خطبه البیان

در مشارق انوار الیقین(1) خطبة البیان ذکر شده است که بنا به قول محققین، خطبة البیان با سه نقل متفاوت و با متن‌های گوناگون آمده است که هیچ یک از آن‌ها سند معتبر و قابل توجهی ندارند.(2) محقق بزرگ شیعه مرحوم سید مصطفی آل حیدر درباره‌ی خطبة البیان چنین نوشته است: «مستند صحیحی برای این خطبه نیافته‌اند و هیچ کدام از محدثان بزرگ مانند شیخ کلینی و شیخ صدوق و شیخ طوسی آن را نقل نکرده‌اند و از این که علامه مجلسی با همه‌ی اطلاع و احاطه بر احادیث، این خطبه را نیاورده است، نشانگر بی‌اعتمادی وی به این خطبه است، علاوه بر این ها خطبه مشتمل است بر کثرت تکرار، الفاظ غریب و متنی سست و دور از بلاغت.(3) نکته‌ی قابل توجه در مورد خطبة البیان آن است که راوی این خطبه را از عبدالله بن مسعود، صحابی بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده که وی گزارشگر آن در ایام خلافت علی علیه السلام در قید حیات نبوده است و در خطبه از کسانی به عنوان حاضران در هنگام ایراد خطبه، یاد شده است که برخی زنده نبوده‌اند و برخی هم متولد نگردیده‌اند و برخی نیز وجود تاریخی آن‌ها مشکوک است. علاوه بر این که آمیختگی خطبة البیان به اندیشه‌های غلوآمیز، کلمات غیر مستعمل در ادبیات عرب، غلط‌های فاحش لغوی، ترکیبی و اشتقاقی، جملات نامفهوم بی‌پایه، حاکی از جعلی بودن این خطبه است. (4)

عرفان دروغین

چندین چراغ دارد بی‌راه می‌رود
بگذار بیفتد وببیند سزای خویش

متأسفانه در مقابل قرآن و عترت و مکتب اهل‌البیت علیه السلام و عرفان حقیقی، مکتب قلابی عرفان دروغین و تصوّف به وجود آمد که از بودایی‌های هند و مسیحیان یونان و زرتشتی‌های ایران سرچشمه می‌گیرد و معجون عجیبی است از مکتب‌های مختلف فلسفی که با تمـام کتـب آسمـانی و ادیـان الهی و آییـن مقـدس اسلام منافـات دارد، یـک مکتـب استعماری و استحماری که به دست خلفای اموی و عبّاسی گسترش یافت و بدین وسیله «افرادی را به نام زهد وعبادت و غیب‌گویی تراشیدند تا بتوانند با ائمه طاهرین علیه السلام معارضه کنند و علم و زهد و کمالات اهل‌بیت را در نظر مردم کوچک کنند»(1)(1) لذا در طول تاریخ اسلام مرام صوفی‌گری و متصوّفه به خاطر دشمنی آنان با شیعه و توطئه علیه اسلام و تعمّد در تخریب دین، پیوسته مورد حمایت و تأیید حکومت‌ها و قدرت‌های ضدّ اسلامی ظاهراً اسلامی مانند بنی‌امیه و بنی‌عباس بوده است(2)(2) و در زمان امام صادق علیه السلام رواج بیشتری پیدا کرد و زاهدنمایان یا درویش مسلکان بی‌تقوا در برابر دانشگاه یا حوزه علمیه‌ی با عظمت امام صادق علیه السلام، دکّان باز نموده که تا به امروز این دکّان با عناوین مختلف به روی ساده لوح‌های جامعه باز می‌باشد و افراد بسیاری از خواص و عوام جامعه به این وسیله منحرف گردیده‌اند.

خواندن کتب صوفیه

اشـاره:
حجت الاسلام سيّد محمّد باقر موسوى فرزند آقا محمّد نقى در سال 1175 به دنيا آمد. مقدّمات علوم را نزد پدر و ديگر فضلاى محل آموخت، سپس جهت تكميل معلومات به عتبات مقدّسه مهاجرت نمود و مدّت يك سال در كربلا به درس وحيد بهبهانى حاضر شد و در محضر اساتيدى چون: حاج سيّد محسن اعرجى، آقا سيّد محمّد مجاهد و آقا سيّدعلى صاحب رياض تلمذ نمود. آن گاه به ايران برگشته و در قم و كاشان از محضر علماى بزرگى چون: ميرزاى قمى و محقّق نراقى كسب فيض نمود و پس از وصول به مقامات عاليه، به جهت سكونت به اصفهان آمد. تأليف كتاب‌هاى ارزشمند، اجراى حدود الهى، بنياد مسجدسيّد و بازار مقابل آن از خدمات ارزنده ايشان است. سرانجام در سنّ 85 سالگى، دوّم ربيع الثانى 1260، وفات يافت و در مقبره مسجدسيّد اصفهان مدفون گرديد(1).

تشبیک اصابع در مصافحه

س‌ـ صوفیه در مصافحه با دو دست و بوسیدن دست‌ها پس از مصافحه اهمیت بسیار می‌دهند، و در این راستا به این حدیث از «عیون اخبار الرضاعلیه السلام» اشاره می‌کنند: «عقد البیعة‌ هو من أعلی الخنصر الی أعلی الإبهام و فسخها من أعلی الابهام الی أعلی الخنصر» و به روایت «سلیم بن قیس» از «سلمان فارسی» اشاره می‌کنند که در آن «سلمان» نقل می‌کند: «چون مردم با ابوبکر بیعت کردند،‌ خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آمدم در حالیکه آن حضــرت مشغول غسل دادن بود عرض کردم: ابوبکر بر منبر پیغمبرعلیه السلام قرار گرفته و مردم با او بیعت می‌کنند و راضی نیست که با یک دست بیعت کنند.» و غرض این است که بگوید در صدر اسلام، ‌مصافحه با دو دست بوده است و همچنین به حدیث «تشبیک اصابع» در هنگام مصافحه به این لفظ «شبک أصابعه فی أصابعه» اشاره کرده و می‌گویند: چون مقصود از «تشبیک»، ‌چنگ کردن همه انگشتان نیست و در هیچ تاریخ و خبری نرسیده است، ‌پس نزدیک‌تر به اخبار همان مصافحه‌ای فقری است؛ ‌و در مورد بوسیدن دست هم به خبر «ابی خالد قماط» از حضرت باقرعلیه السلام استشهاد می‌کند که فرمود: «انّ المؤمنین اذا التقیا و تصافحا ادخل الله یده ایدیهما فصافح اشد هما حباً لصاحبه.» که ظاهراً مقصودشان این است که چون خدا دست خود را میان دو دست آن‌ها می‌برد، ‌باید آن دست را که خدا با آن مصافحه کرده ببوسند.

پیشینه ی صوفی گری

در عصر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نه تنها نام و نشانی از صوفی و افکار و مرام و مسلک صوفی‌گری وجود نداشته بلکه آن حضرت با شعار «لا رُهبانیة فی الاسلام»(1) بر ریاضت‌ کشی و انزواگری، ‌خط بطلان کشیده و اسلام را دین جهاد و تلاش و مسؤلیّت معرفی نموده است. پس از رحلت آن بزرگوار به دلیل محروم شدن مردم از نور ولایت و انحراف مسیر خلافت، رفته رفته افکار و اندیشه‌های نادرست و غیراسلامی میان مسلمانان راه یافت که این خود سبب پدید آمدن عده‌ای زاهدنما شد که در زهد و ترک دنیا و گریز از اجتماع به افراط و زیاده‌روی کشیده شدند و در اوائل قرن دوم هجری ابراز وجود نموده و به تدریج آداب و رسومی برای خود ایجاد و نام صوفی بر خویش نهادند و به عبارتی روشن‌تر، راه خود را به گونه‌ای از سایر مسلمانان جدا کردند.

مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

سؤال : آیا نظر حضرت عالی درباره ی «حدیث عشق» که مرحوم محدّث نوری1 در کتاب «نفس الرحمان» آورده است، موافق نظر مرحوم محدّث است یا نه؟

جواب : بلی؛ اخبار مورد اشاره علاوه بر آنکه مرسل و بی سند است ومنتهی به ائمّه:نیست، از جهت متن غرابت دارد و بر شمردن آنها از احادیث قدسیّه جزاف و خلاف اعتبار است. مطالبی که محدّث نوری در اینجا افاده کرده و درنهایت استحکام است و حقیر نیز در جواب بعضی سؤالات درباره این موضوع توضیحاتی داده ام.

اشاره

کتاب مستطاب محی الدین در آیینه فصوص تألیف دانشمند بزرگ معاصر، محقق مدقق علامه‌ی عالی مقام حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی است که در دو جلد وزیری هر یک در 800 صفحه منتشر شده است. این محقق عالی مقام در این کتاب با مهارت بسیار بالایی، پرده‌های اسرار را عقب زده و چهره‌ی واقعی محی الدینیان و صدراییان و افلاطونیان و ارسطوییان و... و پشت پرده‌های آن‌ها را به نمایش گذاشته است و توضیح داده که غربیان برای براندازی معارف امام صادق علیه السلام چه‌ ها که نکردند.

سؤالات شاگردی از استاد حسن زاده آملی
حجت الاسلام و المسلمین خیرالله مردانی ـ قسمت دوم
استاد بزرگوار جناب آقای حسن ­زاده دام عزّه

پس از تقدیم سلام و مراتب تحیّت، غرض از تصدیع، تذکّر مطالبی بود که در آثار جنابعالی منعکس است و به نظر ما، تباین روشن آن با آیات قرآن و احادیثِ ذوات معصومین علیه السلام معلوم و مشخّص است.

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1254
دیروز1496
این هفته7465
این ماه32188
جمع بازدیدها511426

1396-12-04
Top