مصیبتی به عظمت عاشورا (شمر و صمدی آملی)

بسم الله الرحمن الرحیم

"انالله و انا الیه راجعون"
مصیبتی به عظمت عاشور
متنی که پیش رو دارید، نقدی بر صحبت های بی اساس صمدی آملی مبنی بر اینکه قبل از ورود ما به بهشت، می بینیم یزید، شمر و عمرسعد "لعنت الله علیهم" زودتر از ما به بهشت رفته اند ...
ما باید متشکر شمر و عمرسعد باشیم، چرا که اگر شمر این کار را نمی کرد، شاید چند روز بیشتر به عمر امام حسین اضافه می شد و چند سالی بیشتر عمر می کردند؛ ولی این چه نتیجه ای داشت؟!!!
پس حق شمر است که بالا بیاید، چون او باعث شده که همه اینجا بیاییم و اینجا باشیم...
و از این قبیل گفته ها که در برخی سایت های اینترنتی موجود و منشاء آن عقیده ی سرکرده های وهابیت، صوفیه و ... می باشد.


برای اینکه باطل بودن این کفریت را متوجه شوید، متن این نقدیه را مطالعه فرموده و جهت نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام و مبارزه با دشمنان ایشان در صورت تمایل به اندازه توان تکثیر نمایید.
به امید فرج و خشنودی یگانه منجی عالم هستی و احیاکننده معالم دین اعلیحضرت ولی عصر امام زمان ارواحنا فداه

صمدی آملی چه می گوید؟

یک مقداری باید ترس داشت قبل از اینکه ماها بریم بهشت می بینیم یزید و اینها رفته اند... باید دوره تفسیر اَنفسی درست بشه بعد این درمیاد و لذا یه وقت هم آقا (یعنی حسن زاده آملی) می فرمودند که نمی توانیم آنی که داریم بگیم اگه بگیم ما را بیچاره می کنند، بله راست میگه، الان مردم بشنون تو خیابون، حرف حق هم هست خودمون هم میگیم و حقّه، حالا اگر برود چیکار میکنه؟ همه لعنت می کنند.
همه میخوان ایشون (یعنی یزید و اینها) را دورش کنند، جناب سیدالشّهداء داره ایشون را میکشه میاره... ما همه، همه یعنی کلّ عالم، همین جور دست به دست می دیم این آقا را دورش کنیم، جناب سیدالشّهداء می گوید نه بذار بیاد، چرا دورش می کنی؟ ... تو چه داعی داری جلوی دیگران را ببندی ؟ چرا تنگ نظری؟
از طرفی هم اینها هر کاری کردند، دین خدا و ناموس خدا باقی ماند یعنی چیزی نشد که اینها ضربه به ناموس خدا بزنند اتفاقاً شاید اینها فردای قیامت بگویند شما این قدر خواستید ما را دور کنید، ما را دور کنید خوب اگر ما نبودیم شما این همه مؤمن از کجا بار می آمدید؟ من باعث شدم شما به کمال برسی. حالا که من باعث شدم تو به کمال برسی، چرا اینقد تنگ نظری نمی گذاری من یک مقدار جلو بیام، یک وقت می بینی جلوی ما می ایستند همون ها برهان اقامه می کنند.
الان ما چقدر باید متشکر شمر و عمر سعد باشیم؟ الان مردم چقدر دارن به خاطر امام حسین به کمال می رسند؟ خب اگر شمر اون روز آقا را رها می کرد تمام می شد می رفت، خوب آقا چی می شد مثلاً؟ نتیجه اش این بود که برمی گشت به مدینه و همان مردم مدینه؛
حالا چه فرقی می کند چهار روزی عمرشون اضافه تر بشود؟ این مقداری که بودن مگه چند تا ساخته شد؟ فقط تنها چیزی که هست اینکه به استقبال بریم و 10 میلیون جمعیت جمع شویم که بله آقا آمدند، الحمدلله از مرگ در آمدند. او از مرگ درآمد و آمد، سن 63 سالشون می شد مثلاً 73 سال. نتیجه چی می شد؟ جناب نوح بیچاره 900 سال زحمت کشید 70 نفر گیر آورد، جناب سیدالشهداء را شمر شهید کرد، ایشان 71 نفر چیه آقا؟ الی یوم القیامه همین جور دارن میان.
باشد شما بگویید این را دور کنید چون تولی و تبری هست دیگه، بعد می بینید که این تولی و تبری ابتدایی است، این اینجاست حالا ( یعنی روز قیامت ) که اصلاً رحمة للعالمین است دیگه تولی و تبری ابتدایی نیست این الان این پایین است بعد می بینید همه روز قیامت می گوییم خوب حالا درسته، حقّ شمر هم هست که این همه بالا بیاد برای اینکه ایشون باعث شد ما این همه آمدیم اینجا.



بسم الله الرّحمان الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین
و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین

اصل قرار دادن ظلم و ظالمان به عنوان عامل هدایت، انحرافی عظیم است که تبعات آن نه اندک اندک، بلکه به یک باره آشکار می شود زیرا
اگر قرار بر این باشد، اصلا روز قیامت برای چه برپا می شود؟ مگر روز قیامت « یوم الحسرة »، « یوم الفصل »، « یوم التغابن » نیست؟ اگر در محکمه الهی همه بازخواست نشوند و بر اساس کارهای نیک و بد نباشد، اصلاٌ بهشت و جهنم برای چیست؟ و روز قیامت و برپایی آن به چه قصد است؟
و اگر قاتلان و ظالمان به اهل بیت عصمت، خاصّه قاتلان سیّدالشّهداء در آتش جهنم مخلّد و جاوید نباشد، چه کسی قرار است جاوید در آتش باشد؟
و اگر قاتل امام حسین راهی به بهشت داشته باشد، سایر کافران و ظالمان و مشرکان، به طریق اولی به بهشت راه دارند زیرا ظلمی که آنان مرتکب شدند، هرگز و هرگز به پای ظلمی که بر اهل بیت علیهم السّلام روا داشته شد، نخواهد رسید!!! و اگر چنین نباشد خداوند « نعوذ بالله » عادل نخواهد بود زیرا یزید را به بهشت می برد و دزد را در آتش می سوزاند!!! کدام عدل چنین حکم می کند که رأس شقاومت مندان دو عالم، به بهشت راه یابد و سایر گناه کاران در جهنم بسوزند؟! ... کسی که ظلم ظالمان را فیض بداند و باور داشته باشد شمر با کشتن امام حسین، هم خود حضرت را به فیض رساند و هم موجب هدایت عدّه ای بسیار شد و در آخر هم خودش به فیض خواهد رسید، در حقیقت قائل به حقّانیّت تمام ظلم ها شده است[1]
و معتقد است اگر صدای هل من ناصر امام حسین بلند شد، به دلیل ظلمی بود که به ایشان روا داشته شد و اگر ظلمی در کار نبود، نصرت طلبی نبود و گوینده لبیک هم در میان نبود، پس عامل هدایت، ظلم و ظالم است زیرا ظلم، همان عامل اصلی برای هدایت لبیک گویان به ندای مظلومان است؟!! ...
در حالی که آیات بسیار از قرآن کریم و خیل احادیث معصومین علیهم الصّلاة و السّلام، خداوند را هدایت گر می دانندو سبب و وسیله هدایت را آیات الهی، اولیاء الهی، انبیاء و اوصیاء الهی معرفی می کند و نه ظلم و ظالم ...
اصلاً وقتی برای امام حسین علیه السّلام چنین گفته شود، برای سایر اهل بیت اطهار علیهم السّلام خاصّه حضرت زهرا سلام الله علیها هم که در ایّام شهادت آن بزرگوار هستیم ـ قابل تعمیم است. روز قیامت ابوبکر و عمر هم می توانند جلو بیایند و بگویند ما باعث شدیم شما برای حضرت فاطمه گریه کنید و هدایت شوید پس ما هم می توانیم به ایشان نزدیک شویم. قنفذ غلام ابوبکر هم می تواند نزدیک شود مغیره بن شعبه هم می تواند نزدیک شود ...
امام سجّاد علیه السّلام می فرماید: کُلُّ یَتَقَرَّبُ إلَی الله عَزَّوَجَلّ بِدَمِهِ همگی ( کسانی که در کربلا امام حسین را کشتند ) به وسیله ریختن خون امام حسین علیه السّلام، نزدیکی به خدا را می جستند.[2]
یعنی امام حسین علیه السّلام را قربة الی الله کشتند، این ها هم از آنان هستند که می گویند برویم امام حسین را بکشیم به فیض الهی برسیم، یعنی اگر روز عاشورا بودند، به جای اینکه بروند و پشت سر امام حسین علیه السّلام قرار بگیرند و شهید شوند، امام حسین را می کشند و می گفتند: من امام را به فیض می رسانم دیگران را به فیض می رسانم و خودم هم عاقبت به فیض می رسم.
و به این کار اعتقاد دارند یعنی اگر دستشان به امام زمان هم برسد حضرت را می کشند و معتقدند اگر امام زمان را بکشند، باعث می شوند همه به فیض برسند؛ این باورها، صراحتاً در مخالفت با آیات قرآن کریم و احادیث اهل بیت عصمت علیهم السّلام است و جز هواهای نفسانی و الهامات شیطانی، هیچ پشتوانه ای ندارد ... این سخنان ابلیس لعنة الله است به زبان اولیاء او جاری می شود، خداوند می فرماید: « و إنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إلِی أولِیائِهِم لِیُجادِکُم و إِن أطلَعتُمُوهُم إِنّکُم لَمُشرِکُون سوره انعام آیه 122 یعنی همانا شیاطین بر پیروان خویش وحی می کنند تا با شما مجادله کنند و اگر از آنان پیروی کنید، به یقین مشرک خواهید بود»؛
اینان همان شیطانی هستند که اهل ایمان را وعده به نداری می دهند و به دل سوزاندن برای دشمنان اهل بیت امر می کنند، خداوند می فرماید: « الشَّیطانُ یَعِدُکُمُ الفَقرَ و یأمُرُکُم بالفَحشاءِ و الله یَعِدُکُم مغفِرةً مِنهُ و فَضلاً سوره 2 آیه 269 یعنی شیطان به شما وعده فقر و نداری می دهد و شما را به «فحشاء» امر می کند در حالی که خداوند آمرزش و فضل از جانب خودش را به شما وعده می دهد»؛
مفصّل بن عمرو که یکی از اصحاب حضرت امام صادق علیه السّلام است می گوید: نامه ای به حضرت نوشتم و درباره اعمال ناشایست و نامشروع برخی افراد پرسیدم. امام صادق علیه السّلام در جواب مرقوم کردند: ... خداوند در قرآن کریم می فرماید: « إنَّ اللهَ یأمُرُ بِالعَدلِ و الإِحسانِ و إِیناءِ ذی القُربی و ینهی عن الفحشلاءِ و المُنکَرِ و البَغیِ یَعظُمُ لَعَلَّکم تذکرونَ یعنی همانا خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد و به بذل و عطاء به خویشاوندان امر می کند و از انجام «فحشاء» و «منکر» و «بغی» نهی می کند و به شما پند می دهد باشد تا یادآور شوید»[3]
... و إِنِّما أمَرَ اللهُ بِالعَدلِ وَ الإِحسانِ وَ إِیتاءِ ذِی القُربی یَعنی مَوَدَّة َذِی القُربی وَ ابتِغاءَ طاعَتِهِم وَ یَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکرَ وَ البَغی وَ هُم أَعداءُ الأنبِیاءِ وَ أوصِیاءِ الأنبِیاءِ وَ هُمُ المَنهِیُّ مِن مَوَدَّتِهِم وَ طاعَتِهِم یَعظُکُم بِهذِهِ لَعَلَّکُم تَذَکَّرُونَ ...
و همانا خداوند به عدل و احسان و بخشش به « ذی القربی » ( که مقصود اهل بیت هستند ) امر فرموده است و ( بخشش به ذی القربی ) به معنای مودّت ذی القربی و پیروی آنهاست و از « فحشاء ـ کارهای زشت » و « منکر ـ کارهای ناپسند » و « بغی ـ ستم کاری » نهی فرموده که آنان دشمنان پیامبران و جانشینان پیامبران هستند که دوستی و اطاعت آنها حرام است. خداوند شما را بدین پند دهد؛ باشد تا یادآور شوید ... .[4]
کدام یک از دشمنان اهل بیت که همگی « فحشاء» هستند، پست تر و پلیدتر از شمر و یزید و عمر بن سعد است؟
محمّد بن منصور گوید: درباره این سخن خداوند تعالی که می فرماید: «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدنا عَلَیها آباءَنا وَ الله أمَرَنا بِها قُل إِنَّ اللهَ لا یَأمُرُ بِالفَحشاءَ أتَقُولُونَ عَلَی اللهُ ما لا تَعلَمُونَ – و چون مرتکب عمل « فاحشه» شدند، گفتند پدران خود را چنین یافتیم بلکه خداوند ما را به انجام آن امر نمود، (ای پیامبر) بگو خداوند به «فحشاء» امر نمی کند، آیا درباره خداوند چیزی می گویید که بدان آگاهی ندارید؟ » از امام صادق علیه السّلام پرسیدم. امام فرمود؟ آیا تا کنون کسی را دیده ای که گمان کند خداوند به زنا (روابط نا مشروع) و شراب خواری یا چیزی از این کارهای حرام امر فرموده است؟
(راوی گوید:) عرض کردم: نه. فرمود: این «فاحشه ای» که ادّعا می کنند خداوند بدان امر کرده است، چیست؟ عرض کردم: خدا و ولیّ خدا آگاه تر هستند. فرمود: به راستی که این بیان درباره ی ظلم است که مردم ادّعا کردند خداوند آنان را به پیروی از کسانی امر نموده که خداوند به پیشوایی آنان فرمانشان نداده است و خداوند بدین وسیله ، سخنان آنان را به ایشان بازمیگرداند و به ما خبر می دهد که آنان بر او دروغ گفتند و خداوند این کار آنان را « فاحشه » نامیده است.[5]
بنابراین فرا خواندن به سوی افرادی از قبیل شمر و عمر بن سعد و سایر قاتلان امام حسین، همان فاحشه ای است که خداوند هرگز بدان امر نفرموده است و داعیان این سخنان، به خدا دروغ می بندد و خداوند درباره اینان می فرماید:
فَمَن أَظلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدقِ إذ جاءَهُ أ لَیس فی جَهَنَّمَ مَثویً لِلکافِرینَ ( سوره الزمر آیه 33) یعنی کیست ستمکار از آنکه بر خدا دروغ بندد و چون راستی او را آید، آن را تکذیب کند. آیا در جهنّم جایگاهی برای «کافران» نیست؟
این ها همان کسانی هستند که امام معصوم علیه السّلام می فرماید: چنان به قتل امام حسین علیه السّلام راضی هستند که اگر در کربلا حاضر بودند، خود اقدام به قتل سیدالشّهداء علیه السّلام می کردند؛
محمّد بن ارقط از امام صادق علیه السّلام نقل می کند که حضرت به من فرمودند: آیا در کوفه بار نهادی؟ عرض کردم: بله. فرمود: آیا قاتلان امام حسین علیه السّلام را در میان خودتان دیدید؟ گوید: عرض کردم: فدایت شوم؛ یک تن از آنان را نیز ندیدم. فرمود: در این صورت تو، قاتل را تنها کسی می دانی که بکشد یا تولیت کشتن را بر عهده گیرد؟ آیا به این سخن خداوند گوش نداده ای: « قُل قَد جاءَکُم رُسُل مِن قَبلی بِالبَیِّناتِ وَ بِالَّذی قُلتُم ـ فَلِمَ قَتَلتُمُوهُم إِن کُنتُم صادِقینَ ـ ( ای پیامبر) بگو: پیش از من فرستادگان الهی همراه با دلیل و نیز به آنچه شما می گویید، آمدند، اگر راست می گویید ( که با دیدن بیّنه و معجزه ایمان می آورید ) چرا آنان را کشتید؟ » کدام فرستاده که پیش از حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم در میان آنان بود؟ میان حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و حضرت عیسی، فرستاده ای نبوده بلکه آنان به کشتار فرستادگان الهی راضی و خشنود بودند و به این جهت است که «قاتل» نامیده شدند.[6]
بنابراین کسانی که به کشته شدن امام حسین علیه السّلام راضی باشند، « قاتل » سیّدالشّهداء علیه السّلام به حساب می آیند.
عبدالسّلام بن صالح می گوید: به امام رضا علیه السّلام عرض کردم: یابن رسول الله، نظر شما چیست درباره ی حدیثی که از امام صادق علیه السلام روایت شده مبنی بر اینکه چون قائم آل محمّد قیام کند، فرزندان قاتلان امام حسین علیه السّلام را به خاطر کار پدرشان می کشند؟ امام رضا علیه السّلام فرمودند: چنین است و این روایت صحیح است. راوی گوید به حضرت عرض کردم: پس این سخن خداوند عزّو جلّ که می فرماید: « وَ لا تَزِرُ وازِرَةُ وِزرَ اُخری هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نکشد » چه معنایی دارد؟ فرمود: خداوند در تمام سخنانش راست فرمود امّا فرزندان قاتلان امام حسین، به کار پدر خویش راضی هستند و به آن افتخار می کنند، و به راستی کسی که نسبت به کاری رضایت داشته باشد، مانند کسی است که آن کار را انجام داده است. و اگر مردی در مشرق زمین به قتل او راضی باشد، آن که راضی است نزد خداوند شریک قاتل است و چنین است که قائم آل محمّد چون قیام کند، آنان را به خاطر کار پدرشان خواهد کشت.[7]
معصومین علیهم السّلام در مواضع بسیار، می فرمایند: قیام امام زمان، قیام به خون خواهی سیّدالشّهدا است، ندای اَلا یا اهل العالم امام زمان آغاز حرکت قیام است و شعار قیام « یالثارات الحسین » است: « وَ مَن قُتِلَ مَظلُوماً فَقَد جَعَلنا لِوَلیِّه سُلطاناً فَلا یُسرف فِی القَتل إنّه کان مَنصوراً (سوره ی الإسراء آیه 34) یعنی و آن کس که مظلوم کشته شود، به راستی برای ولیّ دَم او، چیرگی قرار دادیم که در کشتار اسراف نمی کند، همانا او «منصور» است.[8] «مظلوم» در این آیه، سیّدالشّهدا امام حسین علیه السّلام است و «منصور» امام زمان علیه السّلام هستند که در هنگام ظهور، به خون خواهی امام حسین علیه السّلام، قیام می کنند. این حرکتی فکری است برای بیهوده جلوه دادن قیام امام زمان عجّل الله فرجه الشّریف
اینان مصداق اتمّ: « یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ الله بِأفواهِهِم » ( سوره صف: آیه 9) هستند. این ها می خواهند به نام امام حسین علیه السّلام، نام دشمنان ایشان را بالا ببرند و دیگر نه اینکه نام امام حسین و پیروی از راه ایشان عامل فیض دنیا و عقبی است، بلکه ظلم به امام حسین فیض عظیمی را در پی دارد طوری که همه مؤمنان مدیون او و ظلمی که روا کرده است، خواهند شد و کدام دشمنی بالاتر از اینکه به نام دین، تیشه به ریشه دین زده شود؟
این بیانات در حقیقت به دنبال مشروعیت بخشیدن به فعل دشمنان و قاتلان اهل بیت هستند و به یقین جایگاه چنین افرادی در اسفل السّافلین جهنّم، بلکه درکه ای پایین تر با عذابی شدیدتر و دردناک تر خواهد بود زیرا ظلم گناه است ولی اعتقاد داشتن به ظلم و حق جلوه دادن آن و ایجاد کردن مشروعیت ساختگی برای آن، گناهی بس سخیف تر و عظیم تر است.
اگر بنابر قیاس های کثیف اینان باشد تمام ظالمان دوران، تمام کفّار تمام مشرکین به این لحاظ که در جبهه علیه حق قرار گرفتند و با باطل بودن خود، موجب نمود حق شدند و توجه را به سوی حق جلب کردند، همه اینها مستحق خواهند بود که وارد بهشت شوند.
کسی که می گوید وظیفه ماست بگوییم لعن الله عمر بن سعد الله شمر و بعد می گوید: باید متشکر شمر و عمر سعد باشیم، خودش به صراحت عنوان کرده که من نظری دارم، آیات و احادیث نظری خلاف آن دارند، حال ما باید در پی کدام یک روان باشیم؟
این ها، دست های پشت پرده ای است که به صورت منسجم عمل می کند تا به جای برآوردن ندای مظلومیّت امام حسین علیه السّلام، دشمنان ایشان مظلوم جلوه داده شوند و حقّ ورود به بهشت را داشته باشند امّا؛ بهشتی که از نور امام حسین علیه السّلام آفریده شده است، هرگز جایگاه قاتلان و ظالمان به آن بزرگوار نخواهد بود، رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: « وَ فَتَقَ نُورَ الحُسَینِ عَلیهِ السلامُ وَ خَلَقَ مِنهُ الجِنانَ وَ الحُورَ العینَ[9] یعنی خداوند نور وجود امام حسین علیه السّلام را شکافت و از آن بهشت و حوریان بهشتی را آفرید ».
برای ذکر آنچه در روز قیامت رخ خواهد داد، مجال نیست و از میان تمام احادیث اهل بیت علیهم السّلام که در احوال قیامت وارد شده است تنها یک نمونه را ذکر می کنیم: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: وقتی روز قیامت فرا برسد، گنبدی از نور برای حضرت فاطمه علیه السّلام برپا می شود و حسین صلوات الله علیه در حالی که سر خود را به روی دست گرفته است، به آنجا رو می آورد. هنگامی که فاطمه علیه السّلام او را با این حالت مشاهده می کند، آن چنان شیونی سر می دهد که در آن جمع هیچ فرشته مقرّب و پیامبر مرسل و بنده ی مؤمنی نمی ماند مگر اینکه برای ایشان اشک می ریزند. در این هنگام خداوند مردی را با بهترین صورت و بدون سر، تجسّم می بخشد که با قاتلان آن حضرت به خون خواهی قهرآمیز می پردازند. سپس خدا قاتلان حضرت و کسانی که برای قتل حضرت مجهّز شده بودند و آنانکه به نوعی شهادت ایشان سهیم و شریک بوده اند را جمع می کند. آن مرد آنها را می کشد تا اینکه به آخرین آنها می رسد. پس زنده می شوند و امیرالمؤمنین علیه السّلام آنها را می کشد. سپس زنده می شوند و امام حسن علیه السّلام آنان را می کشد. سپس زنده می شود و امام حسین علیه السّلام آنها را می کشد. سپس زنده می شود(تا آنجا که) از فرزندان ما هیچ کس باقی نمی ماند مگر آنکه آنان را کشته باشد. در این هنگام است که خدا خشم را برطرف می کند و غم فراموش شود.
سپس امام صادق علیه السّلام فرمودند: خداوند شیعیان ما را بیامرزد. به خدا سوگند که شیعیان ما مؤمنان راستین هستند. در مصیبت به وسیله طولانی نمودن ناراحتی و تأسف خوردن با ما شریک شدند.[10]
سخن آخر، کلام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم که فرمودند:
ألا وَ لَعَنَ اللهُ قَتَلَةَ الحُسَینِ وَ مُحِبّیهِم وَ ناصِریهِم وَ السّاکِتینَ عَن لَعنِهِم مِن غَیرِ تِقَّیةٍ تُسکتُهُم أَلا صَلّی الله عَلَی الباکینَ عَلی الحُسینِ عَلیِّ علیهما السّلام رَحمَةُ وَ شَفَقَةً، وَ اللّاعِنینَ لأعدائِهِم وَ المُمتَلئینَ عَلیهِم غَیظا وَ حَنَقا أَلا و إِن الرّاضینَ بِقَتل الحُسَین عَلیه السّلام شُرکاءُ قَتَلَتهُ، ألا وَ إِنَّ قَتَلَته وَ أَعوانَهُم وَ أشیاعَهُم ـ وَ المُقتَدین بِهِم برآءُ مِن دینِ اللهِ.
لعنت خداوند جاری است و روان باشد بر قاتلان حسن و دوست داران آنان و یاری دهندگاه آنان و نیز کسانی که از لعنت آنها ساکت هستند بدون تقیّه ای که سبب سکوت آنان باشد. همانا صلوات خداوند روان است و روان باشد بر کسانی که از روی دلسوزی و محبّت بسیار گریه کنندگان بر حسین بن علی علیهماالسّلام هستند، به راستی که قاتلان حسین و یاران و پیروان آنان و نیز کسانی که به آنان اقتدا نمودند ( یعنی عمل آنان را تأیید نموده و بدان معتقد شدند ) از دین خداوند بیزار هستند.[11]


پی نوشت ها :

[1] - چنان که در سخنانش به این مطلب اذعان دارد و در صدد است اصل و برهان ارائه داده و سپس بر مصادیق تعمیم دهد.
[2] - الخصال: ج1 ص168 ئ الأمالی شیخ صدوق: ص 462 مجلس 70 ح 10.
[3] - سوره ی (16) النحل آیه 91.
[4] - بصائر الدرجات: 526 536 ب 21 ح1 حدّثنا علیّ بن إبراهیم بن هاشم قال: حدّثنا القسم بن الربیع الورّاق، عن محمّد بن سنان، عن صباح المدائنیّ، عن المفصّل: أنّه کتب إلی أبی عبد الله علیه السّلام فجاء هذا الجواب من أبی عبدالله علیه السّلام:.
و مختصر البصائر: 238 ح 247/4 القاسم بن الربیع الورّاق و محمّد بن الحسین الخطّاب، عن محمّد بن سنان، عن صباح المدائنیّ، عن المفضّل بن عمر: أنّه کتب إلی عبدالله علیه السّلام کتاباً فجاءه هذا الجواب من أبی عبدالله علیه السّلام:.
البرهان فی تفسر القرآن: 1/54 ح 185/3 – از بصائر الدرجات سعد بن عبدالله، بحار الأنوار: 24/286 ب 66 ح1 از بصائر.
[5] - بصائر الدرجات: 34 ب 16 ح4 حدّثنا أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن محمّد بن منصور قال:.
[6] - تفسیر العیّاشی: ج1 ص 208 ح165.
[7] - عیون أخبار الرضا علیه السّلام: ج1 ص 273 ب28 ح5 و علل الشرائع: ج1 ص 229 ب 164 ح1.
[8] - مراجعه کنید به: تفسیر العیاشی: ج2 ص290 ح67 و ص291 ح69، الکافی: ج8 ص288 ح364، کامل الزّیارات: ص63، الغیبة شیخ طوسی: ص 189، مناقب آل أبی طالب علیهم السّلام: ج4 ص47، تأویل الآیات الظّاهرة: ص 274-275 و... .
[9] - الروضة ابن شاذان القمّی: ص 113 ح100.
[10] - ثواب الأعمال: 216، اللهوف: 137، مثیر الأحزان: 81، بحارالأنوار: 43/221 ب 8 ح7.
[11] - تفسیر منسوب به امام حسن زکّی عسکریّ علیه السّلام: ص 369.

خواندن 129 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز293
دیروز1338
این هفته6724
این ماه32557
جمع بازدیدها380560

1396-09-04
Top