وحدت وجود (6)

وحدت وجود (6)
به هر حال سؤالاتى براى انسان پيرامون اين بيانات مطرح مى شود كه از آن جمله به چند سؤال آن گر چه خالى از تكرار نيست اشاره مى كنيم.
1. مقصود از احاطه تامه لاهوت چيست؟ اگر احاطه علم و قدرت و تدبيرو قيوميّت او و برپايى عالم امكان و تحقق و بقاء كل به او و رزاقيت و غيره باشد عرضى نيست كلام تام و فوق التمام است. ولى اگر احاطه اى مثل احاطه دريا و امواج و ظاهر و مظاهر و بلكه ظهورات يا ظهور مى گوييد كه بالاخره شبه ولادتى براى مخلوقات، العياذ بالله، تصور شود و به آن تعبير از تجلى و ظهور كنند اين معنايى است كه از كتاب و سنت اگر نفى آن ثابت نباشد كه هست، اثبات آن ممكن نيست و اگر در قرآن كريم و احاديث كلمه تجلى و ظهور بكار برده شده است تأويل آن به اين معنى مثل بسيارى از تأويلات اهل به اصطلاح عرفان و فلسفه كه از آنها معروف شده دور از اذهان و مردود عند العرف و الوجدان است.

2. البته رابطه خدا و به قول ايشان لاهوت با جهان به صورت حلول و اتحاد نيست اما اين كه به صورت انفصال نباشد چه معنى دارد؟ لابد وقتى به صورت انفصال نباشد به صورت اتصال خواهد بود، البته عالم و ماسوى منفصل از او نيستند و به او در وجود و بقا و همه شئون نيازمندند و او از آنها جدا نيست يعنى همه تحت اراده و امر و تدبير اويند و رشته اسماء حسناى او از آنها منقطع نيست، اما در عين حال او منفصل از همه و جدا از همه و غير همه است و چيزى به او اتصال نداشته و نخواهد داشت. با همه معيت دارد ولى اتصال ندارد. تجلى و ظهور اگر معنايش پاكتر از موج نسبت به دريا باشد به همان معنى نزديك است تجلى را تميّز يا تعيّن ذات يا تعيّن امر مطلق يا معانى ديگرى كه از آن شده بگويند همين معنى يا نزديك به آن است.
بالاخره نمى توان اين را به شرع نسبت داده كه رابطه او به مخلوقات رابطه ذى الشؤون با شؤون و متجلى با تجلى است و بالاخره آن را به نفس ذات نسبت داد و ظل و ذى الظل گفت و معناى
«إنَّما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون»
را كنار گذاشت و اين بحث هاى تو در تو و بافندگى هاى دور و دراز را با اختلاف مسالك و مشارب و تفسير و معانى اصطلاحاتشان كه هر كدام گفته اند عرفان گفت و عرفان اسلامى دانست و عرفاء آن را كه همانطور كه گفته شد ثنوى و مجوسى و مسيحى و ديگران هم در آن واردند عرفاء اسلام گفت.
3. احاطه وجودى از كدام آيه و روايت استفاده مى شود؟ به هر نحو آن را معنى كنيد با عرفان اسلام و قرآن منطبق نمى شود.
4. البته خدا در يك جزيى از اجزاء جهان حلول ندارد ولى در كل جهان و اجزاء آن هم حلول و ظهور ندارد. نه در گوساله سامرى العياذ بالله حلول و تجلى و ظهور دارد و نه در اشياء ديگر كه فقط اين باشد كه به قول آن به اصطلاح عارف عتاب موسى به هارون اين بود كه سعه صدر نداشت و گوساله سامرى را مجلى و مرآت حق ولو به عنوان احد المجالى و المرايا ندانست.
5. در اين بيانات اصرار شده است كه خدا در يك جزء از اجزاء عالم حلول نكرده و نمى توان گفت كه در يك جزء از اجزاء جهان حلول كرده و محدود و محبوس شده است و عين يكى از ساخته هاى خود شده است يا هويت واجبى خود را تبديل به هويّت يكى از ممكنات نموده است.

خواندن 313 دفعه
Share this article
محتوای بیشتر در این بخش: « وحدت وجود (8) وحدت وجود (7) »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1326
دیروز1319
این هفته2645
این ماه31048
جمع بازدیدها281335

1396-06-28
Top