علامه امینی راوی غربت غدیر

علامۀ امینی راوی غربت غدیر

اگر حدیث غدیر مسلّم نباشد هیچ امر مسلمی در اسلام وجود ندارد.

(الغدیر ج 1 ص306)

سخن گفتن از شخصیّتی چون علامۀ بزرگ و مؤلّف سترگ و بی همال علامۀ اوحدی حاج عبدالحسین امینی نجفی (1320-1390 هـ ق) و کار با عظمت و بی بدیل او دایره المعارف قرآنی حدیثی، تاریخی ادبی الغدیر البته نه کاریست خُرد و نه در قوه و وسع این بندۀ کمترین و نه در صفحاتی چند می توان این اثر ممتاز و نمونه او که سرمشق و الگوی تحقیق در سراسر جهان اسلام است را حتّی در موجزترین عبارات معرّفی نمود.


چه هرگاه انسان در برابر الغدیر قرار می گیرد غدیر را برکه ای زلال و صاف می یابد که گویی دریاهای هفت گانه را در خود خلاصه کرده و با خواندن یک صفحه از آن که آکنده از خلوصی عظیم و با تأمّلی ژرف و نگرشی پرابعاد نگاشه شده بر بی ثمری عمر خود حسرت می خورد. اینگونه است که محققّین و دانشمندان بزرگ عرصۀ پژوهش علمی و متتبعّین پرکار و با سابقۀ میدان علم و تحقیق خود را و آثار خود را در برابر مشقّت سی سالۀ این مرد بزرگ و عرقریزان روح و تلاش تاب فرسا و رنج گرانی که در راه تألیف این اثر منیف متحمّل شد و به جان خرید، بس خرد و کوچک می شمارند. آنگونه که به گفتۀ دانشی مردی چون علامه سید عبدالحسین شرف الدین اگر این کار محصول تلاش دهها دانشمند و محقق نیز می بود و اگر بجای امینی که تنها و یک تنه این رنج طاقت فرسا را متحمّل شده بود این کارِ کارستان را عده ای و جمعی تالیف می کردند باز هم کوشش دسته جمعی آنان مشکور بود و عظیم.


مساله مهم امامت که از آن به عنوان کلید شناخت توحید آنگونه که در احادیث متعدد و حدیث شریف سلسله الذهب، یاد شده است و متکلّمین بزرگ عالم اسلام نظیر شیخ طوسی در تلخیص الشافی و علامۀ حِلّی در منهاجُ الکرامه آنرا اشرف مسائل دانسته اند، مساله ایست که نزد عقلا جز به صورت منصوص از جانب پروردگار و آنهم در اِعلامی رسا و همگانی با بیانی جلی و روشن و با تمهیدی بسزا و بایسته و توسط عالی ترین شخصیت عالم یعنی پیامبر اکرم (ص) ابلاغ و بیان نمی تواند شد. قول سدید رئیس فلاسفۀ اسلام شیخ الرئیس ابو علی سینا در الاهیات شفا، یعنی: «الاستخلافُ بالنَصِ أَصوب» بیانگر این معنا است که تعیینِ با نص أصوب است و نبی مکرّم که أعقل عقلاست، أصوب را وا نمی نهد و فرو نمی گذارد.


البته اقتضای دینی که خاتم شرایع است اینست که بحث جانشینی و سرپرستی امّت در تمامی ابعاد آن بلاتکلیف گذارده نشود و طی مراسمی شکوهمند و بی نظیر در هجدهم ذی الحجۀ سال دهم هجرت این امامت منصوص به فرمان الهی و به مقتضای ضرورت پیوسته و مستمر نیاز بشر به هدایت و تربیت و مدنیت، به دست نبی مکرم تحقّق یابد و معرّفی گردد و علی بن ابیطالب (ع) به جانشینی بلافصل رسول خدا منصوب گردد و مومنان مسرور و کافران و منافقان مأیوس گردند.


حال چه مسیری طی گردید که این حادثۀ بزرگ و بی همتا و این شادمانی و سرور و این تعیین تکلیف الهی برای بشریت که بنا بود امتدادی به امتداد سالیان و قرون متمادی داشته باشد، فراموش شد و دستخوش خیانتِ خیانت پیشگان و تمرّد متمرّدان از این فرمان الهی گردید آنگونه که این نص جلی به مغاک خاموشی و فراموشی سپرده شد، خود داستان غم انگیزی است که بشریت تشنۀ رهبری و هدایت و تربیت صحیح و مدنیت پایدار، تا به امروز قربانیان آنند. در این میانه امامت که ریاست است بر مردم در امر دین و دنیا و خداوند در این تعیین حیاتی بهترین ها را برای بشر می خواسته، اصلیست و محتوایی است که در بعد زعامت و رهبری سیاسی در سقیفه ناکام ماند و در بعد فرهنگی و تربیتی نیز به تبع ناکامی نخست دچار مظلومیتی دو چندان گردید و از آن پس آنچه نصیب ائمۀ اطهار گردید مسمومیّتها و شهادتها بود و دشواری وظیفۀ حفظ دین در چنگال دستگاه جبار خلافت و پس از ائمه اطهار و پس از دوران غیبت صغری نیز این علما و به تعبیر امینی بزرگ شهداء فضیلت بودند که همواره منادی و فریادگر توحید و عدل، این دو ضرورت ابدی برای انسان بودند و البته تاوان آن را به سختی می پرداختند. از اینروست که برای احیای فضایل انسانیت و برای پاسداشت هدایت و تربیت و بخاطر فرایاد آوردن اندیشه های صحیح و اساسی در بعد سیاست و تربیت، باید غدیر را پاس داشت و حادثۀ بی مانندی چون غدیر را در یادها زنده نگه داشت این مهم را علامۀ امینی از پس مجاهدتها و سختکوشیهای اسلاف صالح خود چون شیخ صدوق و شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ الطایفه و علامه حلی و علامۀ مجلسی و قاضی نورالله شوشتری و میرحامد حسین هندی و شیخ آقا بزرگ تهرانی و سید محسن امین عاملی و علامۀ شرف الدین، عهده دار گشت و چه نیکو رسالت خویش را گذارد و قلم و اندیشه را شرمسار اراده و عزم و غیرت ستودنی خویش نمود.


کتابهایی نظیر الشافی سید مرتضی، تلخیص الشافی شیخ الطایفه، باب پنجم تجرید خواجۀ طوسی، منهاج الکرامۀ علامۀ حلّی، صراط المستقیم بیاضی لبنانی، عبقات میرحامد حسین هندی، مراجعات سید شرف الدین عاملی، و الغدیر علامۀ امینی همه و همه منشور انسانیت است در ابعادی جهانی. در این میان الغدیر احیای فلسفۀ امامت و ولایت است و تبیین این حقیقت که پایه های اسلام سه چیز است نماز و زکات و به ولایت و حکومت حقّه اعتقاد داشتن و آنگونه که به نقل از مدارک اهل سنت پیامبر (ص) فرمودند:

« وَ إن وَ لَّیتُمُوها علیّاً وَجَدتُمُوهُ هادیّاً مهدیّاً یسلُکُ بکَم علی الطّریق المستقیم» ( تاریخ بغداد، حافظ ابوبکر بغدادی ج1، ص 47)

«یعنی با رهبری و ولایت علی، رهبری خواهید داشت راه شناخته که همی راهسپار صراط مستقیم تان بدارد.»


امینی در الغدیر در صدد بیان همین حقیقت بود، او این مسلّم ترین حقیقت تاریخ اسلام را از زبان حق جویان اهل سنّت و از مدارک آنان تبیین نمود و بیان داشت هر کس منکر غدیر شود منکر اصل اسلام شده، غدیر جزء اسلام است آنهم جز رئیسی آن.


اِنَّ الغَدیر جزءٌ مِنَ الاسلام فَمَن أَنکَرَهُ فَقَد أَنکَرَ الاسلام بالذات (شیخ عبدالله علایلی) بدین ترتیب الغدیر علامه امینی خط بطلانیست بر عقایدی ناروا و خردستیز و عقل نآزموده، عقایدی چون نسبت دادن بی تدبیری به پیامبر اسلام مبنی بر اعتقاد به عدم تعیین سرپرست برای امّت پس از خود، الغدیر خط بطلانیست بر جواز امامت مفضول، الغدیر خط بطلانیست بر تمکین به حکومت جائر و حاکم ظالم و عدم جواز قیام علیه او و فقط اکتفا به موعظه نمودن چنین حاکمی آنچنانکه رای اغلب علمای بزرگ و متکلمین اهل سنت چنین است از آن جمله اند ابوبکر باقلانی، عبدالجبّار معتزلی همدانی در المغنی و ماوردی در احکام السطانیه و نووی در شرح صحیح مسلم (سیری در اندیشۀ سیاسی عرب- حمید عنایت ص32)


بعنوان نمونه قاضی عبدالجبّار معتزلی همدانی در رابطه با امامت فاسق مفضول می گوید:

« وَ رُبَّما قالُوا بامامَه الفاسق المفضول، إِذا غَلَبَ و یجعَلُونَهُ إماماً لِلغَلَبَه لا للرِّضا» (المغنی فی ابواب التوحید و العدل ج1 ص259)


الغدیر نقد عالمانه، روشمند و متین سخنان مستشرقان است دربارۀ اسلام و تشیّع و نمایاندن سطحی بودن تحقیقات آنها و ناقص بودن تتّبعاتشان دربارۀ اسلام و تشیّع و البته غرض ورزیها و بی انصافیهای عالمانه و عامدانۀ برخی از آنها نظیر پدر لامنس و دونالدسن و ...
الغدیر پاسخی است به غزّالی در اصل ندانستن امامت و تبیین سخن علامۀ حِلّی است در اشرف مسائل دانستن مسالۀ امامت.


الغدیر نقد نظریۀ سیاسی اهل سنت است در روا دانستن حکومت فاسق فاجر و به رسمیت شناختن نامحدود حق اقوی. آنچان که به عنوان نمونه قاضی بدرالدین ابن جماعه مؤلف «تحریرُ الاحکام فی تدبیر أهل الاسلام» می گوید: «اگر شخص مسلّط، که به زور قدرت را به دست آورده است، حتی قوانین شریعت را نداند و ظالم و فاسق و فاجر باشد باید از او اطاعت کرد.» الغدیر نقد چنین دیدگاهی است که البته قائلان بسیاری در میان فحول اهل سنت دارد همچون: قاضی عضد ایجی در المواقف، تفتازانی در شرح المقاصد، ابوبکر باقلانی در التمهید، امام الحرمین جوینی در الارشاد و ابوالحسن الماوردی در الاحکام السلطانیه.


الغدیر پاسخ به اتهامات و شبهاتی است پرورده و بالیده در فضای استعمار طرح شده توسط دانشمندان اهل سنت که خواسته یا ناخواسته در خدمت به استعمار قرار گرفته اند، نظیر آنچه احمد امین در «فجرُ الاسلام» و «ضُحَی الاسلام» طرح نموده و نظیرآنچه سید محمد رشید رضا در «السُنّه و الشّیعه» مطرح کرده و نیز آنچه موسی جارُ الله در «الوشیعه» بیان کرده و نیز آنچه عبدالله قصیمی در «الضّراع بین الاسلام و الوثنیه» آورده و نظایر آن ها.


الغدیرمبیّن میزان و معیار در احترام به صحابه و تابعین است و حامل این پیام به برادران اهل سنت که همۀ صحابه و تابعین دارای عدالت نیستند و سنت نبوی، احترام دربست و بی گفتگو به همۀ صحابه را ایجاب نمی کند.


الغدیر دعوت به اتّحاد است بر محور حقایق مسلم اسلام چون واقعۀ غدیر خم و دعوت اهل قبله است به بازشناسی و مرور دوبارۀ حوادث صدر اسلام.


الغدیر دعوت به رواداری و خردورزی و تحمّل است و بیان کننده این حقیقت که حق ملاک است نه اشخاص و مبیّن «إعرف الحق تعرف أَهله» است.


الغدیر دعوت به داوری خرد است در بررسی عملکرد صحابه و رفتار آنان با یکدیگر نظیر آنچه ابوبکر درمورد خالدبن ولید و مالک بن نویره کرد و آنچه عمر دربارۀ زبیر و مقداد بن اسود انجام داد و آنچه عثمان با ابوذر و عبدالله بن مسعود و عمار یاسر نمود و آنچه معاویه با مالک اشتر و محمد بن ابی بکر و حجربن عدی نمود و آنچه حجاج بن یوسف ثقفی باسعیدبن جبیر و کمیل بن زیاد نمود. الغدیر با توّجه به حقایق مذکور مندرج درمدارک اهل سنت همۀ صحابه را عادل نمی داند و صحابی ای را قابل احترام می داند که همۀ تعالیم اسلام را جذب نموده باشد و رسوبهای جاهلی خویش را معدوم کرده باشد و شخصیت اسلامی پیدا کرده باشد و ریخت محمدی گرفته باشد.


الغدیر جبران و تدارک خسارات تاختن بدعت سقیفه بر سنّت غدیر است. الغدیر فریاد مظلومیت اهل بیت عترت و طهارت است و پیام خونهای ریخته شدۀ فرزندان علیست در هر ناحیۀ از جهان اسلام، «وطُلَّت دِماءُ أهل البیت فی کُلّ ناحیهٍ» (ابن خلدون)


الغدیر محکوم کردن « تعرّب بعد الهجره» و ارتجاع و «انقلاب علی الاعقاب» بود پس از رحلت پیامبر (ص).


الغدیر فریاد رعد آسای امینی بود علیه به فراموشی سپردن و فراموشاندن حدیث فوق متواتر غدیر و از پی آن محو و محق ضرورت امامت و فلسفۀ آن.


نقل حدیث غدیر از قول یکصد و ده راوی از صحابه (ص14 تا ص61 الغدیرج1)


و 84 راوی از تابعین ( ص 62 تا ص 72 الغدیر ج 1) و سیصد شصت نفر از علما تحت عنوان «طبقات الرواه من العُلما» (ص 73 تا ص152 ج 1 الغدیر) اعدادی که همه فوق حد تواتر هستند و نیز نقل احتجاجات خود امیرالمومنین به حدیث غدیر تحت عنوان «المناشده و الاحتجاج» در مقاطع مختلف زمانی مثل 1- یوم الشوری، 2- در ایام خلافت عثمان بن عفّان، 3- در یوم الرحبه سنه 35 هـ و 4- در یوم الجمل سنه 36هـ در پاسخ طلحه و 5- در یوم الصفّین سنه 37هـ، شاهکار علامۀ امینی است و پاسخی است به جویندگانی که بارها پرسیده اند آیا امیرالمومنین علی (ع) هیچگاه خود در بیان حق غصب شده اش به بیان حدیث غدیر و واقعۀ غدیر خم پرداخت؟ فصل «المناشده و الاحتجاج» قسمت « المناشده امیرالمومنین (ع) » پاسخی بدین پرسش است. حائز اهمیت اینجاست که در یوم الرَّحبه که در سال 35هـ امیرالرمومنین علی (ع) به غدیر احتجاج کرد بیست و چهار نفر نیز به آن شهادت دادند (الغدیرج1،ص 159به بعد) آری بدین روی کار امینی که نمونه ای از آن آورده شد کاریست کارستان، آنسان که گویی اوراق و برگهای واقعۀ عظیم غدیر خم را همین امروز در برابر دیدگان حقیقت جوی ورق می زند و حادثۀ بزرگ تاریخ بشریت را در اذهان با ذکر جزئیات ترسیم می نماید.


در الغدیر امینی سخن از نقد بی طرفانۀ علمی نموده و عرضۀ اصولی و مطابق با موازین را بنیان گذارده است. بزرگان علم و ادب عرب نظیر عبدالفتاح عبدالمقصود الغدیر را دریای پهناور شناخت وعلاء الدین خروفۀ ازهری الغدیررا کتابی دهشت آفرین و دکتر محمد غلاّب مصری الغدیر را آرزوگاه پژوهشگران نامیده اند. با اینهمه باید گفت که آنهنگام که بی کرانگی آفاق تحقیق را و ژرفکاوی موشکافانه و ارادۀ پولادین امینی و تلاش علمی بدون افول و نوسان او را (چه از آغاز تا پایان کار که درحدود سه دهه کار تالیف الغدیر به طول انجامید بدون فتور و سستی و با همان درجه از جدیّت که در ابتدای کار آغازیده بود به پایان رسانید)


می بینیم، نیک درمی یابیم که تعبیرات دانشمندان در تجلیل از امینی و کتاب او موازنۀ با واقعیت دارد و هرگز در مقام مجامله و اغراق نبوده و نیست. از اینروست که در وصف الغدیر گفته شده، «اگر نه این بود که امینی می خواست به نام غدیر تبرّک جوید و از اینرو کتاب خود را الغدیر نامیده، می بایست الأبحُرُ السبعه یعنی هفت دریا بنامیم».


اینکه امینی سخن از نقد بی طرفانۀ علمی رانده و نمونه های متعددی را در الغدیر به رشتۀ تحریر کشیده، سخنی به گزافه نیست، اعتلای سطح نقد امینی را بر کتابهای اهل سنت آنگاه می توان فهمید که با نقدهای دیگران به همان کتابها مقایسه نمود. برای نمونه 1- نقد الغدیر درجلد اول بر ابن حزم آندلسی را باید مقایسه نمود با نقد عباس محمود عقّاد بر وی در «فاطمه الزهرا و الفاطمیون/ ص81»
2- و یا نقد الغدیر در جلد دوم را بر دکتر هیکل باید مقایسه نمود با نقد شیخ محمد رضا مظفّر بر وی در «کتاب السقیفه / ص47» 3- و نیز نقد الغدیر در جلد سوم بر شهرستانی را مقایسه کنیم با نقد دکتر ابراهیم مدکور در » الفلسفه الاسلامیه منهجٌ و تطبیقه/ ص204»
و نقدهای بسیاری و نمونه های فراوانی که حاکی از ابعاد نگری و جریان شناسی و نکته یابی و دقت امینی و تتبّع کامل و عمیق وی است.


در بررسی مجلات یازده گانۀ الغدیر احصاء همۀ ویژگیهای این تألیف منیف به تفصیل ممکن نخواهد بود مگر با ممارستی طولانی در قالب رساله ای مفصّل، ولی از ویژگیهای الغدیر و نویسندۀ ارجمند آن به عنوان نمونه، بیست مورد را می توان بیان کرد که از برجستگی بیشتری برخوردارند: نخستین آن صبر مؤلف است و طاقت عظمای او و ایستادن بر سر مطلب و خیرگی کردن و چیرگی نشان دادن و پس از آن می توان به استقصاء و تحقیق کامل و بسیاری مآخذ و شور بیان و غنای واژگانی و رزانت استدلال و استواری منطق و تلالوء الهام و قدرت تفهیم و آمیختگی با قرآن چه در دیباچه مثل سرآغاز جلدهای شش تا ده و چه در اختتام و گاه در مقام تذکار و گاه در مقام استنتاج و لحن مودبانه بدور از فحاشی و رکاکت و تهمت و توهین و عدم نقل تقطیعی و رعایت امانت و واقع گرایی و پرهیز از تند لحنی و نیرومندی دلیل و نه سخت زبانی در استدلال و خلوص مولف و قاطعیت در بیان مطلب و عدم شخصیت زدگی و ارائه مدرک و اراده ای بدون فتور و سستی و به برندگی شمشیر را نام برد که در کلام تقریظ نویسان و خوانندگان دانشمند الغدیر بیان شده است.


مجموعۀ این ویژگیها الغدیر را درمرتبه ای ممتاز قرار داده، به گونه ای که امینی پس از تالیف الغدیر دانشمندان و محققان پس از خود را وامدار روش تحقیقی و محتوای پرعیار کتاب خویش ساخته است.


بدین سان آنگونه که شایستۀ این کتاب است بر روی صفحۀ عنوان الغدیر چنین نگاشته شده است: « کتابٌ دینیٌّ، علمیٌّ، فنیٌّ، تاریخیٌّ، ادبیٌّ، اخلاقیٌّ» مطلب بسیار مهم دیگر در شیوۀ کار امینی که معتَقَد و مورد توجه جدی وی بوده اقتدا کردن به روش مولای خود امیرالمومنین علی(ع) در محاجّه با مخالفین و در سخن گفتن دربارۀ آنان است. یعنی پرهیز از نفرین گویی، و دشنام آوری و ناسزاگویی، آنچنان که در پایان جلد هشتم الغدیر تیتری با عنوان«ادبُ الشیعه، ادبُ الامینی» آورده و ذیل آن روایتی را بیان کرده بدین مضمون که امیرالمومنین علی (ع) به حجربن عدی و عمرو بن حمق خزاعی می فرماید: «دوست ندارم شما نفرین کننده وناسزاگوی باشید و همواره ناسزا گفتن گیرید و بیزاری طلبید، اگر بجای این نفرین و ناسزاگویی، کارهای بد آنان را بشناسانید، مثلاً بگوئید روش آنان اینست و این و کردار آنان چنان است و چنین، اینگونه هم سخنتان استوارتر خواهد بود هم عذرتان پذیرفته. خوب است بجای اینکه آنان را لعن کنید و از آنان بیزاری بجوئید بگویید: پروردگارا خون ما و خون آنان را حفظ کن. میان ما و آنان آشتی ده، آنان را از گمراهی برهان، تا آن کسان که حق را نشناخته اند، بشناسند و آن کسانی که در پی غوایت و گمراهی رفته اند، از آن دل بردارند. اگر اینگونه باشد هم من این روش را بیشتر دوست دارم و هم برای شما نیکوتر است.


چون علی (ع) چنین گفت: حُجر و عمرو گفتند یا امیرالمومنین پندت را می پذیریم و به همین سان که تو می خواهی تربیت می شویم» پس از بیان این حدیث امینی اضافه می کند: «امینی نیز همین را می گوید، بلکه این سخن همۀ شیعه است» (الغدیرج8 ص 396)


این مرام امینی و ادب او در برخورد با مخالفان نیز جلوۀ بارزی دارد او با همین رویۀ معقول و متین ضمن انتقاداتی از دانشمندان اهل سنت، توقّعی که از آنها به عنوان افرادی محقق و پژوهشگر می رود را بیان می دارد. به عنوان مثال:

1- او از سید محمد رشید رضاگله مند است که چرا با اینکه آثارسید جمال را دیده و شاگردی عبده را نموده و محضر کاشف الغطاء را درک کرده ولی با اینحال کتابی آکنده از اتهامات بی اساس به شیعه نگاشته است.

2- و از طه حسین می خواهد که در نوشتن تاریخ اسلام و سیره نبوی به نقل مجعولات نپردازد و

3- از محمد حسین هیکل می خواهد که حدیث «بَدءَ الدَّعوَه» را دربارۀ خلافت حضرت علی (ع) که در چاپ اول کتاب خود « حیات محمد (ص)» آورده از چاپ دوم آن حذف نکند و به خاطر ملاحظات حق را نپوشاند. و

4. از دکتر ابراهیم ملحم اسود می خواهد که کلمۀ مشهور «غدیرخم» را در شعر شاعر شیعی معروف کمیت بن زید اسدی «غدا برحم» ضبط نکند. و

5- از شیخ محمد خُضَری و محمد کردعلی شامی و عبداله قصیمی و موسی جارُ الله و امثال اینان می خواست که روایات مجعول بدست امویان را سند تاریخ نشناسانند و

6- از احمد امین و احمد الزّین و ابراهیم الابیاری و خلیل مطران و مصطفی الدّمیاطی و دیگر ادبای مصر شکایتی بس عظیم و دردناک دارد که چرا دیوان شعری را شرح و چاپ و ترویج می کنند که در آن ابیاتی آمده راجع به سوزاندن در خانۀ حضرت فاطمه زهرا (س) و

7- و بالاخره امینی از عادل زُعیتر و دیگر مترجمان مسلمان می خواست که هر کتابی که به دستشان رسید و به هر منظوری که نوشته شده بود ترجمه نکنند و به هنگام ترجمۀ کتابی، نخست سودمند بودن آنرا بنگرند و در مرتبۀ بعد مطالب آنرا بر اصول و منابع عرضه کنند و هرجا خلافگویی و اشتباه داشت با افزودن توضیحات مردم را بیاگاهانند.


اینها نمونه هایی از انتقادات امینی به جامعۀ علمی و دانشگاهی اهل سنت بود و دعوت آنان به پاس داشتن حقیقت و برگزیدن روش صادقانه و امانتداری علمی و در تحقیق و تتبّع و کنار گذاشتن تعصبّات مذهبی و ملاحظات گروهی و فرقه ای و پرهیز از بی دقّتی های ناشی از بی حوصلگی در وارسی و غوررسی منابع و پرهیز از تتّبع ناقص و شتابزدگی در قضاوت.


براستی امینی خود، ملاکها و موازین فوق را در نگارش الغدیر بنا بر اذعان مخالفان رعایت کرده بود. در این میان دانشمندانی بر آن شدند تا الغدیر را ترجمه کنند؛ «دکتر صفا خلوصی» آنرا به انگلیسی و استاد «احمد علی امروهوی» الغدیر را به اردو برگرداندند.


این مجموعۀ نفیس و گرانبها که در 11 جلد در طبع کنونی آن عرضه گردیده البته مجلّدات دیگری دارد که در آن مجلدات اولاً رسیدگی فنّی و عمیق به صحاح ستّ صورت گرفته و ثانیاً بحث «مسند المناقب و مرسَلها» و دیگر بحث «حکومت الالفاظ» آمده است.


آنچه که علامۀ امینی برای عنوان کتاب برگزیده است یعنی «الغدیر فی الکتاب و السُّنه وَ الأدب» ناظر بر رویکردیست که در کتاب دارد. در موضوع کتاب یعنی بحث غدیر آیات مرتبط را به دقت بررسی و موشکافی می نماید برای نمونه در جلد اول آیۀ تبلیغ «یا أَیّهَا الرَّسُول بَلَّغ ما انزِلَ اِلیکَ مِن رَبّکَ و اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَته وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس» را که در روز هجدهم ذی الحجه درسال حجه الوداع (10هـ) نازل شده و نیز آیۀ إکمال را « الیوم اکملتُ لَکُم دینکم و أَتمَتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُم الاسلام دیناً» را که در روز غدیر دربارۀ امیرالمونین نازل شده و نیز آیات سه گانۀ سورۀ معارج که معروف به آیات سَأَلَ سائل اند


« سَأَلَ سائلٌ بَعَذابٍ واقِعٍ، للکافرینَ لَیسَ لَهٌ دافِعٌ مِنَ الله ذی المَعارِج» بطور مفصل بحث و بررسی می نماید و شأن نزول آنرا بیان می کند (الغدیر ج1 ص214) در بحث سنّت نیز احادیث را محور مباحث خود قرار داده و از مدارک عامّه استفاده می نماید، احادیث مربوط به بحث ولایت نظیر «حدیث یوم الدّار» و «حدیث منزلت» و احادیث، مفسرّه در معنای «مولی» را و نیز احادیثی که در تفسیر آیات ثلاث مذکور آمده را به دقت واکاوی و بحث و بررسی می نماید.


در بحث از غدیر به مباحث لغوی، ادبی و نیز در طرح اشعار و مناقب و مدایح شعرای بزرگی مثل کمیت و دعبل و فرزدق و سید حمیری به مباحث علوم بلاغی و صنایع ادبی می پردازد.


در این بین بحث از کلمۀ مولی و معنای آن نیز جایگاهی ویژه دارد امینی معانی مختلف را بیان کرده و معنای مولویت و اولویت به تصرف را حقیقت لغوی برای کلمه مولی می داند، شواهد فراوانی نقل می کند و مولی را از مدارک مخالفین به معنای اولی به تصرّف ذکر می نماید. از (ص 362 تا 385 ج1) را به این بحث اختصاص داده است، به عنوان نمونه از قول «سبط ابن جوزی» آورده که مولی در حدیث غدیر یعنی «مَن کنتُ اولی به من نفسه فعلیٌ اولی بِه» که در تذکره ص 20 چنین آورده و از قول همو ده معنا برای مولی بر می شمارد که معنای دهم مولی را به معنای اولی به شیء قرار می دهد و مراد از مولی در حدیث من کنت مولاه را همان می داند، سپس می گوید، اینرا ابوالفرج اصفهانی در کتاب «مرج البحرین» نیز تصریح نموده است. امینی در اینگونه مباحث ادبی و بلاغی بخوبی توسن اندیشه را در میدان تحقیق به تاخت آورده و حق مطلب را ادا کرده است، او نیک دریافته که اولاً و بالذات مخاطب او در الغدیر دانشمندان و ادیبان و متکلمین بزرگ جهان اسلام اند از این رو اهتمام ویژه ای به ادبیّت و عربیّت نشان داده است.


نکتۀ مهم دیگر در الغدیر و روش امینی در بحث از موضوعات تاریخی، غیر از بررسی منحاز و مستقل هر پدیده در زمینه و زمانۀ خودش، نگاه مجموعی و زنجیره وار و پیوسته مدار به تاریخ است آنسان که در وقایع تاریخی به دنبال ریشه ها و خاستگاهها و شباهتها و سرنخها درگذشتۀ آن حوادث و در ادوار پیشین است.


آثار دیگر علامۀ امینی نیز در نوع خود بی نظیر است. او در اثر حماسی خود بنام «شهداءُ الفضیله» شرح حال یکصد و سی دانشمند شیعی از قرن چهارم هجری به بعد را آورده و شرح چگونگی شهادت آنها را داده است. این کتاب معتبر و غنی از نظر منابع است به گونه ای که دانشمندان و اهل فن مانند خیرالدین زرکلی در «الأعلام» شهدا الفضیله را در زمرۀ منابع و مآخذ خویش قرار داده اند.


شهدا الفضیله مورد تقدیر و تقریظ علمای بزرگ نجف همچون سید ابوالحسن اصفهانی ومرحوم علامه محمد حسین کمپانی و مرحوم حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی قرار گرفت و نیز مورد ستایش و تقریظ دانشمندانی چون دکتر توفیق الفکیکی البغدادی قرار گرفت که آنرا پس از «مقاتل الطالبیین» بهترین در نوع خود دانست. و نیز سید حسن الامین در مقاله ای با عنوان «الهِبَهُ الکبری» و نیز محمدرضا حکیمی در مقاله ای با عنوان «مَعَ الأَفذاذ» آنرا ستودند و مورد تجلیل قرار دادند.


در تالیف تمام این آثار، اعم از الغدیر و آثار دیگر، امینی جان خویش را در تعب و رنج انداخت و سفر های مکرری به کشورهای اسلامی و غیراسلامی برای استفاده از کتابخانه های آن سامان انجام داد. در این مسیر آنچه اعجاب آور است صبر امینی در استنساخ بعضی از نسخ است.
این شیوه ای بود که امینی دربادی امر تالیف و تحقیق در جوانی آنرا آموخته و به کار بسته بود و در تالیف الغدیر از آن بهره برد به طوریکه در سفر به هند علاوه بر اشتغالات علمی دیگر، 2500 صفحه را به دست خویش استنساخ نمود.


این مهم یعنی تالیفات سترگ عملی نمی شد مگر با صبر و حوصلۀ فراوان و چشم پوشی امینی از لذایذ و تجملّات زندگی و گاه در شبانه روز بیست ساعت مطالعه و تحقیق و فیش برداری و استنساخ در کتابخانه های سوریه و هند و عراق و ترکیه و دیگر بلاد جهان اسلام.


عبدالفتاح عبدالمقصود می گوید «کار امینی به حدّی عظیم است که حتّی برای نویسندگان زبردست و برگزیده نیز دشوار است نظیر آنرا پدیدآوردن مگر پس از تحقیق عمیق و دامنه دار و با بیم و احتیاط بسیار»


تالیف الغدیرکه آنرا می توان انقلابی درعرصه تحقیق و پژوهش دانست عده ای فراوان از دانشمندان و ادبا را به اعجاب و شگفتی واداشت، مقاله ها و نامه های فراوان در تجلیل از کار او نگاشته شد و در آنها امینی و مجاهدات علمی او ستوده شد.

 

1- شیخ علاء الدین خروفه استاد جامع الازهر کار امینی را نهضتی علمی دانست و آنرا اثری بدور از شتابزدگی و سطحی نگری معرفی نمود.

2- دکتر بولس سلامه دانشمند و ادیب بزرگ لبنانی اثر امینی را تراویده از خامۀ دلیل زای او دانست و آنرا کاری دانست که برای جماعتی از دانشمندان نیز دشوار و تاب فرساست تا چه رسد تالیف آن به دست یک فرد. و

3- دکتر محمد غَلاّب آنرا ( الغدیر را) آرزوی پژوهشگران و پاسخ به هر شبهه ای دانست و

4- سید عبدالحسین شرف الدین عاملی آنرا پردامنه و آراسته به عنصر ابداع و جمال دانست. و

5- استاد غلامرضا سعیدی امینی را فردی دانست که چهره های ممتاز علمی قرون گذشتۀ اسلام امتیازات خویش را یکجا به او داده اند و

6- استاد سید جعفر شهیدی امینی را مجدّد مذهب نامید و اعلام داشت امینی برای تالیف الغدیر بیش از ده هزار جلد کتاب را مطالعه نموده و رسالتگذاری خویش را در حدّ هشام بن حکم و بوسهل نوبختی و صدوق و مفید و سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) انجام داده و

7- دکتر عبدالحسین زرینکوب کار امینی را پاسخی به سکوت حیرت انگیز مورخان مشهور اسلام مثل طبری، ابن هشام و ابن اثیر دربارۀ واقعۀ غدیرخم دانست و

8- دکتر شفیعی کدکنی کار امینی را بازشناسی چهره های تاریخ دانست و سرمشق فاضلان عصر و دانشمندان حوزه های علمیه، شمرد. و

9- دکتر علی اکبر فیاض، بیان داشت: «الغدیرشاهکار مولفات روحانی عصر ماست» و متصدیان تعلیم و تربیت را به فراگیری و آموزش آن به شاگردان توصیه کرد. و

10- حاج میرزا خلیل کمره ای الغدیر را دایره المعارفی دانست که هر بخش آن فوجی یار و مددگار و مُعین می خواهد با اینحال امینی در محیط شرق تاریک با فقد وسیله تنها و یک تنه به تالیف آن قیام نموده است و

11- دکتر مهدی محقق هدف امینی را آشنایی مسلمانان با منابع اولیه در مساله امامت عنوان کرد و هدف دیگر او را در اختیار گذاردن، اطلاعات و مواد فراوانی در علوم و معارف اسلامی دانست.

 

و امّا نکته دیگر اینکه:

امینی غیر از دایره المعارف بی مانند الغدیر آثار دیگری دارد که شایستۀ یادآوری اند عناوین آن از این قرار است،

1. فاطمه الزهرا(س)

2. المقاصد العلیه

3. تفسیرفاتحه الکتاب

4. ثمرات الاسفار الی الاقطار

5. شهداء الفضیله

6. سیرتُنا و سنّتنا

7. ادبُ الزائر لِمَن یمُّم الحایر

8. تحقیق کامل الزیاره

9. رجال آذربایجان

10. ریاض الانس

11. العتره الطاهره فی الکتاب العزیز

12. تعالیق فی اصول الفقه علی کتاب الرَّسائل للشیخ الانصاری

13. تعالیق فی الفقه علی کتاب المکاسب للشیخ الانصاری

 


اینها همه تتّبعاتی است که گاه در موضوع خود به لحاظ نوع نگرش، ماده تحقیق و آغازگاه آن منحصر به فردند. به عنوان نکتۀ ماقبل آخر ذکر این مطلب خالی از فایده نیست که امینی بنیان گذار روشی نو و فکری جدید بود برای بهبود وضعیت تحقیق و پژوهش و دسترسی آسان محققین به منابع و مآخذ مورد نیاز و از اینرو کتابخانه ای با ترتیبات کاملاً بروز و منطبق با متد علمی روش تحقیق در نجف اشرف با نام «مکتبه الامام امیرالمومنین العامه» یعنی کتابخانه عمومی امیرالمومنین (ع) تاسیس کرد که در روز عید غدیر سال 1379هـ افتتاح شد. طرح بزرگ فرهنگی دیگر او ایجاد دارالتألیف و خانه نویسندگان بود با غرفه های متعدد که افق دید گستردۀ او را در نشر و ترویج فرهنگ و دانش و علم و ادب در آن روزگار نشان می دهد و تفصیل چگونگی آن در این مقال نمی گنجد.


افراد زیادی امینی را ستودند برای او نامه نوشتند و در تجلیل از کار او مقاله و کتاب نگاشتند از تقریظ نویسان و تقدیر کنندگان از امینی می توان به

1.ملک فاروق اول مصر و

2. ملک حسین اردن و

3. عادل غضبان از قاهره و

4. محمدسعید دَحدوح از حلب سوریه و

5. بولس سلامۀ مسیحی از بیروت لبنان را می توان نام برد که البته همۀ نامه ها و تقدیرها و تقریظها به جمعاً هشتاد و هفت نامه می رسد که همه از شخصیتهای ادبی دینی، سیاسی جهان اسلام و نیز برخی متعلّق به جهان مسیحیت اند.


اشعار زیادی نیز در مدح امینی و توصیف الغدیر سروده شد. از آنجمله قصیده ایست که سید الشعَرا امیری فیروزکوهی در مدح او سرود، و نظایرآن باید گفت درگذشت امینی ثلمه ای جبران ناپذیر در جامعۀ تشیّع ایجاد کرد و خسرانی عظیم بر اهل علم و ادب و تحقیق تحمیل کرد.


العلمُ بَعدَ أبی العلا مُضَیِّعٌ وَ الدَّهرُ خالِیه الجَوانبِ بَلقَعٌ

و به قول علامه جلال الدین همایی امینی به تمام معنی مومن خالص و مجاهدی سبیل الله بود که
فرموده اند: الجهادُ جهادان، جِهادٌ بالبنان و جِهادٌ بالبیان. رحمه الله علیه رحمه واسعه و نوَّر الله مَرقدَه.

 


یاسر فلاحی حسین آبادی     
ذی الحجه 1438 هـ - شهریور 96

خواندن 90 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز713
دیروز993
این هفته4484
این ماه30317
جمع بازدیدها378320

1396-09-02
Top