علما با برگزاری همایش بایزید بسطامی به شدت مخالفت کردند

بیانیه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی پیرامون همایش ملی عرفان شرق

حال در جوار روضه مقدسه حضرت ثامن الحجج عليه الصلاة و السلام دانشگاهي با اين اسم بزرگ، بايد مرکزي جهاني براي علوم اسلامي باشد، و آوازه آن در بين دانشگاه ها در شعب مختلف تفسير، حديث، رجال، اصول، فقه و علوم ديگر، بيشتر اسباب افتخار عالم اسلام باشد

به گزارش شیعه آنلاین، حضرت آیت الله شیخ «لطف الله صافی گلپایگانی» از مراجع عظام تقلید قم، درباره همايش ملي عرفان شرق براي ابوالحسن خرقاني و بايزيد بسطامي، هشدار داد. متن کامل اظهارات ایشان در این باره، بدون هیچگونه تغییری به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيد الاولين و الآخرين و خاتم الانبياء و المرسلين سيدنا ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين و لاسيما مولانا بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم اجمعين الي يوم الدين.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً کَثِيرَةً تَامَّةً زَاکِيَةً مُبَارَکَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَرَادِفَةً مُتَوَاتِرَة.

بنده خدمت شما عزيزان عرض ادب دارم، و از خداوند متعال مسألت مي کنم که در اين زمان و اين اوضاع دنيا، انشاء الله موفق باشيد و بتوانيد قلّه هاي علم، معرفت و بينش اسلامي را فتح کنيد؛ شما هم بايد از خدا بخواهيد که در خدمت به اسلام و کسب عنايت آقا حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف از آنچه در توان داريد کوتاهي نکنيد، خصوصاً در عرصه دانش و معرفت، بايد اهتمام ما بيشتر شود و مجهولاتي که بشر دارد، از آن کاسته شود و روز به روز رو به پيشرفت و ترقي باشيم.


دانشگاه علوم اسلامي رضوي با اين اسم بزرگ و با عظمت علاوه بر آن سوابقي که داشته است و تحت عنوان مدرسه خيرات خان و مدرسه ميرزا جعفر بوده که علماي بزرگي در اينجا تربيت شده اند، انتظار است که مرکزي جهاني به نام حضرت رضا عليه الصلاة و السلام عالم آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين باشد.

همه ائمه عليهم السلام از جهت علم «کلهم نور واحد» بودند، ولي حضرت رضا عليه الصلاة و السلام از لحاظ موقعيت ها و فرصت‌ها‌يي که براي ايشان فراهم شد، توانستند بسياري از مطالب و علوم اسلامي را که تا آن وقت حتي مخفي مانده بود به مردم برسانند و تبليغ کنند.

حال در جوار روضه مقدسه حضرت ثامن الحجج عليه الصلاة و السلام دانشگاهي با اين اسم بزرگ، بايد مرکزي جهاني براي علوم اسلامي باشد، و آوازه آن در بين دانشگاه ها در شعب مختلف تفسير، حديث، رجال، اصول، فقه و علوم ديگر، بيشتر اسباب افتخار عالم اسلام باشد.

الحمدلله اوضاع و احوال هم نسبتاً فراهم است، بايد قدر دانست و روز به روز بر ترقي و استکمال در رشته‌هاي علمي مختلفي که اينجا هست افزود و خلاصه بايد يک دانشگاه نمونه شد.

اين اسم و شرايطي که براي اين دانشگاه است اقتضاء دارد که اينجا دانشگاهي باشد که در عالم اسلام معروفيت پيدا کند، و اساتيدي تربيت کنند که اينها جوابگوي همه سؤالات علمي باشند؛ کساني در اينجا تربيت شوند که بتوانند در تبليغ دين جوابگوي شبهات باشند.

الحمدلله ما از جنبه ذخائر علمي هيچ چيز کم نداريم، يعني همه مايه هاي علمي در اختيار شيعه است؛ اولاً قرآن مجيد، ثانياً مثل نهج البلاغه، کتب اربعه و ساير آثاري که از اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است، مثل صحيفه سجاديه، صحيفه اولي، ثانيه، ثالثه، و صحيفه رابعه.

شما خطبه هايي که از حضرت رضا عليه الصلاة و السلام رسيده است را ملاحظه کنيد. اگر بخواهيد نظيري براي خطبه هاي نهج البلاغة پيدا کنيد همين معارف و خطبه هاي حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام است.

ما حتي اين دعاهايي که مي خوانيم همه اش علم و معرفت است؛ انسان را مي سازد و تربيت مي کند. الحمدلله همه ذخايري که بايد داشته باشيم داريم، مهم اين است که اينها را به عرصه ظهور برسانيم، و مثل اين دانشگاه هم بايد اين رسالت را بر عهده بگيرند.

اميدوارم که اين مرکز، در اين زمان با اين اساتيد محترم و خلوص نيتي که انشاء الله هست بتوانند براي خدا و به قصد ترويج دين و تعظيم شعائر و رساندن پيام هاي قرآن به دنيا به نحو احسن انجام وظيفه کنند.

آنچه که بايد به ان توجه داشت اين است که حيثيت بشر به علم است؛ در روايات است که تَخَلَّقُوا بِاَخلاقِ الله؛ به اخلاق خداوند متخلق و آراسته شويد. دو صفت از صفات خداوند متعال که از همه صفات بالاتر است و مي شود گفت که ساير صفات ثبوتيه هم به اين دو برمي گردد؛ صفت علم و قدرت است. تخلّق به اين دو صفت يعني تخلق به اخلاق خداوند.

هر چه بروز اين دو صفت در جامعه بيشتر باشد، آن جامعه بيشتر حيات دارد، مخصوصاً در جنبه علم و مايه هاي علمي، البته معلوم است که علوم حقيقي و انسان ساز علومي است که از محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين به ما رسيده است؛ علومي که معنويات را کامل مي کند، اگر چه در کنار آن ساير علوم هم هست و بايد در همه جهات مسلمانان جلو باشند و پيشرفت داشته باشند، همان طور که در روايات است: «إِنَّ أُمَّتَکَ فِي الْأَرْضِ کَالشَّامَةِ الْبَيْضَاءِ فِي الثَّوْرِ الْأَسْوَدِ هُمُ الْقَادِرُونَ وَ هُمُ الْقَاهِرُونَ يَسْتَخْدِمُونَ‏ وَ لَا يُسْتَخْدَمُونَ‏»(1)

البته اين خدمت و استخدام که در اينجا هست نه به معناي استخدام و استعمار و استحقاري که الان در دنيا وجود دارد. مي فرمايد: امت اسلام در ظلمت ها و تاريکي ها درخشندگي دارد؛ مسلمان هر کجا برود به علم و دانش و به معرفتش جلوه مي کند. ما مسلمانان از ديگران بي نيازيم و ديگران به معارف ما نيازمند هستند و بايد از ما کسب علوم و معرفت کنند.

اوضاع دنيا بسيار خاص است؛ انتظار از مسلمانان و کساني که در رشته هاي علوم اسلامي وارد هستند اين است که اينها به احسن وجه آماده شوند براي اينکه اسلام را و معنويت و اخلاق را به همه دنيا برسانند.


دشمني ها و هجوم هاي مختلفي که الان عليه دين اسلام مطرح شده است زياد است، بايد در دانشگاه ها جواب همه اينها مطرح شود. بايد براي اين دين ستيزي و دين گريزي که در بعض جوانان پيدا شده است فکري کرد البته نمي خواهيم بگوييم تحت چه عواملي اين ايجاد شده است و طوري شده که برخي به اشتباه بعض نواقصي که مثلاً در بنده وجود دارد را مربوط به اسلام مي دانند و نمي دانند که در واقع اين نواقص از روي عمل نکردن به اسلام است؛ هر کجا نقصي باشد، از جهت اين است که ما به اسلام و هدايت هاي ائمه عليهم السلام عمل نکرده ايم. اگر خوب عمل شود مردم و جوانان به دين و قرآن روي مي‌آورند. نواقص موجود در جامعه نه تنها هيچ ارتباطي به دين و قرآن ندارد، بلکه همه‌ از عمل نکردن به قوانين شرع مقدس و عدم پايبندي به احکام مي‌باشد.

همه اينها مطالبي است که وظايف روحانيت و وظايف مثل اين دانشگاه و اساتيد و دانشجويان عزيز را زياد مي کند. بايد که بيشتر از اينها آماده باشيم. بايد تمام تلاشمان اين باشد که علم و قدرت جامعه را افزايش دهيم؛ علمي که انسانيت انسان را کامل مي کند، فضايل معنوي انسان را بالا مي برد، دوستي و همکاري بين بشر را ارتقاء مي دهد. اصلاً اساس دعوت اسلام و هدايت هاي اهل بيت عليهم السلام بر تعاون در بقا است، يعني بشر همه با هم باشند، و نبايد تنازع در بقا داشته باشند.


خلاف اين چيزي که الان بر بشريت و دنيا حاکم است که همه براي بقا تنازع دارند؛ طوري است که بقاي همديگر را نمي خواهند و بقاي ديگران را منافي با بقاي خودشان مي دانند. اين اوضاع ناامن برخي کشورها براي اين است که همه تنازع در بقا دارند؛ ولي اسلام اين را نمي گويد. شعار اسلام «تَعَاوَنُوا عَلَي البِرِّ وَ التَّقوي»[2] است. اگر اين طور باشد مطمئناً دنيا به سمت خير و سعادت پيش مي رود.

ولي متأسفانه الان دنياي اسلام و بلاد مسلمانان به اين مکتب و شعارها توجه نمي کنند، و راه هاي ديگري پيش گرفته اند؛ راه هايي که نهايتش ضلالت و گمراهي است.


به طور مثال همين چند روز ملتفت شدم که قرار است همايشي در شاهرود به عنوان همايش ملي عرفان شرق براي ابوالحسن خرقاني و بايزيد بسطامي برگزار کنند. شما اگر تذکرة الاولياء را ببينيد، متوجه خواهيد شد که اينها چه عقايدي دارند. اگر ما بخواهيم مثل بايزيد را معرفي کنيم و بگوييم سابقه ما اين است واقعاً اسباب خجلت مي شود؛ حرف هايي در تذکرة الاولياء از قول او نقل شده است که انسان واقعاً خنده اش مي گيرد، و هيچ توجيه و تأويلي نمي پذيرد.

ما هيچ وقت، خودمان را به اين سوابق معرفي نمي کنيم. همه از اطراف و اکناف بيايند و در اين معرفي ها چه چيزي را ببينند؟! اگر بخواهيد کسي را مثلاً در منطقه شرق؛ طوس و خراسان معرفي کنيد شيخ طوسي را معرفي کنيد که آن همه علوم و خدمات داشته است.


در مورد ابوالحسن خرقاني هم بزرگترين کاري که توانسته انجام دهد اين است که مي گويد با خدا چند مرتبه کشتي گرفتم و در مرحله آخر خدا بر من غالب شد. اينها حاکي از جوّ جهل و جهالتي است که وجود دارد.


شما اگر واقعاً به دنبال علم و معرفت هستيد، نهج البلاغة را ترويج کنيد. مکتب «تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَکُمْ أَلّا نَعْبُدَ إِلّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَيْئاً»[3] و «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ»[4] را تبليغ کنيد و به مردم بشناسانيد.

مکتب اهل بيت عليهم السلام که مغفول عنه واقع شده است را معرفي کنيد. همين عهدنامه مالک اشتر را که نمي شود برايش قيمتي تعيين کرد به مردم بگوييد.


جرج جرداق آن دانشمند بزرگ مسيحي در کتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانية» منشور 28 ماده اي سازمان ملل را با اين عهدنامه مقايسه مي کند؛ عين عبارت آن منشور را نوشته و در مقابل هر ماده يک جمله از همين عهدنامه نوشته است. آن وقت در آنجا گفته که شما بياييد اين را مقايسه کنيد ببينيد که بعد از هزار و چهارصد سال که دنيا با اين همه تحرکات و انقلاب روبرو بوده است، اين عهدنامه بسيار کامل تر از اين منشور است.


سپس جرج جرداق چهار فرق عمده بين اين دو مي گويد که دو جهت آن اين است: يکي اينکه وقتي مي خواستند منشور بنويسند به قول خودشان همه حقوقدانان و دانشمندان و اشخاص مطلع را در جلسات و کنفرانس هايي جمع کردند و به ادعاي خود جمله هايي نوشتند که کامل تر از آن نباشد. بعد هم در روزنامه ها نوشتند که هر کس نظري دارد ارائه بدهد ولي اين عهدنامه را اميرالمؤمنين علي عليه السلام بدون مقدمه في‌البداهه نوشتند و به مالک دادند.


يک فرق ديگر اينکه اينهايي که اين منشور حقوق بشر را نوشتند اول کسي که به آن عمل نمي کند خودشان هستند و اوضاع دنيا گواه آن است، اما اين که اميرالمؤمنين عهدنامه را نوشتند اول کسي که متعهدتر از همه به آن بود به شهادت تاريخ زندگاني حضرت، خود ايشان بود.

غرض اينکه قدر اهل بيت عليهم السلام و هدايت هاي آن را ندانستيم و نشناختيم و به همين خاطر به حرف هاي ديگر که گمراهي است دچار شديم.


به هر حال بنده اميدوارم که دانشگاه علوم اسلامي رضوي که اسم بسيار با مسمايي دارد، آوازه و افتخاراتش بيش از اين شود و شما عزيزان طوري سعي و تلاش کنيد که اسباب افتخار همه مسلمانان باشد. والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته.


________________________________________

پی نوشت ها:

[1] بحار الأنوار؛ ج10، ب2، ص43.
[2] مائده، آيه2.
[3] آل عمران، آيه64.
[4] حجرات، آيه13.


sadegh-shiraziحضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله

در تاریخ 10/6/91 طی سخنانی فرمودند:
بایزید بسطامی در نقلی شیخ جلیل القدر الحر العاملی قدس سره[1] آورده اند مورد تانیب و سرزنش مکرر حضرت امام محمد الجواد علیه السلام قرار گرفته است و حضرت از او تعبیر به (المقصر) فرموده اند. تجلیل از این چنین شخصی در تضاد با اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام به شمار می آید .
و اعاذ الله المؤمنین عن امثال ذلک



[1] . اثبات الهداة، ج 3 ص 248



shirazi2222بیانیه حضرت آیت الله العظمی سید محمدباقر شیرازی مدظله العالی پیرامون همایش ملی عرفان شرق

بلی بسیار جای تأثر و تأسف است که افرادی که نزد اکثر بزرگان دین لااقل مورد انزجار بلکه به نظر بسیاری از آنان محکوم به کفر می باشند مانند بایزید بسطامی و منصور حلاج و امثال آنها بلکه مولوی و محی الدین عربی و مانند آنها و پاره ای از آنان اگر در اثناء کلمات و نوشته های آنان مدحی از ائمه طاهرین علیه السلام یا مطلبی مطابق با موازین صادر شده باشد لکن زمانی که بسیاری یا اکثر نظرات و کلمات آنان بر خلاف موازین بلکه تمام ادیان آسمانی می باشد پس به چه میزان برای آنان همایش و کنگره آن هم با این وضعیات بسیار مشکل کشور انجام شود و انجام این مراسم علاوه بر آن که از هر جهت محکوم و مخالف با قانون اساسی و مذهب جعفری است موجب نکبت و مزید بر مشکلات و اختلاف طبقات می گردد. الان هم بر تمامی علماء و بزرگان و آقایان شاهرود است که به هر قیمتی که باشد مانع از انعقاد همایش مذکور بشوند و بر فرض انعقاد آن را از بین ببرند و با این اعمال خون شهدا و زحمات بزرگان و علما و مرحوم امام و امثال ایشان و از همه بالاتر خون پاک حضرت سیدالشهداء را از بین نبرند.
از خداوند تبارک و تعالی خواستاریم که این مملکت و ملت را که در طول هزار و اندی سال با آن همه فداکاری ها و شهادت ائمه علیه السلام و بسیاری از بزرگان دین و شهادت و فداکاری بسیاری از ملت رشید ایران در گذشته و ازمنه اخیر محقق گردیده و ایمان صاف و خالی از خرافات را دارا گردیدند آن را مشوب به این خرافات و ضایعات عمر ننمایند و زحمات بزرگان دین را از بین نبرند.



1 ذی الحجة / 1433
سید محمد باقر بن عبدالله الشیرازی


dozبیانیه حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی مدظله العالی پیرامون همایش ملی عرفان شرق

باسمه تعالی

«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلىَ‏ حَرْفٍ»(سوره ی مبارکه حج، آیه ی 11)
و برخی از مردم خداوند را با انحراف ـ از راه الهی آن ـ می پرستند



مردم متدین ایران و شهر عالم پرور شاهرود:
سلام علیکم:

ما بارها به مؤمنین بالاخص جوانان عزیزمان گوش زد کرده و در پاسخ سؤال های رسیده و نیز در جلسات سخنرانی خویش نسبت به گسترش بعضی افکار انحرافی در سطح جامعه هشدار داده ایم و سفارش کرده ایم که لازم است همه در منطبق ساختن عقاید خود با اصول اسلامی کوشیده و عقاید خود را با دلایل محکم و مستحکم فرا گیرند و در این راه به آیات قرآنی و روایت ائمه علیهم السلام تمسک جویند و از علمائی که آشنا و خبره در دین هستند مطالب و معارف زلال و پاک را دریافت کنند، چون علما و مجتهدین شیعه همواره در طول تاریخ مطالب حقه را بدون کوچکترین تصرف در اختیار مردم گذاشته و می گذارند و از خود حرفی ندارند و نمی گویند ولی متأسفانه افرادی از اوائل اسلام پیدا شده اند که راه انحرافی را در پیش گرفته اند که خداوند متعال در قرآن کریم ایشان را این گونه معرفی فرموده است: « وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلىَ‏ حَرْفٍ» مثل سفیان ثوری، حسن بصری و کرخی و حلاج و غیر ایشان که این مسیر انحرافی تا امروز نیز ادامه دارد. اینان یک روز به نام اهل حق، و یک روز به نام نعمت اللهیه، روز دیگر به نام گنابادیه و ...، ظهور کرده و با نام دین و مذهب تشیع به ترویج عقاید منحرف خود می پردازند، در حالی که در عمل با مذهب شیعه مخالف و در برابر آن قد علم کرده اند. حتی می بینیم که "نعمت الله ولی" در نوشته های بر جای مانده از او، خود را صراحتاً اهل سنت معرفی می کند.

"گنابادی ها" هم که ادعای تشیع دارند و سنگ عمل به دین را به سینه می زنند، تنها حدود دو قرن است، به وجود آمده اند و در واقع دنباله رو فرقه ی نعمت اللهی هستند. در عین حال باید از ایشان پرسید که اگر به احکام اسلام مو به مو عمل می کنید در مقابل مذهب حقه شیعه، فرقه بازی و فرقه سازی چرا؟

اگر شما پیرو مذهب تشیع و فکر شیعی می باشید چرا بلند کردن شارب را ترویج و به این کار تشویق می نمایید با وجود این که تا به حال عالم و مجتهدی پیدا نشده که بگوید سبیل گذاشتن مستحب است. هم چنین شما در کتب عشریه را در عوض خمس مطرح می نمایید و عملاً مریدان خود را ملزم به آن می کنید، در حالی که معلوم نیست مدرک شما برای این کار چیست؟ چون شما خود را دارای حرف تازه ای نمی دانید و مدعی هستید که عامل به دین هستید ... سخن در این باره زیاد است و این مقال گنجایش آن را ندارد.

با وجود تمام گوش زدها و هشدارهایی که سال هاست از سوی بزرگان و علمای دین اظهار شده، باز اخیراً شنیدیم قرار است در شاهرود کنفرانسی به عنوان "همایش ملی عرفان شرق" برای ابوالحسن خرقانی و بایزید بسطامی و ... برگزار کنند. کسی نیست بگوید اگر بناست همایشی برگزار شود چرا بزرگان دینی ایرانی به مردم معرفی نمی شوند. بزرگانی مثل خواجه نصیر الدین طوسی، شیخ طوسی و یا علامه مجلسی، فقهای شاهرود و سمنان و ... به مردم معرفی نمی شوند که آثار خوب و مهمی از خود برای نسل های بعدی به یادگار گذاشته اند و صدها سال است در مراکز علمی و دینی مورد استفاده می باشد.

تأثیر این بزرگان در ایجاد هویت صحیح و متعالی مردم ایران کجا و تأثیر تخریبی کسانی که بناست کنفرانس بزرگداشت آنان برگزار شود بر باورها کجا؟

برایمان در این فرصت کوتاه ممکن نیست شرح کاملی از انحرافات بایزید یا خرقانی بنویسیم ولی به طور مختصر اشاره ای به برخی موارد آن می نماییم. فاضل طیبی درباب فضل صدقه شرح مصابیح بغوی از شیخ نجم الدین کبری نقل می کند که خرقانی گوید:
من به عرش صعود کردم و هزار مرتبه طواف کردم، دیدم ملائکه به آرامی طواف می کنند و از سرعت طواف من تعجب کردند. به آنها گفتم این کندی در طواف از چیست؟ گفتند: ما ملائکه از نوریم و بیش از این قدرت نداریم، ایشان پرسیدند سرعت شما از چیست؟ گفتم من آدمی هستم. در من هم نور هست و هم آتش و این سرعت در نتیجه آتش شوق است!!! (الکنی و الالقاب، ج1، ص48)
آیا این مزخرفات و خرافات قابل افتخار است و می خواهید در همایش خویش به آنها ببالید؟
اما درباره ی بایزید مطالب بیش از این است که در کتب مختلف نوشته شده

در شرح حال او نوشته اند که او یک عمر منحرف بود و در اواخر عمر به واسطه ی امام صادق (علیه السلام) به طریقه حقه راه یافت و مستبصر شد و مدت هجده یا سی سال در خانه امام علیه السلام سقا بوده است.

در حالی که وفات بایزید در قرن سوم (سال 261 هجری) می باشد حال آن که رحلت امام صادق (علیه السلام) در سال 148 هجری بوده و تفاوت وفات ایشان 113 سال می شود و کسی عمر بایزید را بیش از هشتاد سال ذکر نکرده (الکنی، ج1، ص 181 و ریحانة الادب، ج 5، ص 201)

اینک این جانب از مسؤلین محترم می خواهم مانع اینگونه حرکات که مخالف نیات بزرگان دین و مذهب و منافی اهداف انقلاب اسلامی است که در راه تحقق آن ملت ایران زحمات بسیاری تحمل کرده اند و با خون شهیدان آبیاری گشته است. امید این که صدای ما به گوش مسؤلین رسیده و از این گونه حرکات مرموز ممانعت شود.



1391/6/7
یدالله دوزدوزانی 

 



phoca thumb l 5محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی مجلسی مدظله العالی

بسمه تعالی

با ابلاغ سلام به عرض مبارک می رساند که قرار است در آخر شهریور ماه جاری همایشی به منظور بزرگداشت و تبلیغ و ترویج از بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی و به طور کلی از تصوف جهانی در شاهرود تحت عنوان «همایش ملی عرفان شرق» برگزار گردد، علما و مراجع عظام طی سخنرانی ها و بیانیه هایی مخالفت خودشان را با این گونه همایش ها اعلام نموده اند خواهشمند است نظر مبارک خود را در این موضوع مهم مرقوم فرمائید.



ایام عزت مستدام    
13 شوال 1433
علی صافی     


majlesiحضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی مجلسی مدظله العالی:

ایشان در پاسخ به نامه ی آیت الله حاج شیخ علی صافی در این موضوع چنین فرمودند:
پس از تقدیم عرض تحیت و ارادت خاطر شریف را مستحضر می نماید حقیر نظر خود را در این باره معروض داشته و درخواست موجبات تعطیلی آن را (همایش ملی عرفان شرق را) از مسؤلین امر داشته ام.

 

1111majlesi


modaresi-yazdiحضرت آیت الله العظمی حاج سید عباس مدرسی یزدی:

بایزید بسطامی که به وحدت وجود (موجود) قائل است مرتد و کافر است.

 

 

 

haghighat1مخالفت فقیه و فیلسوف بزرگ حضرت آیت الله عبدالکریم حقیقت با همایش ابایزید بسطامی


بسم الله الرحمن الرحیم


و صلی الله علی سیدنا و نبیّنا محمد و آله الطیبین الطاهرین لاسیما بقیة الله المنتظر عجل الله تعالی فرجه و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
من وقّر صاحب بدعة فقد اعان علی هدم الاسلام؛ هر کس که اهل بدعت را محترم دارد به نابودی اسلام کمک کرده است/نهج الفصاحة ص747
من تبسّم فی وجه مبتندع فقد اعان علی هدم دینه؛ هر کس به صورت بدعتگزاری تبسم کند کمک به نابودی دین خود کرده است. /بحار الانوار، ج47، ص217

در دورانی که محبین و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام در فشار و التهاب ناشی از توطئه سران کفر و استکبار قرار دارند عده ای با صرف مبالغ هنگفت از بیت المال مسلمین در صدد زنده کردن اهل بدعت و ضلالت صوفیه اند و سعی در به انحراف کشاندن جوانان و ضایع نمودن دماء شهدا انقلاب اسلامی دارند.

این اقدامات در هر جایی به شکلی و در شاهرود با عنوان بی مسمای «همایش ملی عرفان شرق» در حال انجام است که موجب تألم خاطر اعاظم فقها و مدافعین حریم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شده است و باعث تشویش اذهان عامه مردم و تبعید آنان از عرفان حقیقی که نهفته در قرآن و مجید و تعالیم عترت طاهره علیهم صلوات الله است می گردد.

برخی از فریب خوردگان این جریان نمی دانند که امثال بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی علاوه بر انحرافات اعتقادی کانون ترویج خرافات در عصر خود و بعد از خود بوده اند و طبق نظر برخی محققین عقائد بوداییان ضد اسلام را وارد در مذهب کرده اند.

برجسته کردن اسامی و آثار منحوسه آنان مایه تحقیر ملت مسلمان ایران و خیانت به دین و مقدمه تخریب اساس تشیع است. هدم دین و تضعیف مقام فقاهت در عصر غیبت نهایت هدف دشمنان اسلام و ایران می باشد.

برادران وخواهران ایمانی بدانند که مبارزه آگاهانه و مقابله با این اقدامات شیطانی و مخفیانه حتم و فرض است. خداوند همگان را از خواب غفلت بیدار کند.



15 رمضان المبارک1433   
مطابق با 1391/5/14   
حوزه علمیه شیراز/عبدالکریم حقیقت






malek-hosiniمخالفت حضرت آیت الله ملک حسینی شخصیت برجسته ی استان فارس و امام جمعه ی محترم یاسوج با همایش ابایزید بسطامی

 

از خداوند متعال رشد و رقاء ، عرفان و خلوص و جد و جهد در سایه عنایات مخصوصه صاحب العصر و ولی الامر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء برای خود و همگان می طلبم و نجات از هر زلت و ذلت را مسئلت دارم .


عصردنا : حضرت آیت الله ملک حسینی نماینده مردم استان کهگیلویه و بویراحمد در مجلس خبرگان رهبری با صدور اطلاعیه ای مخالفت خود را با برگزاری همایشی در بزرگداشت ابایزید بسطامی و و ابوالحسن خرقانی اعلام کرد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین


بشر به سابقه فطرت ، طالب حق و حقیقت و مایل به کمال است این طلب و میل تحت اشراف انبیاء عظام الهی و اوصیاء و ائمه هدی علیهم صلوات الله اجمعین هماره به سوی خداوند تبارک و تعالی معطوف شده و انسان در ظل هدایت آنان در پرتو اشراقات آن انوار از سقوط به دره شرک و کفر مصون مانده و آنان که مسیر دیگری را انتخاب کرده اند عاقبت دیگری داشته اند .

خط شیطان رجیم پیوسته ترسیم گر آدابی مغایر آداب توحیدی انبیاء و اولیاء بوده و یا منش ((هیچ اداب و ترتیب ....))را ترویج می نموده است . صوفیه در طول تاریخ نحله ای مغایر و متفاوت با اهل بیت رسول مکرم اسلام داشته اند .


خط مشی نظری و راه سیر عملی تمامی فرق صوفیه ابداع افرادی معلوم الحال و الطریقه بوده که عالمان بزرگ مکتب و مذهب آنان را نکوهیده و بر انان شوریده اند .

انچه امروز توقع ان از همگان می رود بهره گیری از فرصت مغتنم انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی برای احیاء مکتب و روش اهل بیت علیهم السلام می باشد که مشحون از معارف بلند توحیدی و سجایای متعالی اخلاقی و قوانین حیات بخش الهی است .

جای حیرت و اسف است که برخی متصدیان فرهنگی بنابر انچه مسموع و مترائی میباشد در صدد برگزاری همایشی برای ابایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی هستند .

به کجا می رویم ؟ و چرا تلاش برای احیاء عرفان ناب برخواسته از متن قران مجید مجد الله ذکره و احادیث معصومین علیهم السلام نمی کنیم ؟ چرا باب علوم خالص و و غیر مشوب به کدورات را بر خود باز و مفتوح نمی نماییم ؟

من اخذ دینه من الکتاب و السنه زالت الجبال و لم یزل (اعتقادات الامامیه شیخ صدوق ج 2 ص 73)
از خداوند متعال رشد و رقاء ، عرفان و خلوص و جد و جهد در سایه عنایات مخصوصه صاحب العصر و ولی الامر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء برای خود و همگان می طلبم و نجات از هر زلت و ذلت را مسئلت دارم .


حوزه علمیه شیراز    
سید کرامت الله ملک حسینی

 



ali-safiآیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی:

همایش ملی عرفان شرق و ترویج از بایزید و خرقانی و مولوی و امثال این ها ترویج از کفر، بدعت، تحریف، فساد، بی بندوباری، بی دینی و بی غیرتی است.


بسم الله الرحمن الرحیم


خبر ناگوار و تأسف بار برگزاری همایش ملی عرفان شرق برای معرفی بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی دل ما و هر مسلمان پیرو قرآن و عترت را جریحه دار کرد و همه را در غم و اندوهی عمیق فرو برد.

از گردانندگان معلوم الحال این همایش و امثال آن و حرکت های مرموز آنان در مقابل معارف قرآن و عترت و اساطین شیعه که موجبات وجد و نشاط و رقص و پایکوبی کابالیسم جهانی را فراهم می کنند و برای نابود کردن فرهنگ و اندیشه ی پرفروغ اسلام و تفکر دینی در این مرز و بوم تلاش می نمایند تعجبی نیست، از طبایع دون و ذوات نامیمون و صاحبان خبث سریره جز خباثت و شقاوت، و از ابلیسان جز هجوم بی رحمانه به حق و حقیقت وخانه ی وحی انتظاری نیست، کما این که همزادان اینان در زمان امام صادق علیه السلام برای دشمن قسم خورده ی اهل بیت علیهم السلام یعنی سفیان ثوری همایش می گرفتند و از اوتبلیغ و ترویج می کردند و امام بحق ناطق را خانه نشین کردند و سخن گفتن از آن حجت الله الکبری را سخن از (نستجیربالله) قشریون و اهل ظاهر به حساب می آوردند و سفیان ثوری را که دیوانه ی دنیا بود و سر به حکومت جائر سپرده بود امام عالَم! تاج دین و دیانت!، شمع زهد و هدایت!، علما را شیخ و پادشاه!، قدما را حاجب درگاه! دانسته که در علم ظاهر و باطن نظیر نداشت! و در ورع و تقوی به نهایت رسیده بود[1]!!!

و امروز نیز خلف نا صالح همان حق ستیزان روباه صفت در یک نقشه ی حساب شده که از آن سوی مرزهای این مرز و بوم هدایت می شوند با برنده ترین سلاح ها یعنی سلاح سحر آمیز فلسفه و عرفان التقاطی به جان عقاید شیعه و رهبران دینی ما افتاده اند و در صددند تا همان راه جهنمی نیاکان کافر و ظالم خود را ادامه داده، به با یزیدها و خرقانی ها که در مقابل قرآن و عترت پرچم ننگین برافراشته اند جلوه و جلال بخشند و اساطین و فقهای بزرگ و شخصیت های برجسته شیعه را که جانشینان برحق امام صادق علیه السلام هستند و ائمه هدی علیهم السلام مردم را فقط به آنها سپرده اند و لاغیر کوچک و سبک شمرده آنها را اهل ظاهر و قشری و جاهل و مخالف عقل و خرد معرفی کنند.

آری از تلاش های نامشروع و ضددین گردانندگان این گونه همایش ها تعجبی نیست بلکه تعجب و تحیّر و تأسف عظیم ازکارگزاران نظام جمهوری اسلامی است که ادعا دارند اساس و شالوده ی این نظام بر قرآن و عترت ریخته شده و در صدد پیاده کردن احکام و قوانین اسلام هستند و با بیگانگان و فرهنگ بیگانه و بیگانه پرستی به شدت مخالف اند، اما در عمل می بینیم که در زیر سایه ی این نظام، برای امثال بایزیدها و خرقانی ها که نماد کفر و زندقه و خرافات اند همایش می گیرند و از این ملحدان تجلیل و تعظیم و تکریم می­ شود و مردم را به سوی دشمنان قرآن و عترت سوق می ­دهند و علمای راستین و معارف حقه ­ی جعفری را به طور کلی از جامعه ی مسلمین دور و منزوی می نمایند و تأسف بارتر این که مسؤلین امر علی رغم اخطارها و اعتراض ها و بیانیه های شدید علما و مراجع تقلید، یا از یاران و گردانندگان این مفسده ها هستند و این گونه جریانها را عن علم یا عن غیر علم حمایت می کنند و یا حداقل در مقابل این مفاسد سکوت اختیار می کنند.

این جانب به عنوان یک شهروند شیعه ویک طلبه ی پیرو مکتب امام صادقعلیه السلام و لا غیر ضمن ابراز انزجار از این گونه تحرکات شوم و مرموز و دین برانداز اعلام می نمایم که اگر این روش و مرام در این مملکت ادامه یابد در آینده ا ی نه چندان دور کار به جایی خواهد رسید که مشروعیت این نظام زیر سؤال خواهد رفت و انقلاب اسلامی ما را به انقلاب بایزیدی و انقلاب خرقانی تبدیل می کنند کما اینکه صدرویان این زمزمه ها را به راه انداخته اند که انقلاب ما صدرایی است!!

ای واسفا بر آنان که ادعای مسلمانی می کنند و علی الدوام دم از دین و اسلام می زنند و از این گونه مزخرفات و یاوه ها حمایت می کنند و عملاً این مملکت را به کام کابالیسم جهانی قرار می دهند.

بایزیدی که 33 سال بعد از شهادت امام صادق علیه السلام به دنیا آمد [2] و در زمان سه امام معصوم زندگی می کرد اما خدمت هیچکدام نرسید جز این که در مقابل جعفر کذاب زانو زد و اگر سقائی کرده باشد، سقای جعفر کذاب بوده است نه امام جعفر صادق علیه السلام.

بایزید سنی مذهب حلولی که می گوید سبحانی ما أعظم شأنی. [3]

و می گوید لا اله الا انا.[4]

و می گوید لواء من از لواء محمد عظیم تر است. [5]

و می گوید لیس فی جبتی سوی الله. [6]

و به مردم سمرقند گفت: یا قوم ، انا ربکم الاعلی. [7]

و می گوید: در خواب خدا را به صورت پیر زمین گیری دیدم. [8]

و می گوید: خدا را در خواب دیدم، به من گفت من تو هستم همان طور که تو من هستی. [9]

و می گوید: عرش منم، لوح منم، قلم منم، عزرائیل منم، اسرافیل منم، میکائیل منم، جبرائیل ، عیسی، موسی، ابراهیم، محمد من هستم.[10]

و می گوید: در دل من هیچ بغضی نیست حتی بغض شیطان.[11]

و معتقد است: کسی که علی علیه السلام را از عمر و ابوبکر و دیگران به خلافت شایسته تر بداند هیچ عمل صالحی از او سر نمی زند.[12]

آیا یک ذی شعور و صاحب عقل و خرد و اندیشه ای هست که از این گونه خرافات و مزخرفات ترویج کند؟

اما متأسفانه در جمهوری اسلامی به نام اسلام و عرفان از این گونه کفریات به شدت حمایت می شود و مخالفین را هر چند علامه ی دهر باشند، بی سواد، جاهل و قشری معرفی می کنند و چون از تمامی امکانات برخوردار هستند به راحتی حق را وارونه جلوه می دهند و در صدد اطفاء نور خدا می باشند غافل از آن که « يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[13]

و بدتر از بایزید، ابوالحسن خرقانی سنی متعصب صوفی است که می گوید:

من مصطفای زمانه هستم، من خدای وقتم.[14]

و می گوید من تنها دو سال از خدا جوان تر هستم و خداوند ملازم من است. [15]

و می گوید: عرش خدا بر کتف من استوار گشته است و بهشت و جهنم در نزد من هیچ ارزشی ندارند.[16]

و می گوید: خداوند مرا از حالت آفریده و مخلوق بودن خارج ساخت و سِمَت خود به من داد که مقام من در حد هیچ مخلوقی نبُوَد. [17]

و مي گويد با خدا چند مرتبه کشتي گرفتم و در مرحله آخر خدا بر من غالب شد. [18]

سلطان محمود غزنوی که به سنی متعصب و شیعه کش معروف بود از مریدان سر سخت خرقانی بود که مدام به دیدارش می رفت و از او راهنمایی می گرفت. [19]

این جا مملکت ولایت است، این مردم اصول و معارف دینی شان را از صاحبان ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام گرفته­ اند و لاغیر چرا باید به یک عده لا مذهب منافق اجازه داده شود که به نام عرفان و معارف توحیدی با مقدسات این ملت مظلوم بازی کنند و پای بیگانگان را به این مرز و بوم باز کنند و موجبات فساد اعتقادی و بی بند و باری و لا ابالی گری در دین را فراهم سازند.


همایش ملی عرفان شرق و ترویج از بایزید و خرقانی و مولوی و امثال این ها ترویج از کفر، بدعت، تحریف، فساد، بی بندوباری، بی دینی و بی غیرتی است.


بزرگ نشان دادن این گونه اشخاص و تبلیغ از مرام و مسلک آنها که در سرتاسر تاریخ اسلام از طرف حتی یک فقیه دین دار تأیید نشده اند به معنای کنار زدن اهل بیت عصمت و طهارت و به خصوص حضرت بقیة الله الأعظم است که بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء و به معنای خروج از دین است.

و نیز به زاویه کشاندن فقها واساطین فقه و حدیث و کلام است .
ای وجدان های بیدار و ای پیروان راستین قرآن وعترت و ای بازماندگان سلف که شجاعت و غیرت دینی آنها اسلام را به این جا رساند و پاسداری کرد، برخیزید و این مملکت را از لوث وجود صدرائیان و عرفان های کاذب و صوفیان که خطر آنها از خطر یهود و نصارا بیشتر است، نجات دهید در مقابل بدعت ها و خرافات و تحریفاتی که این گروه ضال و مضل مأموریت پیدا کرده اند در دین راه بیندازند بایستید و جهاد کنید وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ ردّ عَلیهِم فَكَأَنَّمَا جَاهَدَ الْكُفَّارَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ )ص( و بدانید که کشته شدن در راه دفاع از مکتب مقدس امام صادق علیه السلام و در راه دفاع از معارف قرآن و عترت اجر عظیمی دارد که تنها یکی از آن «احیاء عند ربهم یرزقون» و مقام عندیت است.


اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الفتن بنا و تظاهر الزَّمَان ِ عَلَینا



8 شوال 1433      
اصفهان ـ مدرسه ی صدر بازار
علی صافی اصفهانی    




پی نوشت ها:

[1] . تذکرة الأولیاء ـ سفیان ثوری.
[2] . شهادت امام صادق علیه السلام سال 148 بود و تولد بایزید سال 181 .
[3] .تذکرة الاولیاء 1/140
[4] .شرح گلشن راز شیخ محمد لاهیجی / 561، گلشن راز /50
[5] .تذکرة الاولیاء / 176
[6] .مثنوی، دفتر چهارم /730 بیت 2125
[7] . شرح شطحیات روزبهان بقلی شیرازی /99
[8]. حدیقة الشیعه/ 561
[9]. تحفة الأخیار/223
[10]. تحفة الأخیار/223
[11]. تحفة الأخیار/145
[12]. روضات الجنات 4/179به نقل از صواعق ابن حجر
[13] . صف/61
[14]. تذکرة الاولیاء / 385
[15].عرفان ایرانی / 241
[16] .تحفة الأخیار / 151
[17]. تذکرة الأولیاء / 383
[18]. به نقل از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
[19]. تحفة الاخیار /214

آیت الله سید حسن حسنی ـ مازندران111hasani

 

hasani

بیانیه ی حضرت آیت الله حاج شیخ ماجد کاظمی در محکوم کردن همایش بایزید بسطامی

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله‏‏:

مَنْ أَتَى ذَا بِدْعَةٍ فَعَظَّمَهُ فَإِنَّمَا يَسْعَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ./ (الكافي، ج‏1، ص: 54)
" كسى كه نزد بدعتگزارى آيد و تعظيمش كند در خرابى اسلام كوشيده است".

 

مطلع شدیم در کشور مسلمان و شیعی و انقلابی جمهوری اسلامی ایران که ثمره خون هزاران جوان شیعه می‌باشد همایش بزرگداشت فردی ضد شیعی و صوفی مسلک به نام بایزید بسطامی برگزار شده است.

اینجانبان ضمن ابراز انزجار شدید و محکومیت این اقدام ننگین که باعث آزرده خاطر شدن دل امام زمان و شیعیان و تمام دلبستگان نظام مقدس جمهوری اسلامی شده، از تمامی مسئولین دلسوز و انقلابی کشور خواستاریم تا هر چه سریعتر بساط چنین همایش‌هایی را که با هزینه هنگفت از بیت المال صرف می‌شود برچیند و از مردم و علمای بلاد عذر خواهی نمایند.

 

15 شوال 1433     
مطابق با 1391/6/12  
حضرت آیت الله شیخ ماجد کاظمی



بیانیه جمعی از فضلا و علمای حوزه علمیه اهواز


بسم الله الرحمن الرحیم


انقلاب اسلامی ایران بی شک یکی از فرصت‌های بی مانند در طول تاریخ برای نشر معارف اهلبیت برای همه شیعیان و مسلمانان جهان بوجود آورده است، چرا که این انقلاب با نام اسلام و اهلبیت به پیروزی رسید. همچنانکه تاکنون نیز ثمرات و برکات فراوانی در این جهت داشته است.
لذا ما بعنوان سربازان و دلسوزان این انقلاب عزیز، هرگز اجازه نخواهیم داد تا این کشور اسلامی از مسیر خود منحرف شود و اجازه نخواهیم داد تا ثمره خون هزاران شهیدی که برای پیروزی آن ریخته شده است با برپایی همایش‌هایی ضد شیعی و ضد اسلامی بزرگداشت افرادی همچون بایزید بسطامی صوفی، پایمال شود.

لذا ضمن محکومیت این حرکات قبیح قاطعانه از مسئولین خواستاریم تا هر چه سریعتر از برگزاری این همایش جلوگیری نماید.

وَ سَيَعْلَمُ‏ الَّذينَ‏ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (الشعراء آیه 227)



18 شوال 1433            
مطابق با 91/6/15          
جمعی از فضلا و علمای حوزه علمیه اهواز



نظر مرجع اعلی شیعه مرحوم آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خوئی در مورد بایزید بسطامی:

کسی که (مثل بایزید بسطامی) قائل به وحدت وجود و موجود است حقیقتاً و می گوید در واقع و حقیقت امر یک موجود بیشتر نیست و همین یک موجود دارای تطورات متکثره و اعتبارات مختلفه است یعنی در مرتبه ی خالقیت خالق است، در مرتبه ی مخلوق مخلوق است، در آسمان آسمان است و در زمین زمین است و ... مانند بایزید بسطامی که گفت: لیس فی جبتی سوی الله ... التزام به این گونه مطالب کفر و زندقه است زیرا سخنان مستلزم انکار خدا و پیغمبر است زیرا در این صورت بین خدا و رسول هیچ تفاوتی نمی باشد و نیز مستلزم این است که پیغمبر و ابوجهل هر دو حقیقتاً یکی باشند.



التنقیح 81/3




MortizaRazavi 2بایزید در عوام فریبی و ابراز شطیحات گستاخ ترین صوفی بود

***

متفکر بزرگ شیعه علامه حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی:

بایزید برتر است یا پیامبر اعظم؟!!


در این نوشتار که قسمتی از اثر گرانبار، متفکر بزرگ حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی است، بی توجهی مولوی و مکتبش به انبیاء و اولیاء معصومین (علیهم السلام) بیان شده است.

«… به عنوان مثال و تنها نمونه به آن داستان معروف مولوی و شمس توجه کنید:
شمس سوار بر اسب و مولوی افسار اسب او را گرفته و می کشد، روی به عقب برگردانیده و به شمس می گوید:

مولوی: ای پیر آیا محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) افضل است یا بایزید؟ـ؟
شمس: این چه پرسشی است، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کجا و بایزید کجا.
مولوی: پس چرا محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) می گوید «ما عرفناک حق معرفتک» و بایزید می گوید «سبحانی ما اعظم شأنی»؟ـ؟
در پایان داستان، حضرت صوفی (مثلاً) بی هوش می افتد.

ببینید: مولوی نمی پرسد «آیا سلمان افضل است یا بایزید» یا با مقداد، عمار، ابن مسعود، ابوایوب، جابر انصاری، عمر، ابوبکر، و… مقایسه نمی کند. یعنی در نظر او تکلیف اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مقایسه با بایزید دقیقاً روشن است که هیچ کدام به گرد پای بایزید نمی رسند.

و نیز نمی پرسد: «آیا علی [علیه السلام] افضل است یا بایزید» و همچنین امام حسن و حسین و… [علیهم السلام] (در مورد امام زمان(عج) هم که اصل وجود و اصل چنین شخصی آمده یا در آینده خواهد آمد، بر خلاف اجماع مسلمین حتی خوارج، را انکار کرده و مهدویت را تعمیمی کرده است) را اساساً (نعوذ بالله) قابل قیاس با بایزید نمی داند.

و همچنین مولوی نمی پرسد «آیا حضرت ابراهیم، نوح، موسی، عیسی افضل هستند یا بایزید» تا چه رسد دیگر انبیاء. زیرا همه این مسائل برای او حل شده بود تنها مسئله ای که باقی مانده بود افضلیت بایزید بر خاتم المرسلین و اشرف المرسلین بود که آیا بایزید افضل است یا محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) ؟ـ؟ تا بایزید دقیقاً شانه به شانه خدا بایستد. آن هم بایزید که در عوامفریبی و ابراز شطحیات گستاخ ترین صوفی بود و با شعار «سبحانی ما اعظم شأنی» راه را برای دیگر عربده های صوفیان باز کرد و دروازه خرافات را در جامعه امت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برگشود که سیل خرافات به راه افتاد و اصول و فروع دین را در خود فرو برد و امت اندیشمند را یک امت کاملاً خرافی، به بار آورد.

این ماهیت تصوف است که فرد را به شدت دچار تکبر درونی بل دچار جنون خودپرستی می کند تا خود و امثال خود را افضل از همگان بداند و انبیاء و اولیای واقعی در نظرش خوار و حقیر شوند.

اینان فقط و فقط در مقابل پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) ترمز می کنند. زیرا بناست که به نام اسلام بگویند و به عنوان مسلمان بر مسلمانان سوار شوند. والا این ترمز کوچک را نیز می بریدند و این افسار گسیختگی را به «اطلاق محض» می رسانیدند.

گرفتن افسار اسب شمس برای به دست آوردن «جواز» از زبان شمس، است که افسار خود را ببرد.اما شمس این جواز را نداد.

در مجلد اول عرض کردم که شمس همه جا می گشت و خانقاه به خانقاه می رفت و از افراط کاری های صوفیان انتقاد می کرد در قونیه نیز همین روال را داشت که اخراج شد، سپس با اصرار برگردانیده شد و سپس کشته شد.

از متن پرسش مولوی روشن است که در نظرش بایزید با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کاملاً دوش به دوش، مساوی و برابر است تنها جای شک این است که آیا از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز افضل است یا نه.

من هیچ کاری با مولوی ندارم و درصدد نیستم که منفیات و اندیشه های ضد اسلامی مولوی را بیان کنم. زیرا در این صورت باید سه جلد در تنها «مولوی شناسی» می نوشتم. من به برخی از آنان که خودشان را شیعه دوازده امامی می دانند و امامان را واجب التأسّی می دانند، می گویم: مرید ائمه(علیهم السلام) بودن و در عین حال مرید مولوی بودن، جز حماقت (یا عوام فریبی) معنی ای ندارد. پذیرش دین ائمه(علیهم السلام) در عین پذیرش دین مولوی، یا مصداق سفاهت است یا مصداق عوام فریبی.

طلبه جوان و دانشجوی جوان می خواهد دانشمند و عالم شود، نه خرافی یا فریفته شود، چرا به اینان ستم می شود؟ پاسخمان در تاریخ چه خواهد بود؟.

کسی که مختصر اطلاعی از بینش و فرهنگ صوفیان، داشته باشد می داند که این «اصل» ـ اصل نگاه تحقیرآمیز به انبیاء(علیهم السلام)، ائمه(علیهم السلام) و اصحاب پیامبران و امامان علیهم السلام ـ تنها به مولوی منحصر نیست، اصل اساسی اندیشه همه صوفیان است که اصطلاح زیبای «عرفان» را غصب کرده اند مانند غصب ولایت.»


آدرس مطلب: محی الدین در آئینه فصوص. جلد دوم – فصل اول : مقالات مقدماتی ( بخش دوم )

خواندن 105 دفعه
Share this article

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

آيت الله حاج شيخ علي صافي اصفهاني(سرپرست مجموعه ي دارالصادق اصفهان)

مؤسسه دارالصادق (عليه السلام) با قاطعيت تمام اعلام مي کند که يکي از اهداف اين مؤسسه مبارزه فرهنگي با انحراف و منحرف و با بدعت ها و پاسداري قاطع از مکتب نوراني اهل بيت(عليهم السلام) است و تنها به قرآن و عترت تکيه دارد و از آنها کمک مي گيرد و لاغير، لذا در اين راه مقدس هيچگونه ترس و واهمه اي به خود راه نمي دهد و...

ادامه مطلب...

تماس با ما

home-icon- اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه لاله ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

 telephone  32317981 ، 03132317982  

 

   linkdin2  googleplus22  telegram4  twitter2  instagram2  facebook2

 

آمار بازدید کنندگان

امروز472
دیروز1361
این هفته1833
این ماه27666
جمع بازدیدها375669

1396-08-30
Top