رشد با نور ولایت / آیت الله صافی (ره)

چکیده:
آنچه در این مقاله می خوانیم سخنرانی حضرت آیت الله صافی اصفهانی رحمةالله علیه درباره حیات معنوی انسانهاست. ایشان قائل به این مطلب هستند که هر انسانی دارای دو حیات است حیات مادی و حیات انسانی. انسان با مرگ از حیات کثیف دنیوی بیرون می رود و چنانچه دارای حیات الهی و انسانی باشد پس از مرگ نیز همچنان زنده خواهد بود. حیات انسانی که با ایمان و عمل صالح به دست می آید مقدمه نور الهی است و نور الهی به جز نور ولایت نیست و باید دانست که مقام ولایت کلیه الهیه همانند خورشیدی است که بر دلهای مؤمنین می تابد و آنان را در مسیر باطنی و معنوی یاری می رساند.

اشاره :
این اثر از سلسله درسهای مرحوم علامه ی فقیه حضرت آیت الله صافی اصفهانی زعیم فقید حوزه ی علمیه ی اصفهان در خلال سال های 1362 هـ ش تا 1365 هـ ش است.
چگونگی تشکیل جلسات درسهای اخلاق و معارف:
حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ علی صافی فرزند فاضل آن مرحوم و سرپرست مجموعه ی دارالصادق اصفهان در مورد چگونگی تأسیس جلسات درس اخلاق مرحوم والدشان چنین می فرماید: شخص اینجانب مؤسس جلسات توسل صبح های جمعه و درس های سیار اقتصاد ایشان و هم چنین جلسات درس های اخلاق و معارف مرحوم والد بودم که پس از آن که مدت ها به ایشان پیشنهاد و اصرار می کردم وقتی دیدم ایشان مطلقاً راضی نمی شوند و از این بابت
مأیوس شدم تصمیم گرفتم ابتدا یک جلسه ی دعای توسلی برگزار کنم و آنگاه به مرور زمان ایشان را راضی کنم.
شبی از شب های جمعه و سرد زمستان بود که قبل از نماز مغرب و عشا وسایل چای را آماده کردم و با آقا به مسجد رفتم در مسجد به چند نفر از رفقا گفتم بعد از نماز به منزل ما بیایید یک جلسه ی دعای توسلی داریم. وقتی از مسجد برگشتیم مرحوم والد دیدند بساط چای برقرار است، پرسیدند: مهمان داریم؟ گفتم: می خواهیم یک دعای توسل بخوانیم. آنگاه چند نفر از دوستان آمدند و دعا را شروع کردیم و ادامه پیدا کرد تا بعد از چند هفته کم کم بنده و شرکت کنندگان در آن مجلس آقا را راضی کردیم که هفته ای 20 دقیقه الی نیم ساعت یک مقدار مطالب اخلاقی برای ما بیان نمایند و الحمدلله این کار عملی شد و اکنون به عنوان یک اثر ماندگار از ایشان باقی مانده است.
جا دارد متذکر شوم که مرحوم والد بعضی کتاب ها را به من معرفی می کردند و می فرمودند: ببین راجع به فلان موضوع (که باید شب جمعه راجع به آن بحث می کردند) اگر داستان جالب و بدرد بخوری دارد آن را مطالعه کن و برایم بگو تا در بحث شب جمعه از آن استفاده کنم.بنده نیز امتثال امر می کردم به امید این که در تبیین و نشر معارف حقیقی اسلام سهمی داشته باشم که مورد رضای خدا و اولیاء خدا واقع شود.

رشد با نور ولایت

بسـم الله الـرّحمن الـرّحیم
ممکن است کسی از نظر جسمی، پنجاه ساله یا شصت ساله باشد ولی از نظر روحی کودک باشد. کسی که تازه در شعاع نور ولایت قرار گرفته باشد مانند کودکی است که تازه راه افتاده باشد. پس از مدتی رشد می کند تا رفته رفته در زمره ی اولیای خدا قرار گیرد.
پس از این مرحله، ملائکه بر او نازل می شوند:

((إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبنَا الله ثمَّ اسْتَقامُوا تَتنَزلُ عَلَيْهِمُ الْملائِكَةُ)) (1)

در حقیقت، کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می آیند. و به او خطاب می کنند که:

((نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرةِ)) (2)

در زندگی دنیا و در آخرت دوستانتان ماییم.
در این مرحله تمام فرشتگان الهی در فعّالیّت و کوشش هستند تا به این بنده ی صالح کمک کنند و در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی به او یاری رسانند.البته جنبه ی معنوی اولویت دارد. جنبه ی مادی هدف نیست بلکه در حد یک وسیله است؛ هر چند باید به جنبه ی مادی نیز توجه داشت. خانه، لباس، زن، فرزند، غذا و...همه جنبه هایی از زندگی مادی اند ولی همه در حد وسیله اند. اساساً دنیا یک وسیله است و اولیای خدا (3) به آن به عنوان یک تجارتخانه نگاه می کنند: ((الدنیا متجر اولیاء الله)) (4). دوستان خدا در دنیا تجارت می کنند و از سود حاصله ی آن در جهان آخرت و حیات ابدی برخوردار می شوند.

((أَومَنْ كَانَ مَيتًا فَأَحْيَينَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمشِي بهِ في النَّاسِ)) (5)

آیا کسی که مرده [دل] بود و زنده اش گرداندیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود، چون کسی است که... ما انسان هایی را که مرده بودند زنده نمودیم و نوری به آنان عنایت کردیم که با آن در اجتماع سیر نمایند. گو این که آن انسان ها در تاریکی و ظلمت فرو رفته اند و به وسیله ی این نور خود را بیرون می آورند.

ولایت یا حیات حقیقی

از ظاهر آیه برمی آید که انسان پیش از آن که در زمره ی عباد صالح درآید مرده بوده و حیات نداشته است.حیات و زندگی از هنگامی به او عنایت می شود که دست ولایت بر سر او قرار گیرد:

((وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ)) (6)

خدا دوستدار شایستگان است.
((مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤمنٌ فَلنُحْيِيَنَّه حَيَاةً طَيِّبةً)) (7)

هر کس ـ از مرد یا زن ـ کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای، حیات[حقیقی] بخشیم. انسان ها تا وقتی که عمل صالح انجام نداده اند دارای حیات انسانی نیستند.
حیاتی که از طرف حق تعالی به انسان ها داده می شود غیراز آن حیات جسمانی و مادی است که قبلاً داشته اند؛ آن حیات،حیاتی مادی است، حیاتی حیوانی وکثیف است و دارای ارزش نیست ولی این حیات ، حیاتی پاکیزه است و همیشگی است و مرگ ندارد.

موت انسان در هنگام مرگ موت حیوانی است و حیات انسانی او همیشگی است و پس از مرگ نیز دوام دارد. انسان با مرگ از حیات کثیف دنیوی بیرون می رود و چنانچه دارای حیات الهی و انسانی باشد پس از مرگ نیز همچنان زنده خواهد بود:

((أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإيمَانَ وَأَيدَهُمْ برُوحٍ مِنْهُ)) (8)
در دل اینهاست که[خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تأیید کرده است.
هر موجودی در مرحله ای از حیات قرار دارد و در همان مرحله دارای روح خاصی است؛ نبات دارای حیات است و روح نباتی دارد؛ حیوان دارای حیات است و روح حیوانی دارد، انسان نیز اگر در زمره ی عباد صالح نباشد دارای روحی حیوانی است و تفاوتش با سایر حیوانات در قیافه ی ظاهری او و بهره هایی است که از نظر عقل و تفکر دارد، امّا اگرمصداق عباد صالح باشد روح دیگری پیدا می کند که روح الهی (9) است و روح الهی به آنها عنایت می شود.

بینش با نور الهی

انسان ها هنگامی که ایمان و عمل صالح پیدا کردند نور الهی (10) نیز پیدا می کنند:

((وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمشِي بهِ فِي النَّاسِ)) (11)
برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود.
به آنان نور خاصی داده می شود که با آن می توانند در میان مردم سیر کنند و راه درست را تشخیص دهند. محیط قلب آنان با داشتن این نور روشن می شود و از تاریکی و ظلمت رها می گردد.

در روایتی از امام باقرعلیه السلام این نور به نور ولایت تعبیر شده است. امام صادقعلیه السلام نیز می فرماید: ((و جعلنا له اماماً یأتمّ به)) (12)، یعنی این نور، در حقیقت، همان نور ولایت است و همان امام است که به واسطه ی راهنمایی و هدایت او انسان قادر خواهد بود صراط مستقیم حق (13) را بیابد و در آن سیر نماید.

مقام ولایت کلیه ی الهیه (14) همانند خورشیدی است که بردل های مؤمنین می تابد و آنان را در سیر باطنی و معنویشان یاری می رساند.
انسان اشیاء ظاهری را در صورتی می بیند که اولاً دارای چشم باشد و ثانیاً نور نیز وجود داشته باشد که بر آن شیء بتابد و محیط را روشن کند.

چشم باطن نیز همین گونه است؛ یعنی اولاً باید خود آن چشم وجود داشته باشد و ثانیاً فضای اطراف نیز نورانی باشد.آن نوری که این فضا را روشن می کند و به انسان توانایی دیدن را عطا می کند نور ولایت است. این که در حدیث آمده است که: ((اتقوا من فراسة المؤمن فانّه ینظر بنور الله)) (15) ؛ یعنی از زیرکی مؤمن بر حذر باشید زیرا مؤمن (16) با سایر انسان ها متفاوت است و چیزهایی را می بیند که دیگران از دیدن آن عاجزند، ناظر به همین معناست. متّقین دارای بینش خاصی هستند که می توانند خارج از چار چوب عادی و طبیعی شر و خیر و حق و باطل و نفع و ضرر و صلاح و فساد را تشخیص دهند. این بینش همان نور ولایت است.

مصونیت صاحبان بینش

به دنبال این بینش و تشخیص، پیروی و اطاعت عملی است. هنگامی که مؤمن درک کرد که صلاح و فسادش چیست و حق و باطل کدام است حتماً از باطل دوری نموده و در مسیر حق قرار خواهد گرفت. کسی که نفع و ضرر را تشخیص دهد قطعاً در پی جلب منفعت و دوری از ضرر برخواهدآمد. چنین شخصی دیگر عقب گرد نخواهد داشت و روز به روز در مسیر تکامل پیش خواهد رفت.
کسی که در مسیر تکامل قرار گرفت، همواره مورد عنایت ولی و امام خود خواهد بود و هیچ گاه رها نخواهد شد. شأن آنان همین است که چنین اشخاصی را هدایت نمایند. اساساً این مسأله مسؤولیت آنهاست و همواره بندگان صالح خدا از رهبری باطنی ائمه برخوردار خواهند بود.این هدایت انقطاع ناپذیر است و چنین اشخاصی به سعادت و تکامل حقیقی دست خواهند یافت.
ممکن است مردم درباره ی بندگان صالح خدا و مؤمن حقیقی دیدگاه خوبی نداشته باشند و نسبت به آنان بدبین باشند و نسبت به اعمال و روش زندگی آنان توهمات باطلی بکنند، چنین کاری برای مردم بسیار خطرناک خواهد بود. همه باید مواظب باشند که نسبت به مؤمنین و بندگان صالح سوء ظن نداشته باشند و به آنان جسارت و اهانتی نکنند (17)، زیرا برای خود آنان عواقب بسیار بدی خواهد داشت.

مجلـه ی نورالصـادق، شمـاره 14 و 15

 


1-فصّلت/30
2-فصّلت/31
3-مراد از اولیاء خدا در بحثهای مرحوم آیت الله صافی عارف و صوفی نیست که یک غلط مشهور است بلکه مراد ایشان عباد صالحین و کسانیکه تنها به قرآن و عترت تکیه می کنند می باشد، شهید مطهری می گوید عرفان و تصوف دو کلمه ای است مترادف از نظر دلالت
بر مسمای خود و بر گروهی اطلاق می شود که سعی در شناخت ذات خالق متعال و شناخت صفات او و شناخت چگونگی رابطه ی او با مخلوقاتش دارند که تفکر و اندیشه ی آنان ایده ای به نام وحدت وجود را پدید آورده است. عرفان، عنوان فرهنگی این گروه و تصوف عنوان اجتماعی آنان می باشد. (آشنایی با علوم اسلامی/70 بخش عرفان) بنابراین مرحوم آیت الله صافی که به شدت با مبانی عرفان و تصوف مخالف بودند کما اینکه از همین درسهای معارف و نیز از دستنوشته های ایشان و از سیره ی عملی ایشان معلوم است، هرگز مرتکب چنین غلط مشهوری نمی شدند و کلمه ی اولیاء الله را به اهل تصوف و عرفان مصطلح اطلاق نمی کردند.
4-بسنجید: شرح نهج البلاغة ج 18/325: «ان الدنیا دار صدق لمن صدقها ...ومتجر اولیاء الله»و ارشاد ج1/296 و بحارالانوار ج 74/420: «الدنيا دار صدق لمن عرفهاومضمارالخلاص لمن تزودمنها...ومتجراوليائه،اتجروا تربحوا الجنّة»
5-انعام/122
6-اعراف/196
7-نحل/97
8-مجادله/22
9-مراد این است که روحیه ای پیدا می کند که مطیع پروردگار عالم خواهد شد.نه اینکه معنای اتحاد یا حلول داشته باشد کما اینکه عرفا به آن معتقدند و مرحوم آیت الله صافی چنین اعتقادی را باطل و کفر و صاحبش را کافر و نجس می دانند.
10-همان
11-انعام/122
12-تفسیر العیاشی ج1/376«... و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس و قال اماماً یأتم به»
13-یعنی قرآن و عترت و لاغیر کما اینکه پیغمبر اکرم9 فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا
14-یعنی امام حی معصوم و مفترض الطاعه
15-کافی ج 1/218، وسائل الشیعة ج 12/38
16- یعنی کسی که ایمان قلبی دارد به مبدأ و معاد و انبیاء و ائمه، اقرار به زبان و عمل به ارکان برخلاف عرفا و اهل تصوف که خوبان آنها معتقدند به تصفیه ی قلب و با عمل کاری ندارند مثلاً می گویند قلبت پاک باشد بقیه اش مهم نیست یا می گویند یک یا علی بگو گناه ثقلین را هم کردی مشکلی ندارد!!
17-به خلاف افراد بی ایمان و منافق و بدعت گذار که باید آنها را لعن و نفرین کرد و از آنها فاصله گرفت تا از بین مسلمین دور شوند. پیغمبر اکرم9 فرمود: من اهان صاحب بدعة آمنه الله یوم الفزع الاکبر.
یا امام باقرعلیه السلام درباره ی منافقینی که در لباس دین و در لباس محبت به ائمه ی طاهرین مردم را به انحراف
می کشانند می فرماید: ((یا أبا هاشم سیأتی زمانٌ علی النّاس ... علماؤهم شرار خلق الله علی وجه الأرض لأنَّهم یمیلون إلی الفلسفة و التصوف...))

خواندن 211 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز1222
دیروز993
این هفته4993
این ماه30826
جمع بازدیدها378829

1396-09-02
Top