فلاسفه و عرفا در قرآن (2)

گزیده ای از سخنرانی استاد فرهیخته حضرت آیت الله حاج سید مهدی فقیه امامی در ماه مبارک رمضان با موضوع تفسیر قرآن که در سایت قائمیه اصفهان به طور مفصل موجود می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

پیرامون آیات سوره بقره درباره خلقت حضرت آدم و کلام خداوند تبارک و تعالی با ملائکه مطالب زیبایی هست که نشان دهنده این است که بعضی مسائل با عقل خود نمی توان درک کرد بر خلاف ادعای بزرگی که بشر دارد و حتی مدعی می شود که در حد خداست و در طول تاریخ امثال فرعون ها بی حیایی کردند وتا ادعای خدایی پیش رفتند برخی دیگر از بشر پائین تر از این دسته فکر می کنند که تمام حقائق عالم را به واسطه عقل خود دریافت می کنند.

خداوند به ملائکه اش (که مأموریتهای خدا و فرامینش را اجرا می کنند و با آن همه فیوضاتی که از خدا دریافت کردند و علمی که در اختیارشان گذاشته بود ) ثابت کرد در عالم مطالبی هست که علم آن را ندارند و به آنان تفهیم شد که برخی از علوم غیبی را نمی دانند اما آدم مطلع است و علم بیشتری نزدش می باشد حتی از افراد در میان خودشان هم مطلع نبودند و شیطان که طاغی ترین موجود در بین ملائک بود مطلع نبودند و نمی دانستند عبادات او عبادات حقیقی نیست وهمچنین اسرار خلقت آدم ابوالبشر را مطلع نبودند فلذا پرسیدند (ْ أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ) از اینجا باید استفاده کنیم بعضی از مسائل غیبی در حد عقول انسانها نیست و باید در این زمینه ها فقط متکی به وحی الهی بود که وحی الهی یا از کتاب الهی است یا روایات معصومین که به دست ما رسیده است.یکی از اشکالاتی را که علماء وبزرگان به اهل معقول و فلسفه می کنند که اشکال واردی هست

همین است که چرا در عرصه هایی قدم می گذارید و نظر می دهید در حالی که هیچ اطلاعی از آن ندارید و باید آنها را از مکتب وحی اتخاذ کنید و راه درست این نیست که با عقل به آن معارف دست پیدا کنید و اگر عقلای عالم جمع شوند و بدون منطق وحی بخواهند قصه خلقت انسان را از شروع خلقت و اولین شخص مخلوق بخواهند با عقول خودشان درک کنند هرگز قادر نخواهند بود حتی یک سرسوزن از این واقعیت را درک کنند

فلاسفه کلیاتی را به هم می پیچند که بعضا با مکتب وحی مخالفت دارد و کلمات دیگرشان هم مشخص نیست تا چه اندازه درست است.

در نهج البلاغه آقا امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند ما سدد مضروبة داریم و به ما میگویند راسخون در علم چون ما خطوط قرمزی داریم که از آن تجاوز نمی کنیم اما عده ای هستند در آخرالزمان که اهل تعمقند و اینها خطوط قرمز را رعایت نمی کنند در مباحثی سخن می گویند که راهی به آنها ندارند ادعا و کلامشان بی جا و لغو است و بدون داشتن علوم غیبی و ندیدن برزخ و قیامت سعی دارند مطالب را بسازند حال آنکه هیچ راهی جز منبع وحی برای صحبت در این موارد نیست مثل فهمیدن اینکه حقیقت مرگ چیست و بعد از آن چه اتفاقی خواهد افتاد و سیر یک انسان چگونه است و در چه عوالمی قرار می گیرد هرگز عقل بشری توانایی رسیدن به علم این مباحث را بدون منبع وحی ندارد اما بشر همیشه می خواهد بیشتر از حد توانش قدم بر می دارد

و این افراد چقدر موجب انحرافات شدند خصوصا در مباحث توحیدی افراد را دچار خلل و شبهه کردند و توحید و دیگر معارف الهیه را طوری معنا کردند که دیگر آن توحید و معارف الهی نیست و به خاطر اتکائشان بر عقل مطالبی واهی و باطل را ساختند و به عنوان معارف الهی منتشر کردند و فکر هم می کنند که خیلی عالم به حقائق عالمند و دیگران را بی عقل می دانند و معتقدند اگر ما متمسک به وحی باشیم و معارفمان را از وحی بگیریم نتوانسته ایم به آن حقائق بالای آنان برسیم!! العیاذبالله.

معتقدند توحید و معادی که ابن عربی ها و ارسطو ها بیان می کنند توحید و معاد حقیقی است و دیگران نمی فهمند!!

در یکی از مناظرات در شهر قم بین یکی از علمای شیعه با این اهل معقول و فلسفه داشت آن شخص فلسفی گفت شما که دنبال مکتب وحی هستید بسیاری از سوالات را نمی توانید پاسخ دهید و سکوت اختیار می کنید اما ما اهل معقول میدانیم وپاسخی داریم آن شخص مثالی زد که رسیدم خدمت آیت الله مروارید رحمة الله علیه و پرسیدم جهنم کجاست ؟ ایشان پاسخشان این بود که من نمی دانم !بعد اعتراض می کرد که ببینید یک سوال ساده از شما می پرسند و شما پاسخش را نمی دانید ولی فلاسفه و اهل معقول بالاخره پاسخی دارند !!! آن شخص عالم پرسید خب الان بفرمایید جهنم کجاست؟ ایشان گفتند بالاخره یک جوابی برایش می سازیم!!!

این کار بسیار غلط و اشتباهی است که انسان اینقدر متکی به عقل و معلوماتش باشدو در مواردی نظر دهد که اصلا عقل به آنجا راهی ندارد من جمله مواردی که فقط راه درکش از کلام خدا و اهل بیت معصوم است و عقل راهی ندارد ما بخواهیم با تعمق به آن موارد برسیم و اگر مطالبی ارائه شده باید یقین داشته باشیم که هرگز صحیح نخواهد بود چون از منبع وحی اتخاذ نشده است به هر حال خداوند به ملائکه اش تفهیم می کند شما خودتان را ملک می دانید و از همه موجودات عالم برتر می دانید مطالبی هست که از ان هیچ اطلاعی و علمی ندارید.

فلذا معترف شدند که خدایا اگر ما چیزی می دانیم از تعلیمات توست. و اگر از عالم غیب هم چیزی میدانیم از علم شماست.

عرض کردیم غیب هم مراتبی دارد و حجاب هایی هست در حقائق عالم که برای بعضی از افراد برخی از حجاب ها برداشته می شود و این به معنای برداشتن همه حجاب ها نیست و برای هر کسی معلوم نیست تا چه اندازه این پرده کنار برود اما برای پیامبر ختمی مرتبت و امیرالمومنین و اهل بیت علیهم السلام آنچه که باید برای یک موجود ممکن پرده برداری شود و حجاب ها عقب برود کنار زده شد ودیگران مدعی کشف حقائق نمی توانند باشند که همان (دنى‏ فتدلّى‏ فكان قاب قوسين أو أدنى‏) است جبرییل میگوید اگر به اندازه یک بند انگشت دیگر بالا بروم( لاحترقت) خواهم سوخت و آنجا حتی جایگاه جبرییل که از ملائک اولی العزم است نیست و خاص پیامبر و معصومین است جبرییلی که راهنمای پیامبردر آسمان اول و دوم و دیگر آسمانها بود به یک جایی رسیده که این ملک مقرب بیشتر از آن حق ندارد بالا برود و علمی به آن مرحله ندارد پس حجاب ها به حسب مقامشان این حجابها را بر میدارد.

یکی از حجاب هایی که خداوند برای موجودات و مخلوقات خودش برداشته حجابی بوده است که در مقابل انوار مقدس بوده و این انوار مقدس حول عرش بودند و محدقین که در زیارت جامعه هم میخوانیم و عجب زیارت والا وبا معارف بلندی است مرحوم والدمان میفرمودند اگر همه معارف و احادیث ما را بگیرند یا به دست ما نمی رسید همین زیارت جامعه کافی بود که منشور ولایت و عقاید تشیع است هم در جنبه تولی و هم در تبری !

و اما آنچه که خداوند به آدم تعلیم داد و امر کرد به ملائک بیاموزد طبق ظاهر آیه مباشرتا بوده چه در همین آیه (وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ كلَُّهَا) و در آیه 65 کهف (وَ عَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا)یا در آیه 113 نساء (وَ عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُن تَعْلَمُ) یا در 151 سوره مبارکه بقره (ْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ) یا فرمودن (وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه) اگر تعلیمی هست و علم حقیقی و واقعی باید از جانب خدا به بشر و انسان برسد و هر موجود دیگری اگر دارای علمی است این علم از جانب خداست و برای آدم تعلیم مباشرتا بوده است غیر از علوم دیگری که جبرییل به ابناء بشر رسانده است ودر اینجا خدا مستقیما عهده دار رساندن علم به خلیفه اش شده است و هر آنچه مورد نیاز جانشینش بوده است را به او آموخت و اسماء همه موجودات را تعلیم داد که مهمترین این اسماء معرفت و شناخت اهل بیت معصوم محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین بوده است و شناخت اسماء نه در حد الفاظ بلکه معانی و مفاهیم عالیه را خداوند به حضرت آدم تعلیم داد و در اینجا ظاهر لفظ مراد بوده است و خدا اسم آنان را خواست و ملائک اظهار عجز کردند و حضرت آدم به عنوان معلم ملائکه برای آنان بیان کرد و نسبت معلمی آدم به ملائکه یک مسئله تکوینی است و خداوند تبارک و تعالی برخی از ملائکه را مجبور به فراگیری کرده است و باید نزد انبیا علوم را تعلیم بگیرند و در همین جا هم همین موضوع ذکر شده است

و برخی از مفسرین میگویند که شاید نزول ملائک از آسمان به زمین بر انبیاء الهی برای دریافت علم و فراگیری بوده است تا از محضر انبیا استفاده کنند و حتی پیامبر اکرم قبل از خلقت آدم که ایشان به صورت نور بودند معلم ملائکه بودند و

وقتی چهره امیرالمونین را دیدند گفتند ایشان کسی است که به ما تسبیح و تقدیس را آموخت و اگر در ماجرای معراج روایات را ببینید متوجه میشوید که ملائک امیرالمومنین را بهتر از پیامبر می شناختند وقتی پیامبر از ملائک علت را پرسید پاسخشان همین بود چون مدت زیادی در محضر ایشان تعلیم گرفته اند و امیرالمومنین معلم ما بوده و توحید و ربوبیت را به ما آموخت و حتی درجات ملائک بر اساس قربشان به اهل بیت بوده است و هرچه بیشتر از محضرشان استفاده میکردند مقاشان برتر و بالاتر بوده است فلذا اگر جبرییل از ملائک مقرب است چون بیشترین رفت و آمد راباانبیاء و به خصوص پیامبرختمی مرتبت و اهل بیت معصوم دارد .

در ادامه آیات ملائکه عرضه داشتند (إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الحَْكِيم) ما که چیزی نمی دانیم و هر چه هست در نزد توست و تو علیم و حکیمی و تو آگاه به حقائق عالم هستی

در مورد حکمت معانی زیادی کردند که اگر حکمت را نسبت به خدا بدهیم یعنی معرفت اشیاء و ایجادش با اتقان واقعی عنی خداوند هر چیزی را درجای خودش بسیار متقن قرار داده است و کلمه حکمت هم بسیارزیاد استفاده شده است مثل (وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَة ) همچنین (يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً) حکمت نزد خدا و نزد دیگران معنا متفاوت است و نه فقط کلمه حکمت بلکه کل صفاتی که ما نسبت به انسانها میدهیم غیر از آن صفاتی است که در معنا و مفهوم به خدا نسبت می دهیم مثل علم و حکمت که دیگران حکیمند حضزت لقمان هم حکیم است و خدا هم حکیم است اما حکیم بودن لقمان با حکیم بودن خدا تفاوت معنا و مفهوم دارد .

وقتی ملائکه اظهار عجز کردند آن موقع خدا فرمود ای آدم علم رادر اختیارشان قرار بده (يََادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسمَْائهِِمْ) وهمانطور که شب قبل گفتیم اینجا بر خلاف خطابهای که به پیامبر شده و پیامبر خاتم به خاطر افضلیتش همه جا با صفت مورد ندا قرار گرفته اما باقی انبیا مثل همین آیه فرموده است یا آدم! و نام این پیغمبر را آورده است.

در قسمت اخر این آیه فرمود: (قَالَ أَ لَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا كُنتُمْ تَكْتُمُون) بعد از قرائت آن اسماء توسط آدم وفهمیدن ملائک عجز و ناتوانی علمشان خداوند فرمود مگر من به شما نگفتم که إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض من غیب آسمانها و زمین را در نزد من است که البته یک عالم غیب داریم و یک عالم شهود که از عوالم خلقت هستند و خدا عالم غیب را فرموده و قطعا کسیکه عالم به غیب سماوات و ارض است به طریق اولی عالم شهود هم هست و عکسش اینطور نیست!

و همچنین (أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا كُنتُمْ تَكْتُمُون) بعضی از مفسرین می گویند منظور از تکتمون این بود که ملائکه یک بخشی از سوالاتشان را آشکار کردند که گفتند (قَالُواْ أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَا)و بخش دیگر را مخفی کردند وآن این بود که فکر می کردندخداوند مخلوقاتی بهتر از خودشان را نیافریده است و شایستگی خلافت خدا رادارند بعضد دیگر از مفسرین می گویند اشاره به امر شیطان دارد ولو اینکه خطاب کلی است اما چون در میان جمع بوده (وخطاب کلی به فرد در میان جمع از صنایع ادبی در علم معانی و بیان است ) به صورت جمع امده و منظور شیطان است و در بعضی آیات دیگر قرآن داریم که خطاب جمع است اما منظور به یک نفر بوده است. وخدا در این آیه کتمان کننده را شیطان دانسته و خبر از خباثت درونی او داده است که آن را پنهان کرده بود.

نکاتی گفتیم که یکی فضیلت علم بود و مطلب دیگر فضیلت آدم بر ملائکه بود و نکته دیگر فضیلت مطلق انسان با رعایت شرائطش بر ملائکه و همچنین مقام معلم را اشاره کردیم و در روایات هم حتی تعبیر به پدر معنوی کرده است و احترامش واجب است پس حضرت آدم هم ابوالبشر بود و هم ابوالملائکه بود پدر و معلم ملائک محسوب میشود ضمن اینکه باید از روایات در تفسیر قرآن استفاده کنیم در این ضیق وقت یک روایت را عرض میکنم و باقی مطالب برای شبهای دیگر

در روایت است که چراحضرت آدم (آدم) نامیده شد فرمودند (فَأَخْبِرْنِي عَنْ آدَمَ لِمَ سُمِّيَ آدَمَ قَالَ لِأَنَّهُ خُلِقَ مِنْ طِينِ الْأَرْضِ وَ أَدِيمِهَا) چون حضرت آدم از گل سرشته شد و چون از ادیم است طینتش از ارض است این یک روایت وروایات دیگری هم موجود است که اشاره به طینت دارد که مبحث مفصلی است اجمالا اینکه خداوند انسانها را از دو طینت آفرید یکی طینت علین و دیگری طینت سجین خداوند به واسطه طینت علیین انسانها و موجودات خوب را آفرید و طینتسجین طینتی بود که انسانهای شرور و بدکردار خلق شدند مطلب زیبا این است که خداوند این دو طینت را با هم ممزوج کرد بعد این ها را تفکیک کردند و مقداری از طینتها با هم مخلوط شد ودر کنار هم ماندند فلذا گاهی می بینید از نسل انسانهای خوب افراد شروری متولد میشوند و گاهی از نسل انسانهای فاسد و ظالم یک انسان خوب خارج میشود این برای این است که انسان ها به واسطه شجره و طینتش اتکا نکند و بگوید من از فلان نسل هستم پس عاقیتم خیر است نه اینطور نیست چه بسا از یک انسان کافری مثل خلیفه غاصب اول فرزندی متولد شد که آقا امیرالمومنین می فرمود محمد بن ابی بکر نگویید بلکه بگویید محمد بن علی ! با آنکه پدرش آن خبیث اولی بودو از صلب او بود اما به خاطر معرفت و ارادتش به مولا به چنین لقبی میرسد به عکسش هم پسر نوح که از سجین بود و دراصلاب علیین بوده است. ادامه مطالب در شبهای آینده صلواتی عنایت کنید.


سوالات حضار محترم

1- فرق علم و حکمت چیست؟

تعریف علم بسیار مفصل و نظرات زیادی است اما آن علمی ک در این ایات به کار رفته این علم یعنی معرفت به اشیاء و دانستن حقائق آن ولی در مورد تعریف حکمت خداوند یعنی ایجاد اشیاء با اتقان کامل

 

2- آیا انسانهای غیر مسلمانی که در این دنیا اختراعات و خدماتی به بشر داشتند در آخرت در عذابند؟

همه پاداش هاو مجازات ها بنا نیست به قیامت کشیده شود و قرار نیست مثل انسانهای شیعه که در مسئله ولایت و محبت اهل بیت کوشا هستند در قیامت وارد به بهشت شوند ولی به خاطر گناهانی که کرده اند خداوند اینها را در این دنیا یا نهایتا برزخ مورد مجازات قرار می دهد و در روایات است که محبین گنهکار در این دنیا و اگر گناه بیشتر داشتند در سکرات موت و اگر بیشتر باشد در برزخ وهمه شیعیان اهل بیت به بهشت خواهند رفت واما در مورد کفار و مشرکینی که خدمات کردند مثل ادیسون ورودشان به جهنم در قیامت قطعی و حتمی است

اگر خدماتی کردند خداوند به خاطر خدمتشان در این دنیا یا زمان جان دادن یا در برزخ در نعمت و آسایشند اما در قیامت حتما در عذاب خواهند بود و اگر اینها کاری هم کردند از نعمات خدا بوده که بر آنان ارزانی شده و اگر از عقلشان هم استفاده کردند آفریننده این موجود و عقل و تدبیرش هم خداست پس به خاطر خدمتش در این دنیا یا برزخ متنعمند ولی به خاطر کفرشان در قیامت در عذابند (فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ*وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ) و خدا بر اساس عدالتش عمل میکند و شرک و کفر گناه کمی نیست (لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ) و خدمات اشخاص جبران کفر و شرکشان نمی کند .

اللهم انا نسئلک و ندعوک....

خواندن 192 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز714
دیروز993
این هفته4485
این ماه30318
جمع بازدیدها378321

1396-09-02
Top