حکمت در دست کافر

آیت الله حاج شیخ جواد کربلایی :

با این کثرت احادیث از دو طریق سنّی و شیعی بر حقانیت خلافت ائمه اطهار(علیهم‌السلام) که با صراحت احادیث دیگر لازمه قطعی آن، یعنی بطلان خلافت خلفای ثلاثه و بقیه‌ی ائمه‌ی جور از خلفای بنی‌امیه و بنی عباس ثابت می‌باشد، کثیری از علمای سنت و جماعت در مشکله افتاده و نتوانسته‌اند جوابی به این احادیث بدهند ولی برای صحت مذهب خود و تصحیح خلافت خلفای ثلاثه تأویلی نموده‌اند که بی‌اساس و اجتهاد در مقابل نصّ است.

یا علی ، درویش و صوفی نیستم * فاش می گویم که کوفی نیستم

لنگ لنگان طریقت را ببین * مردم دور از حقیقت را ببین

مست مینای ولایت نیستند * سرخوش از شهد هدایت نیستند

امام علیه السلام فرمودند:

خداوند تبارک و تعالی می دانست که ارواح در آن شرف و علو مرتبتشان اگر بر حال خود رها شوند، اکثرشان ادعای ربوبیت در برابر پروردگار عزوجل می کنند و به خاطر نظر رحمت و عنایتی که به ارواح داشت، آنان را به قدرتش در ابدانی که در ابتدا تقدیر برایشان مقدر شده بود قرار داد، بعضی را بر بعض دیگر محتاج و وابسته نمود و درجات بعضی را بالاتر از دیگران قرار داد و حاجات بعضی را به کمک بعض دیگر برآورد.

و ایشان از اهل سنت باشند و هر که دعوت سنت کند ایشان را اولیاء و اصحاب کرامت دانند الا ابوحنیفه و اسفراینی و معتزله که انکار کرامات کنند و این قوم شش فرقت باشند :

اول ایشان که دعوی اتحاد کنند رئیس ایشان حسین بن منصور حلّاج باشد و این حسین بن منصور حلّاج ساحر بود و در آن مهارتی داشت و در سحر شاگرد عبدالله بن هلال الکوفی بود و عبدالله شاگرد زرقاءالیمامه و زرقاء از کسانی که از سجاج آموخته بودند و سجاج در زمان مسلِمه‌ی کذّاب بود که دعوی پیغمبری کرد و حلّاج دعوی خدائی کرد و در سال سیصد و نه از هجرت معلوم وزیر حامد بن عباس کردند که حلاج دعوی خدائی می کند و می گوید مرده زنده می کنم و جن خدمت من می کنند و هر چه از ایشان می خواهم پیش من می آرند و من توانم که همه معجزات انبیا کنم و نصر سِمّری و جماعتی از کتّاب دیوان تبع وی شدند و یک از بنی هاشم دعوی می کند که او نبی حلّاج است و حلّّاج الهست ، وزیر این قوم را حاضر کرد و با ایشان مناظره کرد همه مقرّ شدند که ایشان خلق را بالهیّت حلّاج می خوانند و ایشان را یقین است که او مرده زنده می کند ، حلّاج را حاضر کردند و از او پرسیدند انکار کرد و گفت این قوم خلاف می گویند و من نه دعوی خدائی می کنم و نه دعوی نبوت و من بنده خدایم به نماز و روزه و خیرات مشغول و از من جز از این چیزی به وجود نیاید .

عرفان اسلامی وعارف حقیقی

متأسفانه لفظ عرفان و عارف در عصر ما مورد سوءاستفاده و منحرف کردن مردم از تعالیم واضح دین شده است. اطلاق این لفظ بر هر مسلمانی که معرفت به توحید خدا و سائر عقائد حقه داشته باشد جائز است هر کس از تعالیم و هدایت‌های قرآن و حدیث بیشتر اطلاع داشته باشد عارف و با معرفت است و هر کس در خلقت آسمان و زمین و آیات الهی و عجائب عالم آفرینش و عظمت و وسعت عالم و دلائل بی‌شمار بر علم و قدرت و حکمت خدا بیش‌تر فکر کند علم و عرفانش بیشتر است.

« اِنَّ فی خَلقِ السَمواتِ وَالارض وَاختِلَفِ الَیلِ وَ النَهَارِ لَاَیتٍ لِاُولِی اَلاَلببِ * الَذِینَ یَذکُرُونَ اللهَ قِیمًا وَ قُعُودًا وَ عَلی جُنُوبِهِم وَ یَتَفَکَّرونَ فِی خَلقِ السَّماواتِ وَ الاَرض رَبَّنَا ما خَلَقتَ هذا بطِلاً سُبحنَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ*»[1]

آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی

گزارش روزنامه شرق: ... روایتی از سخنرانی‌های دکتر شهرام پازوکی و دکتر سید جواد طباطبایی را برگزیدیم....

نگاه: اینک عبارت‌هایی را از متن سخنرانی‌های جناب دکتر سید جواد طباطبایی که به موضوع بحث من مربوط است برمی‌گزینم و درباره‌شان بحث می‌کنیم:

کربن با وجود این که کاتولیک بود آشنایی دقیق با خاستگاه‌های پروتستانی داشت.

عرفان قرآنی

اشـاره

سخنان ذیل قسمت‌هایی از درس‌های فیلسوف و متفکر جریان‌شناس، استاد علاّمه محمد تقی جعفری در دانشگاه صنعتی شریف است که برای اولین بار به طبع می‌رسد، این سخنان ما را به شناخت عرفان قرآنی و برهانی و سیر و سلوک انبیایی و اوصیایی دلالت و راهنمایی می‌نماید و فرق عرفان راستین را از عرفان‌های اصطلاحی و سیر و سلوک‌های التقاطی به ما می‌نمایاند.
امید است که رهنمودهای علامه فقید چراغی باشد برای سالکانِ عرفان و جویندگان راه حق.

خطبه البیان

در مشارق انوار الیقین(1) خطبة البیان ذکر شده است که بنا به قول محققین، خطبة البیان با سه نقل متفاوت و با متن‌های گوناگون آمده است که هیچ یک از آن‌ها سند معتبر و قابل توجهی ندارند.(2) محقق بزرگ شیعه مرحوم سید مصطفی آل حیدر درباره‌ی خطبة البیان چنین نوشته است: «مستند صحیحی برای این خطبه نیافته‌اند و هیچ کدام از محدثان بزرگ مانند شیخ کلینی و شیخ صدوق و شیخ طوسی آن را نقل نکرده‌اند و از این که علامه مجلسی با همه‌ی اطلاع و احاطه بر احادیث، این خطبه را نیاورده است، نشانگر بی‌اعتمادی وی به این خطبه است، علاوه بر این ها خطبه مشتمل است بر کثرت تکرار، الفاظ غریب و متنی سست و دور از بلاغت.(3) نکته‌ی قابل توجه در مورد خطبة البیان آن است که راوی این خطبه را از عبدالله بن مسعود، صحابی بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده که وی گزارشگر آن در ایام خلافت علی علیه السلام در قید حیات نبوده است و در خطبه از کسانی به عنوان حاضران در هنگام ایراد خطبه، یاد شده است که برخی زنده نبوده‌اند و برخی هم متولد نگردیده‌اند و برخی نیز وجود تاریخی آن‌ها مشکوک است. علاوه بر این که آمیختگی خطبة البیان به اندیشه‌های غلوآمیز، کلمات غیر مستعمل در ادبیات عرب، غلط‌های فاحش لغوی، ترکیبی و اشتقاقی، جملات نامفهوم بی‌پایه، حاکی از جعلی بودن این خطبه است. (4)

صفحه8 از22

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1104
دیروز993
این هفته4875
این ماه30708
جمع بازدیدها378711

1396-09-02
Top