بازدیدها810464

1397-06-31
Top