ماهیت فلسفه و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

**ماهیت فلسفه و عرفان **

آیا عالم آفریده خداوند است ؟! یا این که خود خداوند به صورت زمین و آسمان و انسان و جن و فرشته و سنگ و چوب و ... پیوسته در رقص و نمود و تجلی و ظهور است؟ در این باره به طور کلی دو دیدگاه وجود دارد :
1) دیدگاه فلاسفه و عرفا : جز وجود خداوند هیچ وجودی در کار نیست ، شو خداوند متعال هیچ چیزی خلق نکرده است ؛ حتی وجود شیطان هم غیر وجود خدا نیست .
2) عقیده مکتب برهان و وحی : جهان هستی ، غید وجود خداوند متعال است و همه ی اشیاء مخلوق و افریده او می باشند ، و مخلوقات ، نه پدید آمده از ذات خداونداند و نه مرتبه یا جلوه یا اجزاءیا تعین وجود او .

نمونه هایی از سخنان فلاسفه و عرفا :

* ان الحق المنزه هو خلق المشبه: همانا خداوند منزه ، همان خلق دارای همانند است !
(وحدت از دیدگاه عارف و حکیم ، حسن زاده ، حسن ،76، به نقل از ابن عربی)
*سبحان من اظهر الاشیاءو هو عینها : منزه ان که اشیاءرا ظاهر کرد ، و خود عین انها است . (فتوحات ابن عربی ،2/459)
*او به صورت خلق خود می لاشد ، بلکه عین هویت و حقیقت خلق خود است .
(فصوص الحکم ، ابن عربی،2/459)
* انها {الذات الالهیة}هی الظاهرة بصورة الحمارو الحیوان: تحقیقاً ان {ذات الهی} به صورت الاغ و حیوان ظاهر است !(شرح قیصری بر فصوص الحکم ،252)
* هنگامی که ما خداوند را شهود می کنیم خودمان را شهود کرده ایم ،زیرا ذات ما عین ذات اوست ، هیچ مغایرتی بین ان دو وجود ندارد جز این که ما متعینیم و او مطلق ....؛ و هنگامی که او ما را شهود می کند ، ذات خودش را – که تعین یافته و به صورت ما در امده و ظهور کرده است – مشاهده می کند . (شرح فصوص الحکم ،389)
* الحق هو المشهود ، والخلق موهوم : ان چه دیده می شود همان حق است ، و خلق وهم وخیال می باشد (شرح فصوص الحکم ،444)
*تمامی محسوسات هیچ و پوچند !(روح مجرد ، حسینی تهرانی ،محمد حسن،448)
* تعین و تمیز متمیز محیط و شامل به مادونش ،چونت تمیز کل از ان حیث است که کل است ...و نسبت حقیقة القائق با ماسوای مفروض چنین است .(وحدت از دیدگاه عارف و حکیم،تعین اطلاقی و احاطی به بیان کمل اهل توحید ، حسن زاده ، حسن )
*تمثیلی که به عنوان تقریبت در تشکیک اهل تحقیق می توان گفت اب دریا و شکن های اوست که شکن ها مظاهر اب اند و جز اب نیستند ، و تفاوت درعظم و صغر امواج است نه دراصل ماء .(یازده رساله فارسی ، حسن زاده ، حسن ، رساله انه الحق ،277)
*هر یک از ممکنات ، مظهر یک اسم از اسمای حق اند ، هر چند گفتن و شنیدن این سخن دشوار است ولی حقیقت این است که شیطان هم مظهر اسم «یا مضل» است !(یازده رساله فارسی ، حسن زاده ، حسن ،288، به نقل از رساله شعرانی)

*ان العارف من یری الحق فی کل شی ء بل یراه عن کل شی ء: عارف کسی است که حق را در همه چیز ببیند ؛ بلکه عارف او را عین هد چیز می بیند . (فصوص الحکم ، ابن عربی192)

* انان که طلب کار خدایید خدایید
بیرون ز شما نیست شمایید شمایید
ذاتید و صفاتید و گهی عرش و گهی فرش
در عین بقایید و منزه ز فنایید (مولوی)

*معیت حق سبحانه با بنده نه چون معیت جسم است با جسم بلکه چون معیت آب است با یخ ، وخشت با خاک . (روجی ، شمس الدین محمد:مجله معارف ، ش44)
*من نگفتم :«این سگ خداست» من گفتم :«غیر از خدا چیزی نیست»...وجود بالاصالة و حقیقة الوجود در جمیع عوالم ...اوست تبارک و تعالی (روح مجرد ، حسینی تهرانی ، محمد حسین ، 515)
*همه عالم خود اوست و همه با وی قائمند ...و او را در هر جا به نوعی تجلی و ظهور است . (شرح گلشن راز لاهیجی،ص 158)
*واجب الوجود کل الاشیاء، لا یخرج عنه شی ء من الاشیاء : واجب الوجود همه چیز از او بیرون نیست .(همان ،2/ 368)
*هو وجود الاشیاء کلها :خداوند ،وجود و هستی همه چیزها می باشد . (شرح اصول کافی ، ملاصدرا، شرح حدیث اول از باب اول)
*غیر متناهی که صمد حق است به حیث که لا یخلو منه شی ء و لا یشذ منه مثقال عشر عشر اعشارذزة ...(انه الحق ، حسن زاده ، حسن ، 46)
*رجعت العلیة و الافاضة الی تطور المبدأالاول بأطواره : معنای علیت و افاضه خداوند به این باز می گردد که خود او به صورت های مختلف و گوناگون در می اید .(مشاعر ، ملاصدرا ، 83)
*کل ما عداه فهو فیضه ،فلا یمون امرا مبائنا عنه : هر چیز غیر خدا باشد رشحه ذات اوست ،پس جدا از او نمی باشد .(جواد املی ،عبدالله :علی بن موسی الرضاعلیه السلام و الفلسفه الالهیه ،39)
*ان غیر المتناهی قد ملا الوجود کله ...فأین المجال لفرض غیره : همانا نامتناهی تمام وحود را پر کرده است ، پس چگونه جایی برای فرض غیراوخواهد ماند ؟(همان ،36)
*من و ما و تو و او هست یک چیز که در وحدت نباشد هیچ تمییز (شبستری)
*چون به دقت بنگری چه در دار وجوب است و بحث در امکان برای سر در گمی است !(حسن زاده املی ،حسن ، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ،107)
وحدت وجودیان معتقدند که هر چیزی به تنهایی محدود به حدی است ، و مجموعه اشیا به طور نامحدود و نامتناهی وجود خداوند را تشکیل وی دهند . پاسخ این اندیشه نادرست این است که «تناهی و عدم تناهی» ، صفت اجسام بوده ، و مانند «ملکه و عدم» خاصیت موجود دارای قابلیت زیاده و نقصان است ،در حالی که خداوند متعال مباین با چنین موجودی بوده ، ذاتاً قابل اتصاف به «تناهی و عدم تناهی» نمی باشد . تناهی و عدم تناهی هیچ معنایی غیر از کوچکی و بزرگی و کمتری و بیشتری ندارد . – گذشته از این که حقیقتی که ذاتاً مقداری و قابل زیاده و نقصان است ، در هر حدی که موجود شود باز هم محدود خواهد بود، و هرگز نامتناهی نمی شود .(البته اعتقاد به موجود نامتناهی ای که هم «جزءو کل » نداشته ، ذاتاً قابل زیاده و نقصان نباشد و هم همه ی جیزها – کل الاشیاء –باشد به خودی خود متناقص است ).
*امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «لیس بذی کبر امتدت به النهایات فکبرته تجسیما، و لا بذی عظم تناهت به الغایات فعظمته تجسیدا ، بل کبر شأنا و عظم سلطانا» (نهج البلاغه ، خطبه 185،بحارالانوار،4/ 261)
بزرگی او این گونه نیست که جوانب مختلف ،وجود او را به اطراف کشانده باشد و گرنه تواو را تنها جسمی بزرگ انگاشته ای ؛و عظمت او چنان نیست که همه اطراف به او پایان یافته باشند وگرنه در این صورت تو او را تنها جسدی بزرگ پنداشته ای فن بلکه او دارای بزرگی شأن و عظمت سلطنت است .

*امام جواد علیه السلام می فرمایند : «همانا جز خداوند یگانه همه چیز دارای اجزاءاست ، و خداوند یکتا نه دارای اجزاء بوده یا قابل تصور به پذیرش کمی و زیادی باشد مخلوق است و دلالت بر این می کند که او را خالقی می باشد» (التوحید، 193؛ کافی،1/ 116؛ بحارالانوار،4/153)

*امام صادق علیه السلام می فرمایند :«همانا خداوند تعالی جدا از خلقش ، و خلقش جدا از اومی باشد،و هر چیزی که نام شی ء بر ان توان نهاد مخلوق است مگر خداوند عزوجل .و خداوند افریده همه چیز است ،بس والا ست ان که هیچ چیز مانند او نیست»(کافی ،1/83)

 

خلاصه مدعای وحدت وجودیان این است که :

تفاوت وجود افریدگار و معبود عالمیان با افریده های او مانند تفاوت اجزای یک شی ء با کل ان، و مانند نسبت تین کل دریا با تکتک امواج ان است .بنابر این حقیقت وجود خالق چیزی جز وجود کل اشیاء و خصوصیات ان ها نبوده ، و تفاوت ان دو تنها از جهت اطلاق و تقیید است .

نقد و اشکال

ذات خداوند متعال بر خلاف اشیای دارای اجزاء بوده، و فراتر از ان است که به ویژگی ها و ضفات و خصوصیات مخلاقات خود – که دارای اجزاء و قابل زاده و نقصان می باشند – وصف گردد. تقسیم صحیح این است که گفته شود :
1- موجود مخلوق و حادث ، که دارای اجزاء مختلف می باشد .
2- موجود فراتر از داشتن جزء و کل و مقدار و عدد.در مورد قسم دوم –که همان ذات اقدس خداوند است – تصور جزء و کل ، و مزاحمت وجودی با سایر اشیاء کاملاً نادرست است ، زیرا او – جل و اعلا – موجودی است فرا تر از داشتن زمان و مکان و شکل و صورت و امتداد و اجزاء.


www.daralsadegh.net ، این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

09373313519:انتقادات ،سؤالات ، پیشنهادات و مناظره

خواندن 496 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1228
دیروز993
این هفته4999
این ماه30832
جمع بازدیدها378835

1396-09-02
Top