صوفیه / آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

صوفیّه
چکیده:
در این اثر گرانبار مرجع بزرگ شیعیان ضمن پاسخ به نامه ی شخصی که در مورد عشریه و صوفیه سؤال کرده بود به ادعاهای بی پایه و اساس صوفیه اشاره می کنند از جمله ادعای اجازه ی خاص داشتن از ناحیه حضرت حجّت علیه السلام را کذب و دروغ می شمارند و به اعمال آنها که خلاف مذهب حقه ی تشیع است تصریح می فرمایند و در پایان به سه پرسش مطرح شده در نامه ی مذکور صریح و روشن پاسخ می فرمایند.

س 1 ـ آیا «عشریه»، ریشه اسلامی دارد؟ آیا مکفی از خمس می باشد؟

س 2 ـ دیدگاه اسلام در مورد صوفیان چیست؟ اگر منکر ضروریّات دین نباشند، ولی به جای (خمس) قائل به (عشریه) بوده و شارب را بلند گذاشته و یا بیش از حد به قطب توجه کنند، آیا این کار آنها بدعت و کفر محسوب می شود؟

س 3 ـ آیا ازدواج با دختر آنها اشکال دارد؟ معاشرت کردن با آنها چطور؟

ج) مکتوب جنابعالی واصل شد. با تشکر و تقدیر از توجّهات جنابعالی؛ امید است در تحقیق و بررسی و نیل به حقّ و حقیقت موفقّ باشید و وسیله ی هدایت و نجات دیگران از شبهه و ضلالت گردید.
راجع به فرقه ی مذکوره از فِرَق صوفیّه، بسیاری که اهل اطلاع از مشارب و برنامه های آنها هستند، حسّ ظنّی به آنها ندارند و اگر چه به ظاهر یا به واقع به بعضی عقاید حقّه اقرار و اعتراف نمایند، در بعضی موارد دیگر، عقاید آنها را منحرف می شناسند، و بسیاری دیگر از صوفیه را از این ها معتدلتر می دانند.
همین موضوع تجزیه دین به طریقت و شریعت و دعوای اجازه ی خاص از حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفدا به قول خودشان در تلقین اذکار و طریقت و لزوم اتصال علما و به اصطلاح آنها علمای شریعت ـ به وسائط غیر مخدوشه به ایشان، همه دعوایی است که مخالف اجماع و اتفاق شیعه بوده و هست. و احدی از علمای کاملین و فقها و محدّثین بار عین از عصر آغاز غیبت کبری الی زماننا هذاـ مثل: (صدوق)، (شیخ مفید) و (شیخ طوسی) چنین ادّعایی را نداشته و آن را قطعاً و جزماً مردود می دانند و بدعتها و فرقه سازی ها و ضلالتها از همین دعوی مایه می گیرد.
البته هر کس به شهادتین و و لایت ائمّه ی اثناعشرعلیه السلام اقرار بنماید و انکار ضروری اسلام را نکند، محکوم به اسلام و تشیّع است و کافر تراشی جایز نیست. ولی در برّرسی عقاید صوفیّه باید به سخنان و بیانات و نوشته ها و اشعار اشخاص و به اصطلاح اقطاب ایشان و برنامه های اذکار و اوراد و حالات آنها از وجد؛ سماع، عشق مجازی و جدایی هایی که با متشرّعه دارند، مراجعه نمود.
حتّی بدعت کیفیت ـ به قول آنهاـ، تشرّف و دستوراتی که می دهند تا آنجا کشیده می شود که به آنها نسبت می دهند و در هنگام قرائت ((ایاك نعبد)) قصد مرشد یا شکل او را در ذهن حاضر کنند. و سلسله ها ی بی اعتباری که برای مرشد خود ساخته اند غالباً یا مجهول الحال و یا از غیر اهل تشیّع و فاسد العقیده می باشند.
همین شعار ((هو121)) در بالای نوشته ها و نامه ها در برابر شعار اسلامی و قرآنی ((بسم الله الرحمن الرحیم)) چه توجیهی دارد؟ چرا از این شعار مقدس مسلمانها اعراض کرده و با این شعار ساختگی خود را از دیگران جدا نموده اند؟
آنها باید این بدعت ها و سایر مظاهر، مثل گذاردن شارب را کنار بگذارند، و به سایر مسلمانان و شیعیان بپیوندند. اگر واقعاً پاکدل و منصف باشند خود بهتر می دانند که چیزی در صندوقشان نیست و با مقام اقدسی ارتباط ندارند.
شخص جنابعالی هم به این موضوع حتماً رسیده اید و این چند نفری را که در این نیم قرن از این فرقه یکی پس از دیگری در محلّ شما دعوای قطبیّت و ارشاد داشتند و آن را به ارث به فرزندان خود سپردند، می شناسید. حال پس از فوت پیر یا مرشد یا قطب آخر که کسی را نداشتند، عموی او را از وکالت دادگستری بازداشتند. این افراد چه رابطه ی خاصّی با مقام ارفع و اقدس ولی الله الأعظم ارواحنا فداه می توانند داشته باشند؟ اگر این آقای وکیل دادگستری و به اصطلاح حقوق خوانده، شجاعت و آزادگی داشته باشد، ختم این غایله را اعلام و بطلان آن را ابلاغ می نمود و جمعی را از اشتباه بیرون می آورد.

و اما پاسخ به سؤالات:

ج 1- (عشریّه) به صورت معمول بین دراویش بدعت و حرام است و ریشه اسلامی ندارد و مجزی از خمس نیست.

ج 2- صوفیّه با فرقه ها و انشعابات بسیاری که دارند، اگر چه در انحراف در یک سطح نیستند و بسا که برخی از آنان خارج از ربقه ی اسلام شمرده نمی شوند، اما در مجموع، منحرفند و عقاید خاصه ای که دارند غیر اسلامی است.
همین موضوع توجه خاص و بیش از حد به قطب، در بعضی از صورتهایش شرک و کفر است، و باید مشخص شود که به چه صورتی است تا معلوم گردد از مصادیق بدعت یا بالاتر، کفر و شرک است، به هر حال، انکار هر یک از ضروریّات دین کفر است.

ج 3- از معاشرت، مجالست، مزاوجت و رفاقت با آنها ـ چون معرض خطر ضلالت، فساد عقیده و مفاسد دیگر است ـ جداً باید احتراز نمود. حتی اگر التزام آنها به عقاید و برنامه های غیر اسلامی و انکار ضروری معلوم نباشد نیز احتیاط شدید ترک ارتباط با آنها است: ((أخوك دینك فاحتط لدینك)) (1)

1- وسائل: 27/167

مجله ی نورالصادق ، شماره ی 18

خواندن 192 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز955
دیروز1040
این هفته1995
این ماه30907
جمع بازدیدها598928

1397-02-04
Top