آثار و مقالات

چرا اهل‌بيت عليهم السلام منطق ارسطويي را انتخاب نكردند؟
با توجه به آنچه گذشت جواب سوال فوق در موارد زير ارائه مي‌گردد:
1 ـ منطق ارسطويي منطق ذهن است.
2 ـ منطق ارسطويي از تبيين طبيعيات عاجز است. حتي در مقايسه با هگليسم، ماركسيسم و... و اين عجز در صورت تسرّي دادن احكام ذهن به عين تشديد مي‌شود.
3 ـ منطق ارسطويي تنها در مقام فونكوسيوناليسم، به درد مي‌خورد.
4 ـ منطق ارسطويي منطق يك علم است؛ نه يك مكتب و نه يك فلسفه.

اهل‌ بيت‌ عليهم السلام و منطق ارسطويي

چرا قرآن و اهل‌ بيت‌عليهم السلام سخنان‌ شان را بر اساس منطق ارسطويي ارائه نداده‌اند؟ در حالي كه هر دو مدعي علم گسترده، گسترده‌تر از علم هر انسان و هر فرشته هستند.
بزرگان و انديشمندان با شخصيتِ فلسفه ارسطويي كه انصافاً از پايگاه والاي فرهنگي و ارج شخصيتي برخوردارند در پاسخ سوال بالا به‌صورت محترمانه «سكوت» مي‌كنند و در حالي كه در مسائل علمي ـ به اقتضاي قاطعيت منطقي‌شان ـ از خصلت قاطعيت برخوردارند با اين موضوع كاملاً با مسامحه برخورد مي‌كنند.

نقد منطق و فلسفه ارسطويي

منطق:
منطق ارسطويي را مي‌شناسيم؛ منطقي است دقيق و به اصطلاح «شسته و رفته»، با سازمان محكم و استوار تا آن‌جا كه در قطعيت و قاطعيت شبيه يك سيستم و ماهيت رياضي مي‌باشد. همه‌جا و در همه چيز تكليف را روشن مي‌كند، جايي براي اختلاف نظر باقي نمي‌گذارد.
عدم امكان بروز نظرها و نظريه‌هاي مختلف در اين منطق درست در حدي است كه در فرمول‌هاي رياضي هست و لذا مشاهده مي‌كنيم كه متخصصين اين فن هيچ گونه اختلافي در مسائل آن با هم ندارند مگر در يكي دو مسأله فرعي.
بنابراين سزاوار بود كه فلسفه مبتني بر اين منطق نيز دچار كمترين اختلاف گردد. اختلاف گسترده در مباني، در اصول و در فروع سزاوار فلسفه افلاطوني، نو افلاطوني، اشراقي سهروردي، بيكنيسم، هگليسم،كانتيانيسم، دكارتيسم، پوزيتويسم و... است نه فلسفه ارسطويي.

مهدی نصیری : رابطه ی فلسفه و نبوت

عقل‌ فلسفی‌، عقل‌ مستکفی‌ بالذات‌ بوده‌ و بر این‌ باور است‌ که‌ می‌تواند مستقل‌ از هر منبع‌ دیگر، با اتّصال‌ به‌ عقل‌ فعّال‌، به‌ کمال‌ و سعادت‌ دنیوی‌ و اخروی‌ نائل‌ شود. بدیهی‌ است‌ در چنین‌ تلقی‌ای‌ از عقل‌، ضرورتی‌ برای‌ نبوت‌ و ارسال‌ رسُل‌ از جانب‌ خداوند باقی‌ نمی‌ماند.
اما آیا همه فلاسفه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ منطقی‌ اعتقاد خود در باب‌ خودکفایی‌ و استقلال‌ عقل‌ تن‌ می‌دهند و به‌ نفی‌ و انکار نبوت‌ می‌پردازند؟ البته‌ چنین‌ نیست‌، چرا که‌ نه‌ محیط‌ دیانت‌ (پس‌ از ورود فلسفه‌ از یونان‌ به‌ جهان‌ اسلام‌) چنین‌ امری‌ را بر می‌تابید و نه‌ مسلمانانی‌ که‌ برای‌ فلسفه‌ آغوش‌ گشودند، از چنان‌ اعتقاد و علقه ضعیف‌ دینی‌ برخوردار بودند که‌ به‌ انکار نبوت‌ بپردازند؛ اما با این‌ وجود، در تبیین‌ مسأله‌ نبوت‌ توسط‌ فلاسفه‌، نظرگاه‌های‌ غریب‌ و شگفت‌آوری‌ وجود دارد که‌ ذیلاً به‌ آن‌ها اشاره‌ خواهیم‌ نمود:

فائده: اساس فلسفه یونانی

آنچه امروز آن را فلسفه وعرفان اسلامی می نامند، در واقع فلسفۀ یونانی و عرفان وتصوّف یونان است که پایه گذاران این اندیشه وتفکّر، یونانیان بوده و ریشه ی دینی واسلامی نداشته است . و با مطالعه کتب تاریخ فلسفه و اندیشه های حکمای یونان این مطلب واضح و ظاهر می گردد .

لذا چنین نیست که مبانی اساسی آن تغییر کرده و اسلامی شده باشد؛ زیرا اساس مبانی فلسفه وعرفان و مهمترین عقاید آن با محکمات وحی بینونت تامّه دارد مثل: قدم عالم، معاد روحانی، معراج روحانی، تجرّد ملائکه، عدم علم خداوند و جزئیات، وحدت وجود، فاعلیت بالجبر، فاعلیّت بالترشّح و الصدور ...

مقدمه
مباحث فلسفی عرفانی در طول تاریخ ادیان و ملل مختلف نشیب و فراز فراوان و از قدمت زمانی طولانی برخوردار بوده است. جای شبهه نیست که عمده و اساس این مباحث قبل از ظهور اسلام در یونان باستان و هند و... وجود داشته و بعدها به زبان عربی و فارسی و... ترجمه و در میان مسلمین و ایرانیان و... رواج پیدا کرده است.
به طور اجمال و خلاصه: ادعای فلاسفه آن است که: به کمک عقل به حقائق هستی پی ببرند. البته از یک نظر فلسفه را به فلسفه مشاء (که منسوب به ارسطو و پیروان اوست) و فلسفه اشراق (که عمده‌ی به شیخ سهروردی و همفکران او منسوب است) تقسیم نموده‌اند و معروف است که در فلسفه مشاء راه رسیدن به حقیقت، برهان و استدلال عقلی و در فلسفه اشراق افاضات غیبی بر دل بر اثر تهذیب نفس می‌باشد. ولی در کل اصطلاح فلسفه در معنای اول که ذکر شد، به کار می‌رود. (غالباً)

اشاره:

مجله‏ ی نورالصادق تصمیم دارد در پاسخ به درخواستهای مکرر خوانندگان عزیز این مجله، از این پس مباحث گذشته ی آیت الله رضوی تحت عنوان (محی الدین در آیینه‏ فصوص) را مجدداً در حاشیه‏ ی این مقالات بیاورد به امید بازشدن دربهای حقیقت بر روی طالبان حق.

مقدمه
صمیمانه با خواننده:
خدای را سپاسگذارم که توفیق داشته ام سالانه یک بار قرآن را از آغاز تا پایان مطالعۀ علمی کنم. و این علاوه بر مراجعات موضوعی و موردی و قرائت اصطلاحی است که در تدوین مطالب و تحقیق مسائل، رجوع می کنم. دربارۀ برخی از متون بزرگ و کوچک حدیثی حتّی «صحیح مسلم» نیز یک دوره از آغاز تا پایان مطالعه داشته ام، یعنی علاوه بر مراجعات، هر کدام از آن ها را یک بار مطالعه کرده ام.

صفحه7 از8

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز991
دیروز1049
این هفته7594
این ماه26345
جمع بازدیدها811149

1397-06-31
Top