پرستش ذَکَر و فَرج زن

ملاسلطانعلی و حسن زاده و پرستش ذَکَر و فَرج زن بر اساس
عقیده به وحدت وجود

الف: ملاسلطانعلی گنابادی:

انسان در عبادت خودش شیطان و جن را یا مانند زرتشتیان که عبادت می‌کنند هوا، آب، زمین، حیوان و انسان را و کسانیکه عبادت می‌کنند سنگها و درختها و نباتات را و بعضی هندوان عبادت می‌کنند انسان را و معتقد به الوهیت آنها هستند و عبادت می‌کنند کواکب را مثل صبی‌ها و عبادت می‌کنند ملائکه را و مانند هندوان که عبادت می‌کنند ذکر را و فرج زن را و همه‌ی اینها عبادت می‌کنند خداوند سبحان را.
تفسیر بیان السعاده / 422، درتفسیر سوره ی بنی اسرائیل

حسن زاده آملی:
درمراسم کنگره بزرگداشت سیّد حیدر آملی حسن زاده آملی تفسیر بیان السّعادة را بعنوان بهترین تفسیرعرفانی معرّفی می‌نمایند و این کتاب را به مریدانش سفارش می‌کند.
ممد اللهمم در شرح فصوص الحکم/ 514

ب: حسن زاده آملی:
ایشان بر همین اساس می‏نویسد: جمیع عبادت‏ها عبادت حق تعالی است.
ممد الهمم/521

ج: حسن زاده آملی:
عارف مکمل کسی است که هر معبود را (خواه مشروع باشد. خواه غیر مشروع) مجلای حق می‏بیند که حق در آن مجلا پرستش می‏شود. از این رو معبود را اله نامیدند. با این که او را اسم خاص است که مسمی به حجر یا شجر یا حیوان یا انسان یا کوکب یا ملک یا فلک است که حقیقت کلیه به اعتبار تعیّناتش به اسم این شخصیت ‏ها موسوم شده است.
ممد اللهمم در شرح فصوص الحکم/ 514

حسن زاده آملی:
پس بنابراین اسم سر و اسم پای و اسم دست و اسم روی و اسم جسم و اسم روح، اسماء مراتب عزیز باشند و عزیز اسم جامع باشد. این چنین که مراتب اسامی خود را دانستی، اسامی وجود را نیز هم چنین می‏دان که ((من عرف نفسه فقد عرف ربّه)) که ((إنّ الله خلق آدم علی صورته)) بدان که اگر کسی از موم صد چیز بسازد و به ضرورت صد شکل و صد اسم پیدا آید و در هر شکلی چندین اسامی دیگر باشد (شکل شیر ساختیم در شکل شیر چندین اسم است مانند سر و گوش) اما عاقل داند که بغیر موم چیز دیگر موجود نیست و این جمله اسامی که پیدا آمده، اسامی موم است، که موم بود که به جهات مختلف و به اضافات و اعتبارات آمده است.
ممد الهمم/5211- ممد الهمم در شرح و فصوص الحکم / محیی الدین ابن عربی/39

حسن زاده آملی:
به هر رنگی که خواهی جامه می پوش که من آن قد رعنا می شناسم
بدان که خلق یک صفت است از صفات این وجود و حیات یک صفت است از صفات این وجود و علم یک صفت است از صفات وجود و ارادت و قدرت، و جمله‏ی صفات را این چنین می‏دان. و سماء یک صورت از صور این وجود و ارض یک صورت است از صور این وجود و جماد یک صورت است از صور این وجود و نبات و حیوان، و جمله صور را این چنین می‏دان و الله اسم مجموع است و جامع جمله‏ی صور و صفات این وجود است.
همان

حسن زاده آملی:
الحق هو المشهود، و الخلق موهوم: آنچه دیده می‏شود همان حق است. و خلق وهم و خیال می‏باشد.
مآثر آثار 2/89

حسن زاده آملی:
مراد از وحدت وجود این است که انه لا یشذ عنه شییء.
مآثر آثار1/108

حسن زاده آملی:
لأن الوجود الامكانی لا وجود له فی الخارج؛ یعنی برای ممکنات در خارج وجودی نیست.

حسن زاده آملی:
چون به دقت بنگری آن چه در دار وجود است وجوب است و بحث در امکان برای سرگرمی است!
ممد الهمم در شرح فصوص الحکم/1071- هشت رساله ی لقاء الله /36 و 35

حسن زاده آملی:
غیرتش غیر در جهان نگذاشت، لا جرم عین جمله اشیاء شد.
هشت رساله ی لقاء الله /36 و 35

حسن زاده آملی:
إن الحق سبحانه لیس له سوی فضلاً عن أن یكون قدیماً او حادثاً بل لیس الوجود الا الحق و آیاته
غیر از خداوند سبحان چیزی نیست چه رسد به این که بخواهیم بحث کنیم که ما سوی قدیم است یا حادث بلکه وجود، چیزی جز خداوند و آیاتش نیست.
تعلیقات کشف المراد/477

حسن زاده آملی:
أن الحق المنزه هو الخلق المشبه: یعنی همانا خداوند منزه، همان خلق دارای همانند است!
«وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» / 76

حسن زاده آملی:
غیر متناهی که صمد حق است به حیث که لا یخلو منه شیء و لا یشذّ منه مثقال عشر عشر أعشار ذرة...
انه الحق/46 سال 1373

حسن زاده آملی:
هیچ وجود و موجودی جز او وجود ندارد و هر چیزی که نام غیر بر آن اطلاق می‏شود از شئون ذاتی خود او می‏باشد و نام غیر بر آن گذاشتن از نادانی و گمراهی است.
وحدت از دیدگاه عارف و حکیم/ 73، به نقل از سید احمد کربلائی

حسن زاده آملی:
تمثیلی که به عنوان تقریب در تشکیک اهل تحقیق توان گفت آب دریا و شکن‏های اوست که شکن‏ها [امواج] مظاهر آبند و جز آب نیستند و تفاوت در عظم و صغر امواج است نه در اصل آب.
رساله ی انه الحق/501- وحدت از دیدگاه عارف و حکیم

حسن زاده آملی:
تعین بر دو وجه متصور است یا بر سبیل تقابل، یا بر سبیل احاطه که از آن تعبیر به احاطه شمولی نیز می‏کنند، و امرِ امتیاز از این دو وجه بدر نیست... تعین واجب تعالی از قبیل قسم دوم است زیرا که در مقابل او چیزی نیست، تا تمیّز تقابلی داشته باشد... خلاصه مطلب این که... تعین و تمیّز متمیّز محیط و شامل به مادونش، چون تمیّز کل از آن حیث است که کل است.... و نسبت حقیقة الحقایق با ماسوای مفروض چنین است.
وحدت از دیدگاه عارف و حکیم

حسن زاده آملی:
عالم قدیم است. (هزار و یک نکته/103) [علامه حلی می‏فرماید: هر کس قائل به قدم عالم باشد کافر است]

( اجوبة المسائل المهنائیّه/89)

حسن زاده آملی:
هر فعلی در عالم صورت می گیرد فاعلش اوست.( در محضر استاد حسن زاده، غرویان/8)

حسن زاده آملی:
هر یک از ممکنات، مظهر یک اسم از اسمای حقند، هر چند گفتن و شنیدن این سخن دشوار است ولی حقیقت این است که شیطان هم مظهر اسم یا مضلّ است! (انه الحق/ حسن288)

حسن زاده آملی:
تا به حال می‏گفتم لا تأخذه سنة و لا نوم حال می‏گویم مرا لا تأخذنی سنة ولانوم.
الهی، همه گویند: «خدا کو؟»، حسن گوید: «جز خدا کو؟»
الهی از من برهان توحید خواهند و من دلیل تکثیر.
الهی دو وجود ندارد، و یکی را قرب و بعد نبود.
الهی موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر است.
الهی تا حال تو را پنهان می‏پنداشتم، حال جز تو را پنهان می‏دانم.
دی دلیل بر اثبات خالق طلب می‏کردم، و امروز دلیل بر اثبات خلق می‏خواهم.
الهی نامه، چاپ اول1- علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه/46


* * *

استاد جوادی آملی:
موجود ازلی مطلق و غیر محدود یکی بیش نیست، پس در اینجا غیری در کار نیست تا با او تباین داشته باشد.
علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه/46


استاد جوادی آملی:
لا جبر و لا تفویض از باب سالبه بانتفاء موضوع است. [یعنی اصلاً انسانی وجود ندارد تا مختار باشد یا مجبور]
علی بن موسی الرضا و الفلسفة الهیة/ 88

استاد جوادی آملی:
وی (یعنی ملاصدرا) نه تنها درباره‏ی برخی از مسائل عمیق فلسفی نوآوری داشته است بلکه با تحقیق در پیرامون حقیقت هستی و انتقال از دالان تاریک اصالت ماهیت به صحنه‏ی وسیع اصالت وجود و سیر به سمت تشکیک آن و تحول فکری عمیق همراه با شهود از وحدت تشکیکی به وحدت شخصی آن، فلسفه را کامل کرده است و او را رسد که بگوید: «الیوم اکملت لکم عقلکم واتممت علیکم نعمتی» زیرا عبدصالح (یعنی ملاصدرا!!!) که به قرب نوافل بار یافت همه ی مجاری فکری او را خدای سبحان تأمین می‏فرماید.
شرح حکمت متعالیه اسفار اربعه /102

استاد جوادی آملی:
إن غیر المتناهی قد ملأ الوجود کله ... فأین المجال لفرض غیره: یعنی همانا نا متناهی تمام وجود را پر کرده است، پس چگونه جایی برای فرض غیر او خواهد ماند؟
علی بن موسی الرضا و الفلسفة الاهیة/36

استاد جوادی آملی:
کل ما عداه فهو فیضه، فلا یکون أمرا مبائنا عنه: یعنی هر چه غیر خدا باشد رشحه ذات اوست پس جدا از او نمی‏باشد.
علی بن موسی الرضا و الفلسفة الالهیة/ 39

استاد جوادی آملی:
انسان چیزی جز وجود مجازی نیست مثل اسناد جریان آب به ناودان [که می‏گویند ناودان جاری شد] زیرا وجود ممکنات وجود مرآتی است که در خارج وجودی ندارند (مثل صور اشیاء در آئینه) پس در این صورت معنای لا جبر و لا تفویض در مورد انسان، از باب سالبه به انتفاء موضوع است [یعنی اصلاً زیدی وجود ندارد تا این که مجبور باشد یا مختار]
علی بن موسی الرضا و الفلسفه الهیه/88


* * *

داوود صمدی آملی:
فيلسوف و عارف هر دو قائل به وحدت وجود هستند... تمام انبياء و ائمه و همه حجج و رسولان الهي فيلسوفند و اينان فلاسفه اصلي‏اند.
انسان قابليت رسيدن تا مقام ذات را دارد، و چون مي‏بيند که نمي‏تواند آن ذات را پايين بياورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا مي‏رود و او مي‏شود.
شرح نهاية الحکمة/ 47

داوود صمدی آملی:
مراد ما از وحدت وجود، عینیت وجود زمین و وجود آسمان با وجود حق متعال است.
شرح نهایة الحکمه/ 115

داوود صمدی آملی:
نه تنها نمی‏خواهیم از معلول به علت برسیم بلکه قصد نداریم از علت به معلول هم راه یابیم به دلیل این که ما اصلاً معتقد به علت و معلول جدا نیستیم.
شرح نهایة الحکمه/110 و 111

داوود صمدی آملی:
وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حیوانات و انسان‏ها است، یعنی ما دو وجود نداریم، بلکه هر چه هست یک وجود است که در قوالب و اندازه‏های گوناگون ظهور کرده است نه این که وجود زمین غیر از وجود آسمان، و وجود آسمان غیر از وجود حق متعال بوده باشد.
شرح نهایة الحکمه1/ 1341- شرح نهایة الحکمه/ 15

داوود صمدی آملی:
از آنجا که حقايق هستي بي‏منتها است پس فهم حقايق اشياء نيز بي‏منتها بوده و همچنان ادامه دارد. يا نبايد الف را به زبان آورد همچون سوفسطائیها که اصلا قائل به موجود بودن خود نيستند، و يا اين که به محض اقرار نمودن بدان بايد آن را ادامه داد. و چه راحت است که از همان ابتدا سوفسطي بشويم و بگوييم اصلا الفي نداريم. و چه عجيب است که بالاخره همه ما در اين مسير بايد سوفسطي شويم و بگوييم نه ما هستيم و نه ديگران هستند. فقط خداست و خدا. حرف اول و آخر خدا است، و خدا است دارد خدايي مي‏کند. از آن به بعد ديگر انسان هيچ نگراني ندارد و راحت مي‏شود.
شرح نهایة الحکمه/ 15


* * *

آیت الله سبحانی:
وجود معلول به وجود علت آفریننده‏ی خود قیام دارد و هر چیزی که این گونه باشد از وجود علت خود خارج نیست... پس لازمه‏ی وارد شدن در دایره‏ی وجودی آن و خارج نبودن از آن، این است که همه‏ی اشیاء در ذات او حضور داشته باشند.
تلخیص الهیات (علی ربانی گلپایگانی)/128 و 129 به نقل از فراتر از عرفان /111

محمد حسین طهرانی:
من نگفتم این سگ خداست. من گفتم: غیر از خدا چیزی نیست ...
روح مجرد، 515

محمد حسین طهرانی:
تمامی محسوسات، هیچ و پوچند!
روح مجرد/448

حسین عشاقی:
هر آنچه موجود است از آن جهت که موجود است چیزی جز ذات حق نیست، و اصلا چیزی جز ذات خداوند و تجلیات او در پهنه هستی موجود نیست.
برهان های صدیقین/2


* * *


غیر از خدا، در دو جهان هیج چیز نیست هیچ نگو که غیر، که آن هیچ نیست
این کـمـر هسـتی موهـوم را چون بگشایی، به میان هیچ نیست

* سایر عرفای ایران نیز، غالباً این نظر را داشته‏اند؛ برای مثال نعمت الله ولی، تعریفی از عالم ارایه داده و آن را در واقع نقش و خیالی خوانده و تأکید دارد که معنی اصلی این قضیه را محققان می‏دانند زیرا افراد معمولی این گفته‏ها را صرفاً به این معنی دانسته‏اند که دنیا ارزشی ندارد و زود گذر و نباید به آن دل بست.

نعمت الله ولی:
نقش و خیالی است، که عالم خوانند معنی سخن، محققان می‏دانند

خواندن 241 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز952
دیروز1040
این هفته1992
این ماه30904
جمع بازدیدها598925

1397-02-04
Top