صراط مستقیم (فلسفه و عرفان ) از دیدگاه آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی

بسـم الله الرحمـن الرحیـم

پیشگفتار:

((وَ اَنَّ هذا صراطی مُستَقیماً فَاتَّبِعوهُ و لاتتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله)) سوره ی انعام/153
و این است راه من که مستقیم است، پس آن را پیروی کنید و راه های دیگر را متابعت نکنید که شما را از راه او پراکنده می سازد.
روح عرفان تلاش و کوششی است برای معرفت و شناخت خدا از طریق تهذهیب نفس و پرورش فضائل اخلاقی و عمل به دستورات شرع مقدس.
انسان همیشه آرزو داشته راهی به سوی خدا بگشاید و از طریقی نزدیک، مطمئن و آرام بخش به معبود و معشوق حقیقی خود نزدیک و نزدیک تر شود، جلال و جمال او را ببیند، در اوصاف او غرق شود، به او دل ببندد و عشق بورزد و هرچه غیر اوست پیش پای او قربانی کند و این حقیقت تقریباً در اعماق جان همه ی انسان ها وجود دارد، منتها در بعضی بسیار پررنگ و آتشین و در برخی بسیار کم رنگ و تقریباً فراموش شده.

اما انسان برای پیمودن این راه همیشه طرق صحیح را انتخاب نکرده، گاهی آن چنان در بی راهه ها سرگردان مانده و گرفتار دام شیاطین شده که درست در جهت ضد این مقصود قرار گرفته است.

در عرفان کتابی عظیم تر از قرآن وجود ندارد و پیشوایان دین که معلمین این کتاب الهی اند با گفتار و رفتار خود راه مستقیم خداشناسی و تقرب را به سوی انسان ها گشوده اند.
در دنیای امروز که انسان ها از ظلم و جور صاحبان زر و زور و از گرفتاری در منجلاب فساد و شهوات خسته شده و به ستوه آمده اند بیش از هر زمان دیگر تشنگی نسبت به معارف الهی و نیازمندی به شناخت فرهنگ غنی و عترت احساس می شود.

رسیدن به عرفان حقیقی که همان عرفان برگرفته از دستورات قرآن و عترت است و لاغیر، نیاز حتمی جامعه ی بشری امروز می باشد. چرا که به فرموده ی امام رضا علیه السلام: ((فان الناس لو عملوا محاسن کلامنا لا تبعونا)) اگر زیبایی گفتار و رفتار و نجات بخشی دستورات ائمه به خوبی برای مردم بیان شود، به تشیع گرایش پیدا می کنند و پیرو حقیقی ائمه ی معصومین می شوند.
در این راستا مؤسسه ی فرهنگی هنری امام صادق علیه السلام با عنایات الهی و به همت جمعی از علاقه مندان به فرهنگ اسلامی و دوست داران اهل بیت علیه السلام با هدف نشر معارف حقه ی قرآن و عترت و تبیین عرفان واقعی که از سرچشمه ی وحی گرفته شده و جداسازی آن از عرفان التقاطی و مبارزه با انحرافات دینی و اعتقادی از قبیل وهابیت، اهل تصوف، و انحرافات حکما و عرفا و فرق باطله ای که از قرآن و عترت جدا شده اند، تأسیس گردیده است.

نشریه ی حاضر مجموعه ی نظرات و فتاوای مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی و تعدادی از علماء و مراجع دیگر است که مجموعه ی دارالصادق اصفهان به مناسبت همایش بزرگداشت مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی تهیّه و تنظیم کرده و تقدیم این همایش می نماید، امید است طالبان حقیقت با نظرات این بزرگان بیشتر آشنایی پیدا کنند.
متذکر می شود که نظرات مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی از کتاب حیات جاودانی تألیف نوه ی پسری آن بزرگوار جناب حجة الاسلام والمسلمین آقای سید جعفر موسوی اصفهانی استفاده شده است.

مجموعه ی دارالصادق اصفهان
(واحد پژوهش)

نظر (مرحوم سید) راجع به فلسفه و عرفان (مصطلح و رایج)!

آیت الله سید جواد میر سجادی (نوه ی دختری و از ملازمین مرحوم سید) برای این جانب نقل نمودند:

مرحوم سید با فلسفه و عرفان (مصطلح) مخالف بود.

از (حوزه ی قم) به (حوزه ی نجف) اعتراض می شد که:

چرا حوزه ی نجف (فلسفه و عرفان) ندارد؟ و…

این سخنان به گوش (مرحوم آقا) رسیده بود.

ایشان در جلسه ای که مدرسین حوزه نجف دعوت شده بودند، فرمودند نجف کارخانه ای اجتهاد است، هر کس این ها (فلسفه و عرفان) را می خواهد برود (قم)!

من راضی نیستم این امور مطرح شود!!

آقا شیخ صدرا بادکوبه ای، استاد تدریس منظومه (سبزواری) بود.

اما یک مرتبه (در اواخر عمر مرحوم سید) فلسفه را کنار گذاشت!

من (آقا جواد میر سجادی) قبلاً پیش ایشان (شیخ صدرا) مقدمات را خوانده بودم.

به ایشان (یک وقتی) گفتم: می خواهم (منظومه) بخوانم.

گفت: من دیگر منظومه درس نمی گویم اما کسی را پیدا می کنم.

بعد از چند وقت گفت: (سید عبدالأعلی سبزواری) را تعیین کردم.

(سید عبدالأعلی سبزواری) فوق العاده مرید آقا بود.

رفتم پیش (سید عبدالأعلی سبزواری) در منزلش (منظومه) را شروع کردم.

3 یا 4 رفتم درس منظومه.

(مرحوم آقا) هر چند وقت یک مرتبه سؤال می کرد از من که: چه می خوانی؟ یک بار سؤال کرد، چه می خوانی گفتم تازه (منظومه) را شروع کرده ام.

سؤال کرد: پیش کی؟

گفتم: نزد سید عبدالأعلی.

فرمود: پسرم ((کثیره یضر و قلیله لا ینفع) یعنی: (زیاد خواندن فلسفه مضرّ است و کم خواندنش فایده ندارد)!

بعد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی فرمودند: آقا! در فقه و اصول و روایات و تفسیر زحمت بکش! این ها(فلسفه) به چه درد می خورد؟!!

نویسنده:

وقتی این جانب در سال 1364 شمسی عازم قم برای ادامه ی تحصیل بودم، برای خداحافظی خدمت عالم ربّانی مرحوم آیت الله مروارید أعلی الله مقامه (که طلبه ی مدرسه ی ایشان بودم)و حق عظیمی بر گردن حقیر داشتند، رفتم.

آن بزرگوار ضمن مطالبی فرمودند:

حال که می خواهید به قم بروید من شما را چیزی توصیه می کنم که مرحوم جدتان (مرحوم سید) اهل علم را به آن توصیه کرده بودند:

مرحوم آیت الله سید علی مدد موسوی (از اجلّه شاگردان مرحوم نائینی) برای من نقل کردند:

در زمان مرجعیّت سید، یک وقتی آن مرحوم، علما و مدرسین نجف را دعوت کرد و در جمع آنها فرمود:

این شهریه ای که من به حوزه می دهم، ملک شخصی خودم هست!

زیرا قرض می کنم و مالک که شدم، شهریّه می دهم.

بعد بوسیله ی وجوهات قرضم را ادا می کنم!!

بنابراین: من راضی نیستم کسی که در غیر فقه و اصول زحمت می کشد از این شهریه استفاده کند!

بر این اساس شما هم که به قم می روید، مراقب خودتان باشید و سراغ این امور (فلسفه و عرفان) نروید!

اینجانب از ایشان تشکر کرده و سفارش ایشان را قبول کردم.

مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی سید حسن مسقطی را که در نجف درس فلسفه و عرفان می داد از نجف بیرون کرد و تدربس فلسفه و عرفان را در نجف تحریم کرد.

آقای عربشاهی در کتاب نقدی قویم بر کج راهه ای به نام صراط مستقیم چنین می نویسد:

اخیراً به کتاب (صراط مستقیم) برخورد کردم و با خواندن آن بسیار متأثر گشتم زیرا جمعی از شاگردان ایشان [سید محمد حسین طهرانی] را که تظاهر به اخلاق می نمودند در عمل و نوشتار، فاقد آن دیدم همان گونه که از خود ایشان (حجة الاسلام طهرانی) در کتاب روح مجرد نسبت به بعضی بزرگان مانند مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی جسارت شده است.

در صفحه ی 102 روح مجرد نسبت به سید حسن مسقطی می نویسد:

وی در صحن مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف می نشست و طلاب را درس حکمت و عرفان می داد، و چنان شور و هیجانی بر پا نموده بود که با دروس متین و استوار خود، روح توحید و خلوص و طهارت را در طلاب می دمید و آنان را از دنیا اعراض داده و به سوی عقبی و عالم حق سوق می داد. اطرافیان مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی به ایشان رساندند که اگر او به دروس خود ادامه دهد حوزه ی علمیه را منقلب به حوزه ی توحیدی می نماید و همه ی طلاب را به عالم ربوبی حق، و به حق عبودیت خود می رساند. لهذا او تدریس علم حکمت و عرفان را در نجف تحریم کرد و به آقا سید حسن هم امر کرد تا به مسقط برود...

آری مرحوم سید، مرجع علی الاطلاق شیعه و زهیم حوزه ی علمیه ی نجف که دهر مانند آن را کم دیده و در توسلات و تعبدات کم نظیر بود به خاطر ترویج تصوف و عقایدی که آن را مغایر با اسلام می دانست از ادامه ی درس وی (مسقطی)، جلوگیری نموده و دستور خروج وی را از حوزه ی علمیه ی نجف را نستجیر بالله از توحیدی شدن باز داشته و به سوی دنیا سوق داده است. اخیراً کتابی در احوالات و کمالات عرفانی سید حسن مسقطی نوشته شده و در آن کتاب تصریح که سلسله طریقتی ایشان به معروف کرخی (از مشاهیر صوفیه ی اهل سنّت) می رسد.

البته ناگفته نماند بنده جهت اطمینان از این نکته نزد پسر سید هاشم حدّاد حضور یافتم و طی صحبتی با ایشان، پسر سید هاشم چنین گفت: سید ابوالحسن باید روز قیامت پاسخ گو باشد که چرا سید حسن مسقطی را از نجف اخراج کرد؟!

بنده چندین سال با نوه ی مرحوم سید (آیت الله سید عبدالحمید اصفهانی رحمة الله علیه) مأنوس بودم، ایشان که صداقتش اظهر الشمس، وکیل مورد اطمینان و ثقه ی مراجع عظام تقلید (آیت الله سیستانی، آیت الله وحید خراسانی، آیت الله بهجت، آیت الله تبریزی و ... ) بودند، تشرفات و کرامات بسیار زیادی را از مرحوم سید حسن ابوالحسن، مستقیماً یا با واسطه از بعضی از مراجع نقل می نمودند که انسان منحیّر می ماند.

مرحوم سید ابوالحسن مورد عنایت خاص امام زمان (عج) بود و مکرر خدمت حضرت مشرف شده بود که در میان معاصرین کمتر کسی به مانندش یافت می شود. برای اطلاع بیشتر به کتب سواج المعانی، زندگی جاویدان و گلشن ابرار جلد یک در احوالت مرحوم سید مراجعه بفرمایید.

آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی

راضی نیستم که کسی در غیر فقه و اصول زحمت بکشد از این شهریه استفاده کند.(1)
در جلسه ای که مدرسین نجف در آن دعوت شده بودند، فرمودند:
(نجف کارخانه ای اجتهاد است، هر کس فلسفه و عرفان را می خواهد برود قم، من راضی نیستم این امور مطرح شود.(2)

سید محمد کاظم یزدی:

خواندن فلسفه با ظن بلکه با خوف انجرار به ضلالت جایز نیست تعلیم و تعلم آن، بلکه هر چه از قبیل این باشد چنین است مثل مسافرت به بلاد کفر و معاشرت با کفار با فرض خوف مذکور. (3)

سید محمد کاظم یزدی:

کسی که قادر بر کار کردن می باشد اگر مشغول تحصیل علمی بشود که مانع از کسب و کار می شود [آیا جایز است زکات بگیرد؟] به شرطی گرفتن زکات برای او جایز است که آن علم واجب عینی یا واحب کفائی باشد یا مستحب باشد مثل تعلیم فقه به صورت اجتهادی یا تقلیدی. و اگر مثل فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات باشد که نه واجب است نه مستحب. برای کسی که قصد فقاهت در دین ندارد گرفتن زکات برای او جایز نیست. (4)
آیات عظام سید محمود شاهرودی، سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خوئی، سید حسن قمی در مورد فلسفه و نجوم و ریاضیات و عروض و ادبیات، حاشیه ای ندارند و نظرشان با نظر سید محمد کاظم یزدی یکی است.

علامه مجلسی (ره):

این جنایت بر دین اسلام است و شهرت و نشر دادن کتابهای فلاسفه در بین مسلمین از بدعت های خلفای جور بوده [یعنی بنی العباس] که با ائمه ی معصومین (علیه السلام) دشمن بوده اند. آنها به این منظور مطالب فلاسفه را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین (علیهم السلام و از شریعت روشن اسلام منصوف و رو گردان سازند. [یعنی مردم را مشغول مطالب پیچ در پیچ فلاسفه نمایند تا به علوم آل محمد روی نیاورند و سرگرم افکار پریشان فلاسفه گردند.]
و بر همین مطلب دلالت دارد آنچه صفدّی در شرح لامیه العجم ذکر کرده که چون مأمون عباسی از پادشاهان نصاری صلح کرد ـ گمان می برم که پادشاه جزیره قبرس باشد ـ از آنها طلب کرد که مخزن و کتابخانه کتب یونان را در اختیار او بگذارند ـ و آن کتاب ها در خانه ای جمع بوده و هیچ کس از آن خبری نداشت ـ
پس پادشاه دوستان خصوصی خود را که صاحب رأی نیکو دانست جمع کرد و با ایشان مشورت نمود. تمامی آنها رأی دادند که آن کتب را در اختیار مأمون نگذارد و نزد او نفرستد مگر یک نفر از آنها که گفت این کتب نزد ایشان بفرست [چون این کار به ضرر و شکست آنها تمام می شود] زیرا این علوم (یعنیر فلسفه) داخل هیچ دولت شرعیه نشده مگر آن که آنها ا به فساد کشانیده و اختلاف در بین علماء آنها ایجاد کرده است. (5)

علامه مجلسی (ره):

مشهور است که اول کسی که کتاب های یونانیان [کتب فلاسفه] را به زبان عربی ترجمه کرد خالد بن یزید بن معاویه بود.

شهید ثانی:

در خاتمه کتاب منیه المرید در باب اقسام علوم می فرماید: علوم دیگری باقی ماند که بعضی از آنها مطلقاً حرام است مانند علم سحر، شعبده بازی و بعضی از مسائل فلسفی و به طور کلی هر عملی که موجب پیدایش شک در انسان شود حرام است.

شیخ بهائی:

من اعرض عن مطالعه العلوم الدینیه و صرف اوقاته فی افاده الفنون الفلسفیه فعن قریب لسان حاله یقول عند شروع شمس عمره فی الافول: تمام عمر با اسلام، در داد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت زنّار می ماند.
ترجمه : شیخ بهائی در کشکول خود می فرماید: کسی که از مطالعه علوم دینی دوری کند و وقت خود را در فایده دادن فنون فلسفی بگذارد در زمانی که خورشید عمرش رو به پایان می رود، زبان حالش نزدیک است که بگوید: تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم... (7)

علامه ما مقانی (صاحب رجال):

خطاب به فرزندش می فرماید: اولین چیزی که بر تو واجب است این است که به اصول دینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایه های اعتقادی و یقین به خالق خودت و انبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بی هدف نیستی.
غرض من این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتابهای این دو علم مراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع می کنم (قبل از این که به کمال برسی) چون در بین آن کتب مطالب فریبنده ای هست که چه بسا تو را اهل جهنم می کند حتی حدیث از اهل بیت (علیهم السلام) هست که از هرگونه مراجعه به این دو علم منع می کند، بلکه غرض من مراجعه به کتب عقاید مرحوم مجلسی (ره) و مانند آن است. (8)

فیض کاشانی:

نه متکلمم و نه متفلسف و نه متصوّفم و نه متکلّف قرآن و حدیث و تابع اهل بیت آن سرور، از سخنان حیرت افزی طوایف اربع ملول [بیزار] و بر کرانه [بر کنار] و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت و آنچه بدین دو آشنا نباشد بیگانه، آنچه خوانده ام همه از یاد من برفت، الا حدیث دوست که تکرار می کنم.

فیض کاشانی:

این قوم گمان کرده اند که بعضی از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافت نمی شود و از کتب فلاسفه یا متصوفه می توان دانست از پی آن باید رفت مسکینان نمی دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل در فهم و قصور در درجه ایمان ایشان است. (9)

قطب راوندی:

شیخ منتجب الدین در فهرست خودش می گوید کتاب تهافت الفلاسفه [که بر ضد فلاسفه است] تألیف قطب راوندی است.

فضل بن شاذان:

نجاشی می گوید از جمله کتاب های فضل بن شاذان کتاب ((ردّ بر فلاسفه)) است.

آقا محمد باقر هزار جریبی غروی در آخر اجازه ای که به علامه بحرالعلوم (ره) نوشته می فرماید: توصیه می کنم او را (بحرالعلوم را)به تلاش در به دست آوردن مقامات عالی و اخروی مخصوصاً تلاش در منتشر نمودن احادیت اهل بیت معصومین (علیه السلام) و دور انداختن تعلقات و علاقه های پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را در علوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نظر نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابی است که به سرعت ناپپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب می پندارد.(10)

آیت الله العظمی خوئی (ره):

سؤال: آیا آموختن فلسفه برای طلبه علوم دینی که با ادیان و عقاید دیگر بحث و تبادل آراء دارد لازم است؟ و آیا برای طلاب علوم دینی در انجام این وظیفه وجوب کفائی هست؟ و آیا می شود فلسفه را تحت عنوان مقدمه امر به معروف و نهی از منکر دانست یا این که مقدمه ای برای محافظت از دین یا مقدمه برای هر دوی اینها؟ و اگر هم لزومی برای طلاب ندارد آیا اصلاً آموختن آن فایده ای دارد یا هیچ فایده ای ندارد؟ هم چنین آموختن فلسفه بر چه کسی جایز نیست (لطفاً پاسخ این قسمت را به طور کامل توضیح دهید)و اگر فرض کنیم که فهمیدن (کامل و صحیح) اصول فقه یا بعضی از ابواب آن متوقف بر دانستن فلسفه باشد آیا در این صورت ترجیحی برای آموختن همگانی آن هست؟ یا این که فقط برای طلبه ای که امید است انشاءالله آینده درخشانی داشته باشد خوب است؟
جواب: برای ما روشن نشده که بعضی چیزها متوقف باشد بر آموختن فلسفه بلکه در خلال اصول دین و اصول فقه، به مقداری که لازم است به آن اشاره کرده اند. و اگر می ترسد بر اثر آموختن آن گمراه شود حرام است و اگر نه فی حد نفسه مانعی ندارد و الله العالم.ہ (11)

آیت الله تبریزی (ره):

کسی که خوف انحراف و ضلال می دهد تعلم فلسفه و امثال آن برای او جایز نیست. (12)

آیت الله بروجردی(ره):

طلاب علوم دینیه مادامی که از آیات و روایات پایه اعتقادات دینی خود را کاملاً محکم نکرده باشندجای نیست به تحصیل علوم فلسفه و عرفان بپردازند. (13)

امام خمینی (ره):

اگر من هم جای بروجردی (ره) و رئیس و سرپرست حوزه بودم از این همه فلسفه گفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی احساس مسؤلیت می کردم. (14)

وضع حوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است البته در کنار آن هم عده ای که مستعد هستند مخصوصاً این روزها با حفظ شرایط ... معقول بخوانند که کمک به علوم ینی آنها بکند و بتوانند در برابر دشمن مسلح باشند ولی نه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتابهای فلسفه آن هم در حوزه ها!!

امام خمینی (ره):

کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند به طوری که منحرف نشوند کم هستند.

آیت الله صافی گلپایگانی:

تدریس و تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح به طور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علوم دیگر در حوزه ها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه ها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیه نیست و اگر کسی در این حوزه ها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است. مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود. (15)

آیت الله خامنه ای:

یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینی اش نمی شود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. (16)

آیت الله مکارم شیرازی:

خواندن فلسفه با دو شرط اشکالی ندارد، نخست این که انسان قبلاً عقاید اسلامی را به قدر کافی گرفته باشد و دیگر این که نزد استاد متعهدی بخواند. (17)

سید محمد شاهرودی:

طلبه ها که هنوز از استطاعت ضعیف هستند بهتر است فلسفه نخوانند چون فلسفه مسائل پیچیده ای دارد ممکن است طلبه نتواند هضم کند در نتیجه به شک و تردید مبتلا شده و امکان انحراف از موازین حقه ی احکام یا اعتقادات را دارد و مشهور است که فلسفه نکبت آور است.

آیت الله مصباح یزدی:

دستگاه های ستمگر بنی امیّه و بنی عباس که بنا حق مسند حکومت اسلامی را اشغال کرده بودند به شدت احساس نیاز به پایگاهی مردمی در میان مسلمانان می کردند و در حالی که اهل بیت پیامبر علیه السلام یعنی همان اولیای بحق مردم، معدن علم و خزانه دار وحی الهی بودند، دستگاه های حاکم برای جلب افراد وسیله ای جز تهدید و تطمیع در اختیار نداشتند از این رو کوشیدند تا با تشویق دانشمندان و جمع آوری صاحب نظران به دستگاه خویش رونقی بخشند و با استفاده از علوم یونانیان و رومیان و ایرانیان در برابر پیشوایان اهل بیت دکانی بگشایند. و بدین ترتیب افکار مختلف فلسفی و انواع دانش ها وفنون با انگیزهای گوناگون و به وسیله ی دوست و دشمن وارد محیط اسلامی گردید. (18)

علامه طباطبایی:

حکومت های معاصر با ائمه ی هدی علیهم السلام نظر به این که از آن حضرات دور بودند از هر جریان و از هر راه ممکن، برای کوبیدن آن حضرات علیهم السلام و بازداشتن مردم از مراجعه ی به ایشان و بهره مندی از علومشان استفاده می کردند، می توان گفت که ترجمه ی الهیات به منظور بستن در خانه ی اهل بیت علیهم السلام بوده است. در این برهه از زمان، علوم اوائل، یعنی نمطق و ریاضیات و طبعیات و الهیات و طب و حکمت علمی به زبان عربی ترجمه شد، مقداری در زمان بنی امیه ترجمه گشت و سپس در زمان بنی عباس تکمیل شده و صدها کتاب یونانی و رومی و هندی و ایرانی و سریانی به زبان عربی در آمد... (19)


[1] . حیات جاودانی، تألیف سید جعفر موسوی اصفهانی، ص 64.
[2] . همان، ص62.
[3] . غایة القصوی، مسائل متفرقه، ص 341، س 94.
[4] . عروة الوثقی، ج 2، کتاب زکات، فصل 6، مسئله 8.
[5] . بحار، ج 57، ص 197، آخر باب معادن و جمادات.
[6] منیة المرلد، ص381، انوار نعمانیه، ج3، ص376.
[7] . سفینة البحار، ج 7، ذیل فلسفه، ص 154، به نقل از کشکول
[8] . مرأت الرشا، فصل اول، ص 17، انتشارات مولود کعبه.
[9] . رسالة الانصاف.
[10] . سفینة البحار،ج7،ص 152
[11] صراط النجاة، ج1، س1291
[12] . استفناء و صراط النجاة، س1291
[13] . ابواب المهدی، ص43
[14] . برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)، غلامعلی رجایی، ج 5، ص 33؛ زندگانی آیت الله بروجردی، تألیف علی دوانی، ص 388.
[15] . نگرشی در فلسفه و عرفان، ص124، زندگانی آیت الله بروجردی (ره)، تألیف علی دوانی، ص 388.
[16] . استفتائات فارسی، فصل تعلیم و تعلم و آداب آن، س 1325.
[17] . استفناء خصوصی.
[18] . آموزش فلسفه، محمد تقی مصباح یزدی 1/33.
[19] . تفسیر المیزان،ج5، ص279

خواندن 360 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1343
دیروز1319
این هفته2662
این ماه31065
جمع بازدیدها281352

1396-06-28
Top