تلازم تولّی و تبّری / آیت الله حاج شیخ جواد کربلایی

بسیاری از احادیث دلالت داشت بر این که دوست‌داران امیرالمؤمنین علیه السلام اهل نجات و اهل بهشت هستند. جمع این دسته احادیث با حدیث حضرت امیرعلیه السلام که فرمودند: «سیزده فرقه از آن هفتاد و سه فرقه، خود را به محبت و مودّت من نسبت می‌دهند؛ یک فرقه از آن سیزده فرقه در بهشت است و آن‌ها «نمط و اوسط»، یعنی میانه‌ رو و دوازده فرقه دیگر در آتشند»، جمع آن دسته احادیث با این حدیث شریف که به صراحت می‌فرماید که دوازده فرقه از این سیزده فرقه که مرا دوست دارند [علی علیه السلام را دوست دارند] در آتش هستند، چگونه است؟

بدون تردید ولایت ائمه علیه السلام با دو شرط سبب نجات است، یکی عقیده‌مندی به امامت و اين که ائمه علیه السلام خلفای رسول صلی الله علیه و آله و سلم و واجب الاطاعه هستند. و دوم شرط است به تبرّی و بیزاری از دشمنان و ستم‌گران به اهل‌بیت.

برای روشن شدن و اثبات این امر روایاتی نقل می‌شود. در کتاب «بحار» از تفسیر عیاشی از ابوحمزه ثمالی روایت نموده که گفت:

حضرت باقرعلیه السلام به من فرمود: «اي ابوحمزه! عبادت خدا را کسی می‌کند که خدا را بشناسد و اما کسی که خدا را نشناخت پس مثل این است که در حال گمراهی عبادت می‌کند.»

عرض کردم: معرفت خدا چیست؟ فرمود: «خدا و رسول‌الله را تصدیق کن، به حضرت امیرعلیه السلام و ائمه هدی بعد از آن حضرت اقتدا کن و از دشمنان آن‌ها بیزاری جوی؛ این است معرفت خدا.»

عرض کردم: ـ اصلحک الله ـ چه چیزی است که اگر آن را بدانم، حقيقت ایمان را کامل کرده‌ام؟ فرمودند: «دوست داشتن اولیای خدا و دشمنی با دشمنان خدا و اين که با صادقان باشی همچنان که خدا تو را امر کرده.»

عرض کردم: اولیا و دوستان خدا و دشمنان خدا کیانند؟ فرمودند: «دوستان خدا، محمّد رسول‌الله و علی و حسن و حسین و علی بن الحسینعلیه السلام هستند، سپس امر به ما رسیده (یعنی امر امامت و دوستی حق تعالی) سپس پسرم جعفر» و اشاره فرمودند به حضرت جعفرعلیه السلام در حالی که آن حضرت نشسته بودند. بعد فرمودند: «کسی که با این‌ها دوستی کند به تحقیق با اولیاءالله دوستی کرده است و چنین شخصی با صادقین می‌باشد، آن‌سان که خدای تعالی وی را امر نموده است.»

عرض کردم: دشمنان خدا کیستند؟ فرمودند: «اونان اربعه (بت‌های چهارگانه)» عرض کردم: آنان کیانند؟ فرمودند: «ابوالفصیل و رمع و نعثل و معاویه و هرکس که متدیّن به دین آن‌ها نشود، و با آن‌ها دشمنی کند به تحقیق با دشمنان خدا دشمنی کرده است.»

مراد از ابوالفصیل «ابوبکر» است که به این کنیه ذکر می‌شود. و مراد از رمع که مقلوب عمر می باشد، همان «عمر» است و مراد از نعثل «عثمان» است؛ چنانچه در لغت هم به این تفسیر اشاره شده است.
این حدیث شریف ظهور کامل دارد که دوستی ائمه اطهارعلیه السلام به معنی بودن با صادقان است و دشمنی با این چهار نفر دشمنی با دشمنان خداست. و واضح است که علمای اهل‌سنّت مانند محی‌الدّین عربی و ابن ابی‌الحدید و ...، دشمنی با این چهار نفر ندارند، بلکه دوست آن‌ها هستند، چنانچه از کلمات‌شان کاملاً ظاهر است و از این حدیث شریف نیز استفاده می‌شود که معرفت و عرفان الله بر دوستی ائمه علیه السلام و بر دشمنی با دشمنان آنان بستگی دارد، و آن چهار نفر سردمداران دشمنان ائمه هستند و معرفت حق تعالی بدون دشمنی با این چهار نفر و پیروانشان تحقق ندارد.

پس آن‌هایی که اهل عبادت و رهبانیت شدند و خود را به دین پیغمبر بستند ولی دشمن دشمنان اهل‌بیت نشدند، این‌ها از صدّیقین نیستند و دوستی آن‌ها به صورت ظاهر نیست به ائمهعلیه السلام چنانچه از کلمات‌شان ظاهر است، سودی برای نجات آن‌ها ندارد، و نیز اشاره خواهیم کرد محبت به اهل‌بیت بدون دشمنی با دشمنانشان معنی ندارد. چون دوست حقیقی آن است که با دشمن محبوب خود دشمن باشد والاّ در دوستی او خلل است.

و اگر دوستی حقیقی با ائمه علیه السلام به واسطه‌ی عارض شدن بعضی از امور برای فردی از آنان تحقق یافت، یا این محبت سبب می‌شود که دشمن شوند با دشمنان اهل‌بیت و محبتشان کامل شود یا این که محبت به اهل‌بیت علیه السلام سبب تخفیف عذابشان در آخرت گردد. اما این که با محبت نمودن به دشمنان اهل‌بیت باز هم به بهشت بروند، هرگز چنین نخواهد شد، چنانچه به این معنی اشاره نمودیم.

ابن ادریس(ره) در اواخر «سرائر» حدیثی از سماعه نقل می‌کند که او می‌گوید: شنیدم از اباعبداللهعلیه السلام که می‌فرمودند: «روز قیامت رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین و حسن و حسینعلیه السلاماز کنار آتش مرور می‌کنند ناگاه فردی از میان آتش صیحه می‌زند: یا رسول‌الله اغثنی، به دادم برس، ای رسول خدا! (سه مرتبه تکرار کرد). پس جوابش نمی‌دهند»، فرمودند: «پس ندا می‌کند: یا امیرالمؤمنین! به دادم برس، (سه مرتبه). پس جوابش نمی‌دهند.» فرمودند: «پس ندا می‌کند: یا حسین! یا حسین! یا حسین! به دادم برس، من قاتل دشمنان توام.» فرمودند: «پس پیامبر به حسین علیه السلام می فرمایند به درستی که حجّت آورد برای شما.» فرمودند: «پس حسینعلیه السلام سرازیر می‌شود به سوی آن ندا کننده به مانند باز تندرو؛ پس او را بیرون می آورد از آتش.» راوی می‌گوید: پس عرض کردم به اباعبدالله علیه السلام: چرا مختار به آتش معذّب شد با این که قاتلان سيدالشهداءعلیه السلام را بکشت؟ حضرت فرمودند: «همان مختار محبتی نسبت به آن دو نفر ـ ابوبکر و عمر ـ در قلبش داشت؛ قسم به خدایی که محمّد را به حق مبعوث به رسالت نمود اگر جبرئیل و میکائیل هم محبتی به آن دو داشته باشند حق تعالی آن دو را نیز با صورت به آتش خواهد افکند.»

حقیر می‌گویم از این حدیث شریف ظاهر است که کسی به منزلت جبرئيل و میکائیل حتی مقدار کمی محبت به آن دو نفر ـ ابوبکر و عمر ـ داشته باشد، حق تعالی او را به جهنم می‌اندازد. و همین محبت کم به آن دو نفر در قلب مختار سبب شد که به جهنم برود تا پاک شود و چون به سید الشهداءعلیه السلام عقیده‌ مند بود خدای تعالی او را نجات داد.

و نیز از این حدیث معلوم می‌شود که مختار به حقانیّت سیدالشهداءعلیه السلام عقیده‌مند بود و به آن حضرت محبت داشت، لذا سبب نجاتش شد. و محبت او به آن دو نفر ولو کم بوده، محبت حقیقی نبوده، لذا به واسطه‌ی رفتن به آتش محو شده و این آتش کفّاره آن مقدار کم از محبت به آن دو نفر در زمان کمی شده و به واسطه‌ی کشتن دشمنان و قاتلان سیدالشهداءعلیه السلام خدای تعالی او را هدایت کرده و محبت او را به اهل‌بیت کامل نموده است.

نتیجه این که محبت اهل‌بیت با محبت دشمنان آن‌ها جمع نمی‌شود و چنین محبتی موجب نجات نیست تا این که به مرتبه‌ای برسد که دشمن دشمنان اهل‌بیت علیه السلام شود.

علامه مجلسی احادیثی در «بحار» ج 27 از ص 51 تا صفحه 63 از تفسیر قمی نقل فرموده است. در روایت ابن الجارود از ابوجعفرعلیه السلام در تفسیر قول خدای تعالی «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه» یعنی: خدای تعالی در باطن هیچ فردی دو دل قرار نداده است؛ فرمودند: اما دوست ما خالص می‌گرداند محبت به ما را همچنان که طلا به واسطه‌ی آتش خالص و پاک می‌شود به طوری که در آن طلا هیچ ناخالصی نیست. کسی که می‌خواهد بداند محبت ما را ـ یعنی بداند محبت خالص خود را به ائمهعلیه السلام ـ پس دل خویش را امتحان کند، پس اگر در محبت ما محبت دشمن ما را شریک قرارداده، او از ما نیست و ما از او نیستیم و خدای تعالی دشمن این گونه کسان است و جبرئیل و میکائیل و خدا دشمن کافران هستند.

از این حدیث شریف استفاده می‌شود کسی که هم ائمه و هم دشمنانشان را دوست بدارد بی‌فایده می باشد، و معلوم است که علمای اهل‌سنت مانند محی‌الدین و امثال او در عین این که مدعی هستند ائمه را دوست دارند، مع ذلک اظهار می‌دارند و اقرار می‌کنند به محبت خلفای ثلاثه؛ جمع بین این دو محبت نمی‌شود. پس آن‌ها از صدیقین نیستند و در امتحان صدیقین مردود و ساقط هستند. بلکه از فرمایش حضرت علیه السلام ظاهر است که دوستی دشمنان اهل‌بیت موجب کفر است، چنانچه در بحار ج 27 از امالی صدوق از حضرت صادق جعفر بن محمدعلیه السلام روایت می‌کند که فرمودند: «همنشینی با کسی که عیب جویی و عیب گویی می‌کند از ما ـ ائمهعلیه السلام ـ یا این که مدح کند کسی را که دشمنی با ما دارد، یا صله کند با کسی که با ما قطع صله کرده، یا قطع صله کند از کسی که با ما صله کرده، یا دوستی کند با کسی که دشمنی با ما دارد، یا دشمنی کند با کسی که با ما دوستی دارد، پس به تحقیق چنین کسی کفر ورزیده به آن که فرو فرستاده سبع مثانی و قرآن عظیم را ـ خدا ـ .

محی‌الدین و امثال او از علمای اهل‌سنت دشمنان اهل‌بیت را مخصوصاً خلفای ثلاثه را مدح می‌کنند و از علمای شیعه و شیعیان به واسطه‌ی محبت و عقیده‌مندی آن‌ها به ائمه‌ی اطهار دوری می‌جویند، پس به حکم این حدیث شریف این گونه اشخاص همراه با کفار هستند باطناً و از صدیقین نیستند و اگر محبت به ائمه‌ی اطهارعلیه السلام بورزند محبتشان موجب نجات آن‌ها نیست، به واسطه‌ی دوستی آن‌ها با دشمنان اهل‌بیتعلیه السلام.

و نیز در «بحار» جلد 27 از «ثواب الاعمال» صدوق(ره) به سندش از ابو جعفرعلیه السلام روایت می‌کند که فرمودند: «کسی که نشناسد و نداند بدی آنچه را که از ظلم و از بین بردن حق ما به ما وارد شد و آنچه را که ما به آن مبتلا شدیم از آن ظلم‌ها و ستم‌ها، پس چنین شخصی شریک است با کسی که وارد ساخت بر ما در آنچه که بر سر ما آمد و ما به آن گرفتار شدیم؛ یعنی شریک در گناه است با کسی که بر ما استیلا یافت و به سبب او ستم‌ها و ظلم‌ها به ما رسید. و معلوم است که اغلب علمای اهل‌سنت، منکر ظلم و ستم دشمنان بر ائمه هستند، مانند ابن ابی‌الحدید که منکر ظلم و ستم خلیفه دوم بر حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیه السلام است. او می‌گوید: این‌ها گناه صغیره و قابل آمرزش است.

یاللعجب! هجوم به خانه علی و فاطمه علیه السلام و قصد آتش زدن خانه فاطمه زهرا و سوزاندن در خانه که از خود اهل‌سنت هم نقل شده، این‌ها گناه صغیره است و قابل عفو! پس چه گناهی کبیره است؟!
خلاصه اغلب علمای اهل‌سنت ستم‌های دشمنان اهل‌بیت از بنی‌امیه و بنی‌عباس را نسبت به اهل‌بیت علیه السلام ظلم و ستم نمی‌دانند و در نظر آن‌ها هیچ اهمیتی ندارد، پس آن‌ها با این روحیه شریک دشمنان اهل‌بیت در گناه این ظلم‌ها و ستم‌ها هستند. و اگر اظهار محبت کنند این محبت نجات دهنده آن‌ها نیست.

از حضرت رضاعلیه السلام روایت شده که فرمودند: «کمال دین، ولایت ما و بیزاری از دشمنان ماست.»

بهترین حدیثی که بیان می‌کند دوستی ائمهعلیه السلام بدون دشمنی با دشمنان آن‌ها نجات دهنده نیست، حدیثی است که در «بحار» از کنز الکراجکی به سندش از سلیمان اعمش از حضرت جعفر بن محمد از آبائشان از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل می‌کند که فرمودند: «رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: ای علی! تو امیر مؤمنینی و امام متقینی! ای علی! تو سیّد اوصیا و وارث علم انبیا و بهترین صدیقینی و افضل سابقینی! ای علی! تو شوهر سیّده زنان عالمینی، و خلیفه‌ی بهترین پیامبری؛ ای علی! تو مولای مؤمنینی و حجت بعد از من بر همه‌ی مردمی. بهشت واجب شد بر کسی که تو را دوست داشت و ولایت تو را پذیرفت. و رفتن به جهنم واجب شد بر کسی که دشمنی کرد با تو. ای علی! قسم به آن کسی که مرا مبعوث داشت به نبوت و مرا بر تمام خلق برگزید (خدای متعال)، اگر بنده‌ای خدای را هزار سال عبادت کند ـ خدا ـ از او قبول نمی‌کند مگر به ولایت و محبت تو و به ولایت و محبت ائمه از اولاد تو و به درستی که ولایت تو قبول نمی‌شود از کسی مگر به بیزاری از دشمنان تو از دشمنان ائمهعلیه السلام از اولاد تو. جبرئیل مرا به این امر خبر داد؛ پس هر کسی خواست ایمان آورد و هر کسی خواست کفر ورزد.»

این حدیث نیز صراحت دارد بر این که محبت به ائمه: بدون دشمنی با دشمنانشان مقبول حق تعالی نیست، و معلوم است علمای اهل‌سنت دشمن دشمنان اهل‌بیت نیستند، مخصوصاً دشمن خلفای ثلاثه، بلکه به آن‌ها محبت می‌ورزند. پس اظهار محبت آن‌ها به اهل‌بیتعلیه السلام بدون دشمنی با دشمنانشان سودی ندارد.

فصلنامه نورالصادق شماره ی 8

خواندن 100 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1357
دیروز1457
این هفته5973
این ماه34376
جمع بازدیدها284663

1396-06-30
Top