سخنرانی حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی

سخنرانی حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی
به مناسبت ایام محرم در جمعی از عزاداران حسینی اصفهان
محرم الحرام 1429 هـ.ق

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربِّ العالمین حمداً ازلیّاً بابدیَّته، و ابدیّاً بازلیَّته، سرمداً باطلاقه متجلّیاً مرایا آفاقه، و الصَّلوة و السَّلام علی سیِّد انبیائه البشیر النذیر و السراج المنیر سیِّدنا احمد و نبیِّنا ابی‌القاسم محمَّد، و اللَّعن الدّائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدّین.
قال الله الحکیم فی کتابه الحکیم و مبرم خطابه العظیم: «و انَّ هذا صراطی مستقیاً فاتَّبعوه»[1]

انسان در زندگی باید هدف داشته باشد و این هدف باید مقدس باشد و الاّ تمام زندگی‌اش بر باد می‌رود. به هر حال اگر انسان عاقل باشد و فکر کند که هر لحظه از لحظات عمرش چقدر ارزش دارد و چقدر در این عالم باید عوامل دست به دست هم دهد، تا انسان یک لحظه نفس بکشد. به گفته‌ی سعدی:


ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

ملاحظه بفرمایید! چقدر نیرو باید صرف شود و چقدر قدرت باید مصرف شود و چقدر از مواد باید مصرف شود تا این که انسان لقمه نانی بخورد. بنابراین انسان باید ارزش خودش و وقتش را بداند.
اگر انسان عاقل باشد باید هر چه بیشتر تلاش کند تا خود را به مرحله‌ی کمال برساند. این انسان اگر به فکر خودش نباشد بنا بر تعبیر قرآن: «اولئک کالانعام بل هم اضلُّ»[2].
اگر به فکر تکامل و رشد در زندگی نیفتد مثل حیوانات یک عمر، می‌خورد و می‌خوابد و درجا می‌زند. ما به دنیا نیامده‌ایم تا مثل حیوانات زندگی کنیم، ما انسان‌هایی هستیم که تمام مخلوقات برای ما آفریده شده‌اند؛ «الَّذی جعل لکم الارض مهداً»[3] زمین گهواره‌ای است برای شما؛ «هو الَّذی خلق لکم الارض جمیعاً»[4] آنچه در زمین است از جمادات و نباتات و حیوانات تمام این‌ها را خدا برای ما خلق کرده است.
ما موجوداتی هستیم که می‌توانیم اوج بگیریم، تا جایی که ملائکه هم نتوانند با ما همراه باشند. جبرئیل امین به پیامبر9 عرض کرد: «اگر من به اندازه‌ی یک سر انگشت بالاتر بیایم بال و پرم می‌سوزد».
انسان جایی راه می‌رود که ملائکه نمی‌توانند راه داشته باشند. بعد قرآن می‌فرماید: «والشَّمس و القمر و النُّجوم مسخَّراتٍ بامره»[5].
این عالم افلاک (ستارگان، ماه و خورشید) تمام این‌ها برای شما آفریده شده است. این آسمان به این عظمت، این کهکشان‌های لایتناهی که هنوز هیچ انسانی نتوانسته عمق آن‌ها را پیدا کند، تمام این‌ها برای وجود انسان است، اینقدر یک انسان ارزش دارد. بنابراین یک انسان باید چه کند تا ضایع نشود؟‍!
«انّ الانسان لفی خسر* الاّ الَّذین آمنوا و عملوا الصّالحات *ِ»[6] اگر راه تکامل را پیش نگیرد زیان کرده، نیروها را تلف کرده و به نتیجه و هدف هم نرسیده است.
حال هدف چه باشد؟ هدف باید لایتناهی باشد؛ به این معنا که دریا را پیدا می‌کند و الاّ اگر از دریا منفصل شد یک قطره‌ای بی‌ارزش است. آن چیزی که لایتناهی است پروردگار است.
ما انسان‌ها می‌توانیم تلاش و جدیت کنیم تا فاصله بین خود و خدا را کم کنیم. قرب الی الله پیدا کنیم، چون ما کامل‌تر از خدا نداریم و به هر چیز که بخواهیم بپیوندیم خدا نیست و او هم یک موجود محدود است مثل خود ما، اگر بخواهیم خود را به یک امر لایتناهی پیوند بزنیم چیزی جز خدا پیدا نمی‌کنیم و خداوند چه زیبا می‌فرماید: «یا ایُّها الانسان انَّک کادحٌ الی ربِّک کدحاً فملاقیه»[7].
لقاء خدا یعنی چه؟ اگر کسی، دیگری را دید و آن هم آن کس را دید این ملاقات است، این لقاء است، بین الاثنینی است. ما خدا را نمی‌بینیم ولی خدا ما را می‌بیند پس باید کاری کنیم تا ما هم خدا را ببنیم با چشم دل، این لقاء حاصل می‌شود.
انسان کافر تا در این دنیاست این ابرهای تیره‌ی مادیّت بین او و خدا حائل می‌شود و نمی‌تواند خدا را با چشم دل ببیند، وقتی می‌میرد این پرده‌های مادّی کنار می‌رود، این شبهات و این استدلالات غلط کنار می‌رود و خدا را می‌بیند. این است که قرآن از مرگ به یقین تعبیر می‌کند: «و اعبد ربِّک حتّی یاتیک الیقین»[8] وقت مرگ، هیچ کس دربار‌ه‌ی خدا شک و تردید ندارد و آن‌جاست که به وجود باری تعالی یقین پیدا می‌کند ولی دیگر به درد او نمی‌خورد. پس باید قبل از این که پا به عرصه‌ی مرگ بگذاریم چشم دل باز کنیم و خدا را ببنیم.
«یا ایُّها الانسان انَّک کادحٌ الی ربِّک کدحاً فملاقیه»[9] خدا می‌فرماید: شما مرا می‌بینید! زحمت می‌خواهد، تلاش می‌خواهد، می‌بایستی عبادت کنی تا به قرب برسی. قرآن در آیه سجده‌ی سوره فصلت می‌فرماید: «سجده کن تا قرب پیدا کنی».
یعنی اگر می‌خواهی خدا را ملاقات کنی باید عبادت کنی و با ادامه‌ی عبادت است که می‌توانی آن حالت قرب و لقاء را به دست آوری. هدف روشن است ما نیامده‌ایم که بخوریم و بخوابیم و یک زندگی مادی را اداره کنیم. این‌ها هدف نیست چون حیوانات هم این چیزها را دارند. ما باید هدف بلندتری در حد بی‌نهایت داشته باشیم.
بین ما و خدا فاصله است و ما باید این فاصله را کم کنیم. هدف رسیدن به خداست، فاصله هم هست پس باید راهی پیدا کنیم و از آن راه آرام آرام خود را به خدا برسانیم. به نماز می‌ایستیم حمد و ثنای الهی را به جا می‌آوریم و هدفمان این است که دعا کنیم. سوره حمد را می‌خوانیم، اول آن مقدمه است برای دعا، عرض می‌کنیم:
«اهدنا الصِّراط المستقیم»[10] خدایا! بین ما و تو فاصله است، راهی هم هست که ما را به تو برساند منتهی این راه را تو باید به ما نشان دهی.
«صراط الَّذین انعمت علیهم»[11] راه کسانی که به آن‌ها نعمت دادی؛ «منظور نعمت ولایت مولای متقیان علی7 است که در روز غدیر خم خدا می‌فرماید: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیم نعمتی»[12] هر کس نعمت ولایت را دارد خداوند بزرگ نعمت را به او عنایت کرده است.»
خدایا ما می‌خواهیم راه کسانی را به ما ارائه دهی که نعمت را بر آن‌ها تمام کرده‌ای. راهی که گمراهان رفته‌اند و به خدا نرسیده‌اند را نمی‌خواهیم؛ راه کسانی را هم که بر آن‌ها غضب کرده‌ای نمی‌خواهیم؛ راه کسانی را می‌خواهیم که خدا به آن‌ها منت گذاشته و آن‌ها را متنعم به نعمت ولایت‌شان نموده‌ای. تا این جا خواسته‌ی ما معلوم شد، می‌خواهیم راهی را طی کنیم تا به خدا برسیم. بنابراین اگر کسی خواست راهی را برود نیازمند به اموری می‌باشد.
اول این که باید چشم داشته باشد تا راه را ببیند؛ آدمی که کور است نمی‌تواند راه را پیدا کند و ادامه راه بر او مشکل است.
دوم این که نور می‌خواهد؛ در هنگام شب راننده‌ای که می‌خواهد به مسافرت برود باید چراغ پر نور و قوی داشته باشد تا راه را بر او روشن کند.
سوم این که باید در راه امنیت باشد؛ اگر چنانچه راهزن در راه باشد نمی‌توان راه را ادامه داد آن‌ها مانع می‌شوند و نمی‌گذارند راه ادامه پیدا کند.
چهارم این که مرکب لازم است؛ اگر راه دور باشد باید از ماشین یا حیوانات یا کشتی و هواپیما و... استفاده کرد.
پنجم این که توشه لازم دارد؛ در شهر همه‌ی امکانات وجود دارد اما اگر انسان در بیابان ماند به چیزی دسترسی ندارد، پس باید آب و غذا و امکانات با خود ببرد و توشه‌ی راه داشته باشد.
ششم این که رفیق خوب داشته باشد. در روایت دارد: «الرَّفیق ثمَّ الطَّریق»[13] اگر خواستید به مسافرت بروید اول رفیق خوب پیدا کنید و بعد مسافرت را آغاز کنید. اگر این شرایط نباشد مسافرت یا امکان‌پذیر نیست یا بسیار دشوار است.
هفتم این که راهنما هم باید باشد. الآن می‌بینیم کسانی که می‌خواهند به مکه یا به عراق مشرف شوند، دلیل و همراه انتخاب می‌کنند. راه را بلد نیستند باید کسی باشد تا آن‌ها را ارائه طریق و هدایت کند تا گمراه نشوند.
وجود راهنما بسیار مؤثر است. سر سه‌راهی‌ها و چهارراهی‌ها تابلو لازم است تا راهنمایی کند از کدام طرف باید رفت تا به هدف رسید. اگر این‌ها نباشد معلوم نیست انسان به هدف مورد نظرش برسد.
ما در نماز خواستیم تا خدا ما را به راه راست هدایت کند، خدا هم این راه را نشان داده است. از زمان حضرت آدم7 تا الآن خدا به وسیله‌ی کتب اسلامی، انبیاء، اولیاء و اوصیاء این راه را نشان داده است. فقط در این راه خدا هست. پیغمبر9 می‌فرماید: «ان ربی علی صراط مستقیم»[14] در راه کج نمی‌توان خدا را پیدا کرد، اگر راه راست را رفتید به خدا می‌رسید.
از آن طرف می‌بینیم ابراهیم7 در صراط مستقیم است. ابراهیم7 به پدرش می‌گوید: «یا ابتا! پدرجان، من چیزهایی می‌دانم که تو آن‌ها را نمی‌دانی».
«یا ابت انّی قد جاءنی من العلم ما لم یاتک فاتَّبعنی اهدک صراطاً سویّاً»[15] ای پدر! مرا علمی آموختند که به تو نیاموختند، پس مرا پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.
در این راه حضرت ابراهیم7 است، در راه این پیغمبر اسلام9 هست. در قرآن به پیغمبر9 خطاب می‌کنند: «انَّک علی صراط مستقیم»[16] و از عجائب این است که در این راه شیطان نیز وجود دارد، در قرآن از قول شیطان می‌گوید، که شیطان به خدا گفت: «قال فبما اغویتنی لاقعدنَّ لهم صراطک المستقیم»[17] چون مرا گمراه کردی من نیز بندگانت را از راه راست گمراه می‌کنم. سر راه می‌نشینم و نمی‌گذازم بندگانت از این راه استفاده کنند و به هدف برسند بین تو و مردم فاصله می‌اندازم.
حالا می‌خواهیم ببینیم در این راهی که خدای متعال به ما ارائه کرده و می‌فرماید: «و یهدی من یشاءُ الی صراطٍ مستقیمٍ»[18] هرکس را بخواهم به راه راست هدایت می‌کنم. آیا شرایطی را که برای پیمودن راه است خدا این شرایط را قرار داده یا نه؟! خدا چشم داده یا نداده؟!
«الم نجعل له عینین * و لساناً و شفتین *»[19] آیا به تو چشم عطا نکردیم، و نگفتیم هر کجا را نگاه کن؟! حالا که به تو چشم دادیم؛ «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت»[20] سازمان آفرینش شتر را تماشا کن تا خدا را از طریق این مخلوق عجیب الخلقه بشناسی و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «فلینظر الانسان الی طعامه»[21] آدمی باید به قوت و غذای خود به چشم خرد بنگرد و روی آن فکر کند و خدا را از این طریق بشناسد.
خدای متعال می‌فرماید: انسان را مطالعه کن! ما او را از یک اسپرم گندیده آفریدیم.
«فانظر الی آثار رحمت الله»[22] دیده باز کن و آثار رحمت الهی را بنگر! پس خدا چشم را داده تا ببینیم.
گفتیم نور هم لازم است، خدا نور را هم برای ما قرار داده است؛ خداوند می‌فرماید: «فالَّذین آمنوا به و عزَّروه و نصروه و اتَّبعوا النُّور الَّذی انزل معه اولئک هم المفلحون»[23] خداوند قرآن را به عنوان نور به ما معرفی کرده است و می‌فرماید: کسانی که از قرآن تبعیت کنند به حقیقت رستگارند و راه را پیدا می‌کنند. چراغ راه، قرآن است و به وسیله‌ی آن می‌توان مسیر را طی کرد تا به خدا رسیده. خدا هم توشه معیّن کرده و می‌فرماید: «و تزودُّوا فانَّ خیر الزّاد التَّقوی»[24] اول دستور می‌دهد در مسیری که می‌روید توشه بردارید که مسیر بسیار طولانی و صعب العبور است. چه کنیم تا با یک توشه‌ی کافی مسیر را طی کنیم و به لقاء الله برسیم؟! بسیاری از موارد جوان‌ها پرسیده‌اند، چه کنیم تا خدا را بهتر بشناسیم؟ خوشحالم از این که بسیاری از جوان‌ها به فکر اصلاح خود افتاده‌اند.
جوانی را دیدم که مثل باران اشک می‌ریزد، پرسیدم: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: تا الآن هرگونه گناه و لذتی را مرتکب شده‌ام، اما فهمیده‌ام چقدر اشتباه کرده‌ام، می‌خواهم برگردم، راه را به من نشان دهید.
پس آن توشه‌ای که سازنده است تنها و تنها تقوا می‌باشد. تمام گرفتاری‌های ما مربوط به گناهان ما است و این هم در قرآن و هم در روایات آمده است. دائماً دم از گرفتاری و پریشانی می‌زنیم و یا دیگران را از گناه نهی نکردیم، نتیجه‌اش این گرفتاری‌ها و بلاهاست.
«و اتَّقوا فتنةً لا تصیبنَّ الَّذین ظلموا منکم خاصَّةً»[25] جوان‌ها! به داد خودتان برسید، از همین حالا تصمیم بگیرید گناه نکنید تا زندگی شاد و با نشاطی داشته باشید، بدبخت و بیچاره نشوید. از بیماری ننالید، از تنگی رزق ننالید، تقوی و پرهیز از گناه را تمرین کنید. البته نمی‌شود یک مرتبه تمام گناهان را ترک کرد، هر روز یکی از آن‌ها را کنار بگذارید.
فرض بفرمایید اهل دروغ هستیم، روزی ده دروغ می‌گوییم، تصمیم بگیریم روز اول یکی را کم کنیم، روز دوم دو تا، همین طور تدریجی آن را کم کنیم تا این پاکی و تقوا ملکه‌ی ما بشود و از این نکبت‌های دنیا راحت شویم. نمی‌دانید گناه چه بر سر انسان می‌آورد؛ این زندگی دنیا و آخرت ما را تیره می‌کند یک قدری به خود بیایید و خود را از عذاب خدا نجات دهید. پس بنابراین توشه‌ی راه را هم خدا در قرآن معین کرده.
و اما مَرکب این راه چیست؟ می‌خواهیم مسافرت برویم، وسیله می‌خواهیم. در درون دریا کشتی می‌خواهیم؛ بر روی زمین ماشین می‌خواهیم؛ در هوا هواپیما می‌خواهیم و خدا برای ما در همه‌ی موارد مَرکب قرار داده است. برای مَرکب دریا می‌فرماید: «حملناکم فی الجاریة»[26] و برای زمین می‌فرماید: «و الخیل و البغال و الحمیر لترکبوها و زینةً و یخلق ما لا تعلمون»[27]. اسب و استر و حمار را برای سواری آفرید و چیزی دیگر را که هنوز نمی‌دانید برای سواری شما خواهد آفرید. هواپیما و ماشین درون کلمه‌ی «ما لا تعلمون» است. آن زمان مردم نمی‌توانستند بفهمند که هواپیما و اتومبیل یعنی چه؟ و قرآن سر بسته می‌فرماید: «یخلق ما لا تعلمون»[28] و می‌فرماید: «هو الَّذی جعل لکم الارض ذلولاً فامشوا فی مناکبها»[29]. خدایی که زمین را برای شما هموار و نرم گردانید، تا شما در پستی‌ها و بلندی‌های آن حرکت کنید.
خدایا! ما می‌خواهیم این مسیر را طی کنیم، پس مرکب هم لازم داریم. درون این دریای پرتلاطم و پر طوفان زندگی، تنها راه نجات کشتی است؛ حالا باید بر کشتی سوار شویم. از خودمان شروع کرده‌ایم و می‌خواهیم به خدا برسیم. پیغمبر اکرم9 می‌فرمایند: «مثل اهل‌بیتی فیکم کمثل سفینة نوحٍ من رکبها نجا و من تخلَّف عنها غرق»[30] آن کشتی در مقابل این طوفان‌های کوه پیکر دریا مثل کشتی نوح می‌تواند مقاومت کند، آن ارتباط با اهل‌بیت: است.
پیغمبر اکرم9 در پنج مورد صریحاً می‌فرماید: «ما ان تمسَّکتم بهما لن تضلُّوا»[31] اگر می‌خواهید گمراه نشوید بایستی از نور قرآن و از کشتی اهل‌بیت: استفاده کنید.
یکی از علما مثل زیبایی زده بود؛ گفته بود: «ما با دوستانمان روزهای جمعه به باغی می‌رفتیم، هم تفریح بود و هم دور هم می‌نشستیم و بحث‌های علمی دینی می‌کردیم بنا شد دوستان بروند درون باغ و هر کدام دو عدد زردآلو بخورند که هم پذیرایی باغ شده باشد و هم به صاحب باغ ضرر نرسد. درختی بود که میوه‌ی آن بسیار تلخ بود از صاحب باغ سؤال شد که چطور میوه‌ی آن درخت تلخ است؟ گفت: درخت‌هایی را که ما کشت می‌کنیم برای شیرین شدن به آن پیوند می‌زنیم و فراموش کرده‌ایم این درخت را پیوند بزنیم و میوه‌ی آن تلخ شده است.»
عزیزان! ما شیعیان بدون امیرالمؤمنین7 تلخ هستیم، دشمن فهمیده باید دست را کجا بگذارد؛ اگر بخواهند بر گردن این ملت ها سوار شوند باید از اهل‌بیت: جدایشان کنند. خدا لعنتشان کند الآن شروع کرده‌اند و عمل می‌کنند تا مسلمان‌ها را از اهل‌بیت: جدا کنند.
بی‌انصاف‌ها! اهل‌بیت: چه ضرری برای شما دارند؟ آیا مثل علی بن ابیطالب7 کسی را در دنیا داریم؟! در سازمان ملل وقتی می‌خواستند تدوین قوانین بکنند به عنوان سرمشقی که مافوق تمام سرمشق‌های حقوقی عالم است، عهد نامه‌ی مالک اشتر را بیان کردند. درون این دنیای امروز بعد از چهارده قرن علی7 را رها کنیم و کجا برویم؟! دست به دامن چه کسی بشویم؟! و هر روز سر شاخه‌های ارتباط با اهل‌بیت: را مدام کم می‌کنند تا ایمان و وابستگی ما به اهل‌بیت: کم رنگ شود، مدام شبهه می‌کنند در این روایت و این قصه و آن حدیث تا آرام آرام ارتباطات معنوی بین ائمه: و مردم قطع شود تا بتوانند آن طور که می‌خواهند بار بکشند. امروز کتابی به دست من رسید از فردی که در آمریکا زندگی می‌کند در آن‌جا به او تزریق کرده‌اند و آنچه توانسته‌اند به او شبهه القاء کرده‌اند برای جدا کردن مردم و تضعیف ایمان مردم نسبت به اهل‌بیت: از چه راه‌های شیطنت آمیزی وارد شده‌اند دقت لازم دارد. من دربسته و کلی به شما عرض می‌کنم:
این‌ها نمی‌خواهند این مراسم و این جلساتی که شما برای امام حسین7 می‌گیرید، باشد، می‌خواهند رابطه‌ها را قطع کنند. ولی این را عرض می‌کنم، الحمدلله هرچه دشمن بیشتر تلاش می‌کند شیعیان ایمانشان محکم‌تر و ارتباطشان بیشتر می‌شود. این شبهاتی را هم که القاء می‌کنند جواب داده می‌شود. قرآن می‌فرماید: «یریدون لیطفؤا نورالله بافواههم و الله متمُّ نوره و لو کره الکافرون»[32] و این کشتی را خدا برای نجات ما قرار داده است. این هم مرکب، که اهل‌بیت: یک مرکب راه وار و قوی است که ما را در مقابل امواج سهمگین حوادث حفظ می‌کند.
من از تربت امام حسین7 تعجب می‌کنم، در روایات هست و افراد نیز تجربه کرده‌اند، وقتی کشتی در دریا دچار طوفان می‌شود، تربت امام حسین7 بسیار کارساز است و آن طوفان را جواب‌گو است. یکی از آن آقایانی که در جریان مکّه و حملاتی که وهّابی‌ها به ایرانیان کردند، گفت: من در بین دست و پای مردم له می‌شدم که یک مرتبه یادم افتاد که مهر تربت در جیب دارم، دست کردم و مهر را بیرون آوردم، بوسیدم و به چشم گذاشتم و نجات پیدا کردم.
حال چه عنادی با تربت امام حسین7 است که تربت‌ها را بردارند و به عنوان بهداشت جای آن سنگ بگذارند، که ارتباط ما با تربت امام حسین7 هم قطع شود. در این حد شیطنت دارند، این دردها را انسان به کجا بگوید؟!
مرحوم اخوی ما(ره) شب اولی که از دنیا رفته بودند یکی از بستگان خواب دیده بود یک ماشین آخرین سیستم آوردند ایشان درب را باز کردند و درون ماشین نشستند و گفتنه بودند، ما سوار بر کشتی اباعبدالله شدیم و رفتیم و نجات پیدا کردیم. پس مرکب می‌خواهیم و آن سفینه‌ی اهل‌بیت: است. راهی را که می‌خواهیم طی کنیم، رفیق می‌خواهد؛ «الرَّفیق ثمَّ الطَّریق»[33] قرآن می‌فرماید: «کونوا مع الصّادقین»[34] اگر رفیق راه می‌خواهی باید با صادقین باشی. در تفاسیر، روایات زیادی است که منظور از صادقین ائمه‌ی طاهرین: هستند. این‌ها صادقینند، باید با این‌ها باشیم. وقتی رفیق می‌خواهید باید کسی را انتخاب کنید تا بتوانید از او نور بگیرید و استضاء کنید. چه رفیقی بهتر از اهل‌بیت: که ما این ها را رفیق راه خدا قرار دهیم تا ان‌شاءالله دست ما را بگیرند و به خدا برسانند.
بحث‌های زیادی راجع به «کونوا مع الصّادقین» است. آقای تیجانی که در این چند سال اخیر تشرّف به تشیّع پیدا کرده کتابی نوشته است به نام «کونوا مع الصّادقین» که این کتاب بسیار جالب است که ترجمه‌اش هم کتاب «با راست‌گویان» است، این هم رفیق راه.
باز در این راه نیاز به راهنما هم داریم و قرآن راهنمای ما است، مثل این تابلوهای راهنمایی که در جاده‌ها گذاشته‌اند. قرآن می‌فرماید: «انَّ هذا القرآن یهدی للَّتی هی اقوم»[35] بهترین راه را قرآن نشان می‌دهد و تابلوی بسیار روشنی است که تمام راه‌های حقّ و باطل را نشان می‌دهد.
در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: «و لکلِّ قومٍ هادٍ»[36] راهنمای دیگر انبیاء: هستند که خداوند متعال پیغمبر اسلام9 را به عنوان راهنما در قرآن معرفی می‌کند «و لکلِّ قومٍ هادٍ» را به ائمه‌ی طاهرین: تفسیر کرده‌اند. قرآن می‌فرماید: صراط مستقیم این است که بگوییم خدای متعال ربّ ماست و ما را هدایت می‌کند و ما او را عبادت و پرستش می‌کنیم. پرستش خدا از این طریقی که عرض شد، این صراط مستقیم است و خدا کند که ما ان‌شاءالله درون این راه بیفتیم و خداوند دست ما را از دامن قرآن و اهل‌بیت: کوتاه نفرماید.
برویم سراغ کشتی نجات؛ «انَّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النَّجاة»[37] ویژگی امام حسین7 این است که هم نور است، «مصباح الهدی» و هم کشتی، «سفینة النَّجاة» هر دو خصوصیّت در این امام وجود دارد. اگر نهضت آقا امام حسین7 نبود مردم به چه بدبختی گرفتار می‌شدند. در زیارت اربعین عبارتی زیبا می‌خوانیم: «و بذل مُهجَتَهُ فیک لِیَستَنقِذَ عبادک من الجَهالة و حَیرة الضَّلالة»[38] حضرت مردم را از ضلالت و گمراهی نجات داد.
«السَّلام علیک یا اباعبدالله، السَّلام علیک یابن رسول الله، السَّلام علیک و رحمة الله و برکاته.»

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

امروز را در درجه‌ی اول تسلیت می‌گوییم به ساحت مقدّس حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین لمقدمهم فداه و سپس به شما عزیزانی که به یاد سالار شهیدان آقا امام حسین7 در این مجالس حضور پیدا کرده‌اید.
این نکته را به عرض برسانم که در این روز (روز عاشورا) زیارات مخصوصه‌ی آقا اباعبدالله الحسین7 وارد شده است. من تأکید می‌کنم که حتماً این زیارت را بخوانید چون زیارت عاشورا از جمله‌ی زیارات مخصوصه‌ی امام حسین7 است. این زیارت مضامین عجیبی دارد، اگر دقت کنید می‌فهمید که این زیارات درس بزرگی را به ما می‌دهند و مدت‌ها زمان می‌برد که ما از این زیارات درس‌های بزرگ بگیریم و از آن‌ها استفاده کنیم. به بعضی شبهاتی که برای سست کردن ایمان مردم القاء می‌شود توجه نکنید، شیعه همیشه هم دشمن داشته است و هم دوست نادان و شاید ضربه‌هایی که دوست نادان می‌زند از ضربه‌هایی که دشمن می‌زند، بدتر باشد.
خدشه وارد کردن در زیارت عاشورا خیلی بی‌انصافی می‌خواهد. این زیارت کارایی زیادی دارد، بزرگان ما و شخصیت‌های ما برای حل مسائل و مشکلات خود به زیارت عاشورا متوسل می‌شوند.
برای مثال وقتی رضاخان به اوج قدرت رسید و در مقابل مجالس امام حسین7 موضع‌گیری کرد و جنایات زیادی را مرتکب شد، راه چاره بر علما بسته و مسدود شد. مرحوم آقا سید ابوالحسن مدیسه‌ای1 فرمودند: من تا چهل روز دیگر ریشه‌ی رضاخان را می‌کنم. خیلی عجیب است، تا چهل روز زیارت عاشورا و علقمه را خواندند، روز چهلم ریشه‌ی پهلوی کنده شد. این تجربیّات تاریخی است؛ یک مورد و دو مورد هم نیست.
غرض این که زیارت عاشورا یک زیارت مستند و معتبر و حدیث قدسی است و مضامین عجیبی هم دارد.
این زیارت دو چیز را به ما یاد می‌دهد: اول تولّی و دوم تبرّی.
تولّی یعنی اظهار دوستی با اهل‌بیت: کردن. به این نکته توجه کنید تولّی و تبرّی جزء فروع دین است. اصل اظهار دوستی است وگرنه یک دوستی قلبی اکتفا نمی‌کند ما باید این دوستی را اظهار کنیم.
تبرّی نیز همین گونه است، یعنی اگر ما با دشمنان پیامبر9 و اهل‌بیت: دشمن هستیم باید آن را ابراز کنیم، البته در جایی که خطر جانی برای ما نداشته باشد.
نشانه‌ی تولّی و تبرّی در زیارت عاشورا صد مرتبه لعن و صد مرتبه سلام است. اول هم تبرّی است (صد لعن) و بعد تولّی (سلام) ما باید با سلام پیوندمان را با اهل‌بیت: مستحکم کنیم و با لعن انزجارمان را از دشمنان اهل‌بیت: ظاهر کنیم، این یک چیزی است که می‌تواند زیر بنای مکتب تشیّع را محکم کند.
در زیارت عاشورا دعاهای است که به چند مورد از آن اشاره می‌کنیم بقیه را خود آقایان مطالعه کنند.
یکی از مهم‌ترین این دعاها این است که هیچ انسانی نیست که نخواهد در مقابل خدا آبرو پیدا کند.
انسان‌ها به آبرویشان خیلی اهمیت می‌دهند، حتی انسان‌های بد هم در خفا کارهای خلاف را مرتکب می‌شوند و سعی می‌کنند که آبرویشان محفوظ بماند و حاضر هم نیستند کسی بدی‌هایشان را مطرح کنند، این برای مردم است.
انسان پیش خدا آبرو پیدا کند خیلی ارزشمند است، وقتی سرش را بلند می‌کند و می‌گوید: یا الله، این ارتباط برقرار می‌شود و دعایش مستجاب می‌گردد. وقتی انسان آبرو داشته باشد این گونه می‌شود. ولی ما (خودم را عرض می‌کنم) لیاقت ندارم که مستقیم در نزد خدا آبرو پیدا کنم. در این زیارت می‌خوانیم: «اللّهمَّ اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین7»[39] خدایا! من این زیارت را می‌خوانم و از تو می‌خواهم به وسیله‌ی این زیارت نزد خود به من آبرو دهی، خدایا! به واسطه‌ی امام حسین7 به من آبرو بده.
ببینید این دعا چقدر جامع است! انسانی در حدّ بی‌نهایت با خدا فاصله دارد به وسیله‌ی امام حسین7 تقرب به خدا پیدا می‌کند.
«اتقربُّ الی الله»[40] در همین زیارت می‌خوانیم، ما به واسطه‌ی امام حسین7 به خدا تقرب پیدا می‌کنیم.
این آبرو است؛ دعای دیگر: «اللّهمَّ ارزقنی شفاعة الحسین7» یعنی خدایا! امام حسین7 را شفیع ما قرار بده تا به وسیله‌ی او نجات یابیم، هم در دنیا و هم در آخرت. یکی دیگر از این دعاها این که عرض می‌کنیم، خدا هزار و چند صد سال است این مصیبت‌ها ما را زجر می‌دهد. این رزیّة عظیمه است، یعنی دلمان مجروح است وقتی که می‌شنویم که این مصیبت‌ها را بر امام حسین7 به وجود آوردند و این ظلم‌ها را کردند، ظلم‌هایی که در دنیا نظیر نداشته است. به یاد مصیبت تشنگی زن و فرزند حضرت و اصحاب حضرت می‌افتیم، و به یاد دو لب خشکیده‌ی امام حسین7 می‌افتیم.
یادمان می‌آید که حتی به فرزند صغیر اباعبدالله7 هم رحم نکردند. یادمان می‌آید که اهل‌بیت حضرت علاوه بر تشنگی گرسنه نیز بودند، یادمان می‌آید که امام حسین7 و فرزندان و اصحابشان را محاصره کردند، اسارت خانواده‌ی امام حسین7 یادمان می‌آید. به یاد می‌آوریم که با سُم ستور بر اجساد شهدا تاختند.
این‌ها عقده است، در هیچ زمان تا به حال این عقده‌ها خالی نشده است شیعیان دور هم می‌نشینند و یادشان می‌آید و گریه و عزاداری می‌کنند.
خدایا! ما یک خواسته داریم که به برکت همین امام حسین7 فرج امام زمان را نزدیک بفرما که به وسیله‌ی این بزرگوار انتقامی از کسانی که این جنگ را برپا کردند و این ظلم‌ها را انجام دادند گرفته شود.
«تنقَّبت و تهیَّأت لقتالک»[41] برای این که بیایند و با تو بجنگند نقاب به صورت‌هایشان زدند و بعضی از آن‌ها «سمعت بذلک فرضیت به» این مصیبت‌ها را شنیدند و رضایت پیدا کردند و در حدّی خشنود شدند که «انَّ هذا یوم تبرَّکت به بنو امیَّة»[42] جشن گرفتند و به هم تبریک گفتند. عبیدالله بن زیاد به شکرانه‌ی این پیروی چهل مسجد در کوفه ساخت، در بازار شام کف زدند و در مجلس یزید جشن گرفتند.
خدایا! امام زمان7 را برسان که انتقام این ظلم‌ها را بگیرند و ما شیعیان خشنود شویم.
در این زیارت چهار نوبت این دعا را می‌خوانیم که خدایا! زیر لوای امام زمان7 به ما توفیق بده که بتوانیم خون اباعبدالله الحسین7 را بگیریم.
«والسَّلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

[1]. سوره انعام، آیه 153: «این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید!»
[2]. سوره اعراف، آیه 179: «آن ها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه تر»
[3]. سوره زخرف، آیه 10: «همان کسی که زمبن را محل آرامش شما قرار داد»
[4]. سوره بقره، آیه 29: «او خدایی است که همه‌ی آنچه را که در زمین وجود دارد، برای شما آفرید»
[5]. سوره اعراف، آیه 54 و سوره نحل، آیه 12: «خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخر فرمان او هستند»
[6]. سوره عصر، آیات 1و2: «انسان ها همه در زیانند، مگر آنان که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند»
[7]. سوره انشقاق، آیه 6: «ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد»
[8]. سوره حجر، آیه 99: «و پروردگارت را عبادت کن تا یقین تو را فرا رسید!»
[9]. سوره انشقاق، آیه 6: «ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد»
[10]. سوره حمد، آیه 6: «ما را به راست هدایت کن»
[11]. سوره حد، آیه 7: «راه کسانی که آنان را مشمول رحمت خود ساختی»
[12]. سوره مائده، آیه 3: «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم»
[13]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 8، ص 209.
[14]. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج 2، ص 540.
[15]. سوره مریم، آیه 43: «ای پدر! دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم!»
[16]. سوره زخرف، آیه 43: «تو بر صراط مستقیمی»
[17]. سوره اعراف، آیه 16: «گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آن ها کمین می کنم»
[18]. سوره یونس، آیه 25: «و هرکس را که بخواهید و شایسته ببینید به راه راست هدایت می کنم»
[19]. سوره بلد، آیات 8و9: «آیا بر او دو چشم قرار ندادیم * و یک زبان و دو لب؟!»
[20]. سوره غاشیه، آیه 17: «آیا آنان به شتر نمی نگردند که چگونه آفریده شده؟!»
[21]. سوره عبس، آیه 24: «انسان باید به غذای خویش بنگرد!»
[22]. سوره روم، آیه 50: «به آثار رحمت الهی بنگر»
[23]. سوره اعراف، آیه 157: «پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با نازل شده پیروی نمودند آنان رستگارانند!»
[24]. سوره بقره، آیه 197: «و زاد و توشه تهیه کنید، که بهترین زاد و توشه پرهیزگاری است!»
[25]. سوره انفال، آیه 25: «و از فتنه ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد»
[26]. سوره حاقه، آیه 11: «شما را سوار بر کشتی کردیم»
[27]. سوره نحل، آیه 8: «اسب ها و اسرها و الاغ ها را آفرید تا بر آن ها سوار شوید و زینت شما باشد، و چیزهایی می آفریند که نمی دانید»
[28]. همان
[29]. سوره ملک، آیه 15: «او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه های آن راه بروید»
[30]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 105، ص 23، باب 7.
[31]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 36، ص 331، باب 41.
[32]. سوره صف، آیه 8: «آنان می خواهند نور خدا را با دهان خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می کند هرچند کافران خوش نداشته باشند»
[33]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 8، ص 209.
[34]. سوره توبه، آیه 119: «و با صادقین باشید»
[35]. سوره اسراء، آیه 9: «این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست هدایت می کند»
[36]. سوره رعد، آیه 7: «و برای هر گروهی هدایت کننده ای است»
[37]. مدینة المعاجز، بحرانی، ج 4، ص 53
[38]. تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 6، ص 113
[39]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 98، ص 293، باب 24
[40]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 98، ص 293، باب 24
[41]. فرازی از زیارت عاشورا
[42]. فرازی از زیارت عاشورا

خواندن 182 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز714
دیروز993
این هفته4485
این ماه30318
جمع بازدیدها378321

1396-09-02
Top